تبليغاتX
وبگردی
موضوعات روز
smash patriarchy

از ديدگاه موقعيت‌باورها شما نبايد الزاماً جزو دسته‌اي مشخص از زنان باشيد؛ يا عضوي از پرولتاريا، يا حتي يک کارگر صنعتي يا بر فرض کسي که از خود هيچ دارايي‌اي ندارد، تا تحت فشار خوانده شويد. شما ناچار نيستيد که تشنه لب براي مانيفست هاي سوسياليست ها منتظر بمانيد که به شما ديکته کنند شما شايستگي هايي داريد؛ به عنوان بانوي خانه (بازآفريني نسل ديگري از کارگران)، به عنوان يک کارمند دفتري، به عنوان يک دانش‌آموز يا يک استاد ميانه‌حال که توسط دولت استخدام شده است (و بنابراين بخشي از «طبقه کارگر نوين»). شما ناچار نيستيد بخشي از جهان سوم باشيد يا يک همجنس‌گرا يا يک زن پا به سن گذاشته يا يک مسئول پذيرش بهزيستي. همه اين زنان در اقتصاد کالايي مفعول هستند؛ همه ناظران منفعل اين نمايش هستند. به وضوح بعضي زنان در موقعيت هاي بدتري نسبت به ديگران قرار دارند، ولي به هر حال هيچ کدام در همه جنبه هاي زندگي‌شان آزاد نيستند.

برای خواندن بخش ترجمه شده مقاله به فارسي روی ادامه مقاله کليک کنيد.

 بلاگ    جغرافیای رادیکال       اصل مقاله به    انگليسي - به    آلماني 

 carol ehrlich   women and the spectacle/

socialism, anarchism and feminism

برای خواندن بخشي از مقاله به انگليسي و آلماني  روی انگليسي و آلماني کليک کنيد

  The Dispossessed   "Les Dépossédés".   Ursula K. Le Guin :معرفي کتاب    

 Ursula Le Guins 'Planet der Habenichtse' شرح کتاب به آلماني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/4/19ساعت 2  توسط رزا روشن  | 

راستی چرا زنان سرزمینم نتوانند در ادارات و در زندگی از حقوق و امکانات برابری با مردان برخوردار باشند؟ چرا همیشه باید زن و مرد را مانند دو تیم فوتبال در برابر هم قرار داد؟ چرا زنان و مردان، بایست مانند مانند آبی پوشها و قرمز پوشها در صدد رقابت و ربودن توپ از هم باشند؟ چرا تیم مردان بایست مدام گل بزند توی سبد تیم زنان؟ چرا مردان مدام از زنان امتیاز می گیرند؟ وقتی زن باشی و انسان باشی خواستار رفع مجازاتهای مرگبار علیه انسان می شوی و چشمت را بر روی قطع دست مردان و بیرون کشیدن چشم بزه کاران نمی بندی. وقتی پیش از هر چیز انسان باشی و ساکن کشوری که "مزد گورکن از آزادی آدمی فزون تر باشد"، هرگز نخواهی نوشت "لغو.... علیه زنان" توی ذهنم مروری دارم بر اولین "بیانیه" کارزار با "قطعنامه" لاهه و این دو را با هم مقایسه می کنم تا بشکافم متنش را! اصل متن را روی سایت کارزار می توانی پیدا کنی و بخوانی!      ادامه در بلاگ چشمان زنان    مر۳۰
ادامه مطلب 

+ نوشته شده در  2008/4/18ساعت 21  توسط رزا روشن  | 

بهار

wow
نیاز است که در گردن ها می پیچد و
تمنا است که در چشم ها ریسپانس می دهد.

ایول

http://dulcepontes.net/downloads/stats.php?id=238

رفیق بهروز کریمی زاده آزاد شد

مهرداد لهراسبی پس از تحمل ۹ سال زندان آزاد شد

احکام چندین سال حبس سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر تایید شد

محکومیت عابد توانچه به ۸ ماه حبس تعزیری

چیزهایی در باب احضار - کاظم رضایی باید یک اصل را پذیرفت که در حاکمیت زور، حاکم ذره‌ای از قدرت و آمریتش نخواهد کاست مگر این که مجبور شود. قدرت یک عطش سیری ناپذیر است. چاهی است که هر چه غنیمت در آن بریزند صرفا خالی‌تر می‌شود تا این که نهایتا خود صاحب چاه به درون آن سقوط کند. به انتظار حاکم ماندن تا او با دست خویش آزادی و حقوقمان را به دستمان دهد، انتظاری صرفا بیوده است. همه‌ی موردی که در سه بند اول ذکر شد مستلزم ایستادگی و پایمردی احضاریون است. باید ایستاد و مبارزه کرد، پارادوکسی که حاکم دچار آن شده است در نهایت دست بالا را از آن احضاری‌ها خواهد ساخت، حتی اگر هزینه‌های سنگین به ما تحمیل شود، میلِ به همین نهایتِ ذکر شده است که باید ما را به مبارزه مشتاق‌تر کند. ما سرگردانیم، از خود بیگانه شده ایم و معنایمان تنها در مبارزه به دست می‌آید. حریف می‌ترساند، اعمال وقیح و غیرانسانی مرتکب می‌شود، اما چه دلیلی برای ترس و عقب نشینی وجود دارد؟ آیا در این شرایط اجتماعی سخت و دشوار، حتی یک دلیل کوچک وجود دارد که ما را تسلیم منطق زور و سرکوب کند؟

مه 68 چهل سال بعد - مديا کاشيگر

مه 68، تجربه های جنبش دانشجوئی و کارگری- مرجان افتخاری

کليپ مه ۶۸ فرانسه

کليپ بياد ژان پالاخ- دانشجويي که به اعتراض سرکوب بهار پراگ خودسوزی کرد

فيلم مستندی از چکسلواکي سال ۶۸

فيلم مستندی از قتل برونو اونزورگ، دانشجوي 26 ساله دوم ژوئن 1967 در حين بازديد شاه از برلين

 

اوهاکا Oxaca: ، طغیان بر ضد نادیده انگاری، فقرمفرط، وسوءاستفاده از قدرت

اکسيون اعتراض به قتل دو اکتيويست در اوکساکا. ۲۱ آوريل برلين جلو سفارت مکزيک ۵ بعد از ظهر 

Two Radio Reporters Murdered in Oaxaca

CALLOUT: DEMO/AUFRUF ZUR DEMO

in front of mex. embassy Berlin/vor der mexikanischen Botschaft Berlin
Monday, 21 April at 5 p.m. subway U-1 Wittenbergplatz/ Montag 21. April
um 17h (U-Wittenbergplatz
)

to protest the killing of 2 young radio journalists from the autonomous
Triqui community San Juan Copala/

برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه کليک کنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/4/16ساعت 1  توسط رزا روشن  | 

شهروند: انستیتوی مطالعات زنان دانشگاه تورنتو، پیشاپیش به استقبال روز جهانی زن، هشتم مارچ رفته و اعلام کرد که یک رشته ی دیگر در سطح فوق لیسانس در رشته مطالعات زنان به دیگر رشته های این انستیتو افزوده خواهد شد. اعلام این خبر همزمان است با دریافت هدیه 250هزار دلاری زنده یاد پرفسور حامد شهیدیان به مرکز مطالعات زنان....

پرفسور شهرزاد مجاب، رئیس انستیتو مطالعات زنان در این رابطه می گوید: برقراری این رشته ی جدید فوق لیسانس بسیار بموقع بود. او در خصوص کمک اعطایی 250هزار دلاری می گوید: پرفسور حامد شهیدیان وصیت کرده بود که دارایی های او به مطالعات زنان دانشگاه تورنتو اختصاص یابد. پرفسور مجاب افزود: زنده یاد حامد شهیدیان یک محقق و پرفسور شناخته شده در مطالعات زنان بوده و این اولین بار است که از کامیونیتی ایرانیها یک هدیه قابل ملاحظه به دانشگاه داده میشود و این می تواند رسم خوبی شود برای سایر ایرانیها که این کار را ادامه دهند.

رئیس انستیتو مطالعات زنان درخصوص نحوه ی هزینه ی این کمک اعطایی گفت: 200هزار دلار صرف برگزاری مجموعه سخنرانی ها خواهد شد و یک بورسیه تحصیلی 50هزار دلاری هم برای دانشجویان اختصاص می یابد.

کامنت رزا:اميد اين پول هم مثل بقيه پولها خرج سخنراني های مفيد بشه

خواندني های سابق: از ماست که بر ماست!

در راه انقلاب، چشم ها را ببنديد. آستين ها را بالا بزنيد!

+ نوشته شده در  2008/4/15ساعت 4  توسط رزا روشن  | 

فيلم ديدارشاه ازآلمان فدرال در سال ١٩٦٧ تحت عنوان , ديدار پليسی دولتی , در اعتراض بعملکرد دولت آلمان در رابطه با آن , ديدار, از سوی , رومار برودمن, فيلم ساز سوئيسی با استفاده از فيلم های مستند از برخی ازصحنه های آن ديدار و مسائل مربوط به آن در سال ١٩٦٧ تهيه شده است. اين فيلم برای اولين بار از طريق شبکه تلويزيونی (آ ـ اِر ـ دِ ) در سال ١٩٦٧ به نمايش گذاشته شد.

در شب همان روز دوم يونی ( دوم ژوئن) زمانيکه محمد رضا شاه پهلوی باتفاق همسرش فرح ديبا در سالن ,اُپرای آلمان,در شهر برلين غربی به تماشای آَپرای ,ساوبرفلوته , سرگرم بوده است، پليس آلمان فدرال بخاطر پراکنده کردن تظاهرکنندگان مخالف رژيم شاه از محوطه جلوی سالن اُپرای آلمان، تصميم می گيرد که به صفوف تظاهرکنندگان حمله کند. در مرحله اول به وسط صف تظاهرکنندگان حمله می برد و سعی می نمايد تا صف تظاهر کنندگان را از هم جدا نمايد. پس از شکاف در صف تظاهرکنندگان، تظاهرکنندگان را در گروه های کوچک محاصره و شديدأ مورد ضرب و شتم قرار می دهد. در اثر حمله پليس و همچنين استفاده از ماشين های آب پاش، شرکت کنندگان در تظاهرات پراکنده می شوند و همچنين مابين برخی از تظاهرکنندگان و پليس زدو خورد می شود. در اثر شليک گلوله يک پليس آلمانی بنام , کارل هاينس کوراس ,، يک دانشجوی آلمانی بنام ,بنه اونه زورگ, در آن شب به قتل می رسد.
پس از قتل جوان آلمانی (بنه اونه زرگ)، بسياری از دانشجويان و جوانان آلمانی در مخالفت با پليسی شدن جامعه آلمان کارزار مبارزاتی بپا می کنند و کمک به شکل گرفتن ,اپوزيسيون خارج از مجلس, می نمايند. در واقع پس از , قتل بنه اونه زرگ , ، تغييرات بزرگ اجتماعی در آلمان صورت می پذيرد، که کمک به دمکراتيزه کردن جامعه آلمان می نمايد!

بخش ۴ فيلم گذشته و حال برخورد نظاميان با مخالفين در آلمان   Besuch des Schah in Deutschland  1967 (4)

فيلم ديدار شاه از آلمان فدرال که در شبکه اينترنتی قرار گرفته است ، به پنج قسمت تقسيم شده است که لينک آنها بقرار زيرمی باشد:
1 ـ قسمت اول ،
Teil 1: http://www.youtube.com/watch?v=wuCyXDcNBXQ&feature=related
2 ـ قسمت دوم ،
Teil 2: http://www.youtube.com/watch?v=JENDCo63e5I&feature=related
3 ـ قسمت سوم ،
Teil 3: http://www.youtube.com/watch?v=1131TIXtxgU&feature=related
4 ـ قسمت چهارم ،
Teil 4: http://www.youtube.com/watch?v=CeHUE63sWTM&feature=related
5 ـ قسمت پنجم ،
Teil 5: http://www.youtube.com/watch?v=R5Ynypq_X0w&feature=related

 
 در قسمت ادامه مطلب متن تفسير فيلم به فارسي اگرچه با خود فيلم به زبان آلماني تناقض دارد و راست روانه تر نوشته شده اما به دليل اهميت اين سفر و تاثير آن بر روی چپ آلمان فعلا بدون نقد درج شد. برای خواندن کل مطلب  روی ادامه مطلب کليک کنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/4/11ساعت 12  توسط رزا روشن  | 

 

مگر اولش اینها را نمی خواستیم: رفع قانون حجاب اجباري، رفع محکومیت زنان به جرائم ناموسی، منع اعدام و سنگسار، رفع زنانه مردانه شدن اماکن و جداسازی های اجباری، رفع پیگرد قانونی برای هم جنس گرايان،  لغو قانون چند همسری، لغو قانون ازدواج موقت یا صيغه، قوانين ازدواج و طلاق، حق سرپرستی و حضانت فرزندان برای زنان، حق انتخاب شغل، حق شاغل بودن يا نبودن، حق مسافرت، حق انتخاب آزادانه همسر، حق بچه دار شدن يا نشدن،  ... ؟ پس چی شد؟ چرا حالا کمتر از این خواسته ها حرف زده می شود؟ این قافله با رهبری کارزار در این مسیر طولانی به کجا خواهد انجامید؟ ادامه مطلب  در چشمان زنان

+ نوشته شده در  2008/4/11ساعت 2  توسط رزا روشن  | 

رزا نيوز:

8 مارس هم گذشت و زنان سوسياليست در کنار شوهران سوسياليست، کودکان سوسياليست، نوه نتيجه سوسياليست و خانواده مقدس سوسياليست در پي سازماندهي اول ماه مه سوسياليستي مشغول آب و آتيش آوردن برای انقلاب سوسياليستي هستند! اين روز جهاني زن به گفته علما به سوسياليست ها تعلق داشته و دارد و نافش را با پرچم سرخ گره زدند و قرار هم نيست خدای ناکرده مردان سوسياليست ورود ممنوع شوند.  اصلا برخي از زنهای راديکال سوسياليست فراخون دادند که ما تو خانه هامون مانديم که رفقايمان،  و هر چه مذکر داريم بتواند اين روز زن سوسياليستي را بدور از مزاحمت ما در کنار زنان ومردان سوسياليست جهان جشن بگيرد و مبادا موی دماغشان شويد! در اين روز بزرگ زناني که در تدارک بساط سور و سات جشن  بودند با شعار "بدون شوهرم هرگز" جلوی شرکت و ازدهام زنان راه گم کرده فمنيست را گرفته و با لگدچه ای از آنها استقبال کردند تا تاريخ بداند، اين روز بواقع روز آشتي کنان سوسياليستي در جهت استحکام خانواه جهاني سوسياليستي و گرايشات مختلف سوسياليستي است که زير شعار" نه به جمهوری اسلامي و نه به امپرياليسم" هر ساله تجمع دارند و در خانه اين دو سفارتخانه را محکم ميکوبند!

پيرو انتقادات فمنيستي =بورژوازی و اينکه بلاخره در خانه مردسالار خانگي را چه کساني قرار است بکوبند!؟ پاسخ گرفتيم: اگه آقامون ضرورتش را ديد، خودش سراغ آن هم ميرود!

در آستانه فرا رسيدن اول ماه مه پيرو مصادره روز جهاني زن توسط "رفقا"، زنان فمنيست هم البته بدرستي فراخوان مصادره روز اول ماه مه را دادند. در همين رابطه قرار است تاتری هم با عنوان " يک دسته گل خرزهره" توسط جوانان راديکال و انقلابي اجرا شود و مردسالاری را  کوب کوب لگد کوب کنند! در اين تاتر قرار است مردان جوان با لباس رکابي بدن نما و دختران با  شلوار و پليور مشکي يقه اسکي روی صحنه ظاهر شده، اينبار بجای سرود جنگلکاران  و انترناسيونال ... در کنار سرود "کارزار عليه مردسالاری" سرود قديمي "جنبش سافرجد"  هم اجرا شود!

برنامه های زنان در رابطه با مصادره اين روز مردانه متعاقبا اعلام ميشود! ختم خبر

گزارش گراميداشت روز زن آيدا از فعالين"کارزار عليه مردسالاری" در ايران: 

روز زن من امروز بعد سالها مبارک است. امروز که یاد گرفتم که آن گونه که تو تعیین کردی نباشم. امروز که همه نامه هایی که برایم نوشته بودی را خواندم. امروز به خودم می بالم که " عامل سرشکستگی تو " هستم. بدان که عامل سربلندی تو چیزی نیست جز زنی که در سکوت با لنگهای گشوده و فرج بی مو و مقعدی چرب شده به سقف نگاه می کند در حالی خورشت فسنجانش روی گاز جا می افتد. زنی که تو را سر بلند خواهد کرد٬ از سکوت به سکوت خواهد رفت. امروز روز من است. دیروز این روز را با سه زن دیگر جشن گرفتم. با همان زنها که به قول تو کثافتند و انگل اجتماعی. که " جنده " و " زیر همه خواب " هستند. که علافند و وبلاگ نویس. زنانی که از دید من باهوش ترینها هستند. آزاده ترین ها. زیبا ترین ها. موفق ترین ها. دیروز با آن سه زن کنار آتش شراب خوردم . من از دستت عصبانی نیستم. خشمگین هم نیستم. تو تجربه واقعی من بودی از آنچه در کتابها خوانده بودم.

امروز روز من است چون بقول تو موهایم را " جنده وار" رنگ کرده ام. خانه نارنجی ام را تمیز کرده ام. با نازلی و کتی و پانته آ دوستم. عاشقم. بدون فکر کردن به عاقبت حرفهایم بی پروا حرف می زنم. با هنرمند ترین معشوق جهان زندگی می کنم. رنگ مبلهایم را تعیین می کنم. اجازه کار دارم. اجازه فکر کردن دارم. زیبا شده ام. با مزه هستم. وبلاگ می نویسم. کتابم را ترجمه می کنم. مهندسم. درانتهای تخت مچاله نمی خوابم. کنسرت برگزار می کنم. و از همه مهمتر " آیدا " هستم.

همه ایملیهایت را پرینت گرفته ام. می خواهم داستانشان کنم. همه را می گنجانم. فحشهایت، جنده خطاب کردنت، تهدیدهایت را به کشتن به سنگسار. آرزویت را برای کوری چشمهایم.تهدیدهایت را به اینکه اموالم را و یادگارهای کودکی و مادربزرگم را ضبط کرده ای و به من نخواهی داد. دوست من، این چیزها مهم نیست. تو به من چیزی را دادی که یک دنیا ارزش دارد. تو به من بزرگترین تجربه دنیا را دادی. من در کنار تو فهمیدم که افسردگی یعنی چه. سه ماه از خانه بیرون نرفتن و با موش ها حرف زدن به چه دلیل ایجاد می شود. اقدام به خودکشی چه حسی دارد. چه تعالی وجود دارد در "جنده" بودنی که من آزادگی خطابش می کنم.

امروز. این وبلاگ پیاده رو باز است هر چند که تو هزار بار خواستی که ببندمش. امروز آیدا حرف می زند هر چند که تو خواسته بودی خفه شوم . من به دعوت شرکتمان سوار جت اختصاصی می شوم و برای عضویت در مهندسین حرفه ای کانادا فرم پر می کنم. هرچند که معتقد بودی من هیچ چیز نمی شوم . امروز دیگر سینه هایم کوچک و رقت آور نیست. زیبا و ایستاده است. از لحاظ جنسی سرد و "به درد نخور" نیستمُ ٬ گرمم و عاشق. پرحرارت.

تو آزادی تا انتهای جهان برایم نامه بنویسی یا در وبلاگم به اسم " اتوبان " یا هر چیز دیگر من را " جنده " خطاب کنی. آزادی که شرمگین باشی از فساد من. آزادی که در خوابهایت من را ببینی و تحقیرم کنی . آزادی که برای همه دنیا و حتی خاله مادر من نامه بنویسی و از فساد من بگویی. از " زخم واژنم" . از " غلام بنگی تمپو زن " از " زیر همه خوابیدن " هایم . آزادی که همه فرشهایم و نقره های مادر بزرگم و ترمه های مادری من را ضبط کنی. من خوشحالم که بدنم را از خانه تو و از معرض تجاوزهایت دزدیدم. من خوشحالم که روحم را از شلاقهای تحقیرت بدر بردم. من خوشحالم. که من ام.

امروز که یک زن قدرتمند هستم که تن به نخواسته هایم نمی دهم٬ روزم مبارک .

برای گزارشهای بيشتر روی بلاگ زير کليک کنيد.

http://www.piaderou.blogfa.com/post-143.aspx

 

+ نوشته شده در  2008/4/10ساعت 13  توسط رزا روشن  | 

جمعبندی از سمینار  و راهپیمائی کارزار زنان  در روز جهانی زن  (بحث آزاد) 

برگزارکننده:   کارزار برای لغو قوانين ضد زن

تالار : کارزار زنان در پالتاکIran    karzar zanan 

جمعه11 آپریل 2008 از ساعت 20 تا23 بوقت اروپای مرکزی 

فعالين کارزار زنان از حضور فعال شما در تالارکارزار زنان،  براي پيشبرد اهداف خود پيشاپيش سپاسگزارند.

کامنت: چه موقع زنان مستقل و آزاد سرزمینم "روز زن" را از چنگ رفقا بیرون خواهند کشید؟ چه زمانی زنان آزاده سرزمینم شعار خود و پرچم خود و  خواسته ی خود را بدون کمک آقا داداشهای حزبی و شوهران سازمانی و برادران تشکیلاتی مطرح خواهند کرد؟ چه زمانی روز مصادره شده ی هشت مارس را از رفقا پس خواهیم گرفت؟

ويدئو موزيک : Chupacabra Sisters

همان ويدئو اينجا:

+ نوشته شده در  2008/4/8ساعت 14  توسط رزا روشن  | 

بنيادگرايى مسيحى و بزک مدرن آن، با هدف تحميق جوانان!   رزا روشن

کارناوال مسيحيان (کنگره جوانان پروتستان) امسال در شهر برمن (آلمان) در تاريخ 30 آوريل تا 4 ماه مه 2008
تغيير اسم سمينارها و برگزاری آنها با همان محتوای اوليه!
اين کارناوال هر چند سال با بيش از 200 گروه کاری (ورک شاپ)، سخنراني، سمينار و برگزاری کنسرت راک و هيپ هاپ و ... برای جوانان برگزار ميشود. تعداد شرکت کنندگان درکارناوال بين 10 تا 20 هزار نفر متغير است. امسال بسياری از اين گروه های کاری نام و محتوا را هماهنگ کردند.

اين کارناوال زير پوشش حمايتى خانم وزير خانواده در آلمان از حزب دمکرات مسيحى اورزولا فون له ين
Ursula von der Leyen است و فعلا به تيتر سه گروه کاری انتقاد شد:
1) گروه کاری "کمک! همسايه من مسلمان است!"
2) گروه کاری "معالجه همجنسگرايان!" (همجنسگرايى قابل معالجه است!)
3) گروه کاری "عليه سقط جنين"

برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد!

با تشکر زياد از روشنگری برای اديت مطلب

فراخوان ائتلاف عليه جنسيت گرايي به زبان آلماني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/4/7ساعت 22  توسط رزا روشن  | 

 ما زنيم، ما زياديم. به هدفمون هم ميرسيم.

Wir sind Frauen, wir sind viele. Wir erreichen unsere Ziele!

 

او انسلرمقاله "تک گویی های شرمگاه زن" از مهستی شاهرخی درباره نمایشنامه "واژینا مونولوگ" اثر او انسلر است. این مقاله پیش از این در نشریه"آوای زن" چاپ سوئد در بهار سال ۲۰۰۳ منتشر شده است و برای دومین بار در این جا دوباره منعکس می شود.

در ویکیپدیا:  The Vagina Monologues

بیوگرافی او انسلر در سایت v day

برای خواندن متن روی صفحات کلیک کنید

صفحه اول

صفحه دوم

 صفحه سوم

 

 

 

 

 

 

 


چه موقع زنان مستقل و آزاد سرزمینم "روز زن" را از چنگ رفقا بیرون خواهند کشید؟ چه زمانی زنان آزاده سرزمینم شعار خود و پرچم خود و  خواسته ی خود را بدون کمک آقا داداشهای حزبی و شوهران سازمانی و برادران تشکیلاتی مطرح خواهند کرد؟ چه زمانی روز مصادره شده ی هشت مارس را از رفقا پس خواهیم گرفت؟

....ته صحنه پرچم بزرگ سرخ رنگی است که بر روی آن نوشته اند: "سرنگون باد جمهوری اسلامی" یعنی برای جشن گرفتن در روز جهانی زن، اول باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم؟ بعد آن وقت چی؟ تکلیف "روز جهانی زن" چی می شود؟

پایین میز تنها عکس یک زن است: "کلارا زاتکین"! یعنی هیچ زنی از ایران قابل نبود تا عکس اش اینجا گذاشته شود؟ در مورد چگونگی برنامه از دست اندر کاران کارزار و همسفرانم پرسیده ام و جواب درستی نگرفته ام. 

در مورد برنامه هنری قرار است آقایی نمایشی مجهول را فردا شب بر روی صحنه بیاورد. یعنی هیچ زن ایرانی قابل نبود که در جشن هشت مارس هنرنمایی کند؟ این چه جور فمینیسمی است؟ آخر این چه جور همبستگی زنانه ای است که حتا روز هشت مارس...؟

خانم یه جو غیرت زنانه!

برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد.

خواندني ۴در بلاگ چشمان زنان: یک شاخه گل در کارزار زنان بروکسل - چشمان بیدار - مهستی شاهرخی

نمایش وقتی شروع می شود بازیگران که آقای کارگردان هم در میان آنهاست وارد سالن می شوند، همگی دو چوب لباسی به دست دارند که آنها را به هم می کوبند و می گویند "کوب، کوب، لگدکوب می کنیم!"، مردان همه پیراهن یقه اسکی سیاه دارند و دختران نمایش به جز یکی، همه تاپهای سکسی رکابی مشکی! آن دختری که لباسش مشکی نیست و از روی کتابی می خواند )چون متن را حفظ نیست( شلوارک با جوراب شلواری به تن دارد! دخترانی با تاپهای رکابی و مست و ملنگ، جایگزین زنان زندانی شده اند. در کنار صحنه، ای بدون دکور، سبد پیک نیک و بطری های شراب، لابد مقدمه ای برای عشقبازی است. هنوز بازیگر با کتاب و متن در دست، دارد روی صحنه راه می رود. او با لحنی دکلمه ای و مانند اجراهای مدارس، دخترک شلوارکی می خواند "عشقبازی گناه نیست"

زنها به شکلی پورنو گرافیک مورد بازجویی قرار می گیرند. اولی جواب می دهد "مادرم باکره بود" و دومی می گوید "پدرم فرزند نداشت" و همین طور دروغ پشت دروغ از دهان زنان، خطاب به بازجویان و خطاب به ما. نمایش حاضر نیست، نمایش چهار چوب ندارد و کاری بساز و بفروشی است و در جهت حال دادن به رفقا شکل گرفته است. هم از "زندان" و "سنگسار" حرف می زند و هم ناگهان بی دلیل مردان می نشینند روی صحنه و بازیگری می زند زیر آواز و فرمول جادویی "سر اومد زمستون" را به کار می گیرد. رفقای توی سالن زن و مرد همگی با هم، همراه بازیگر - خواننده دم می گیرند. پس از سنگساری مسخره، با رقص عربی که بعداً هی به ما تذکر داده می شود رقص هندی است، نمایش تمام می شود.

نمایش "شاخه گل" تمام شده و تماشاگران دست می زنند، کارگردان برای حال دادن به جمع رقاصه عربی - ببخشید هندی- را دوباره روی صحنه می فرستد تا یک بار دیگر رقاصه به تنش پیچ و تابی بدهد و قری بیاید بعد همگی گروه با موزیک روی صحنه می آیند و دختران گروه همگی می رقصند. نمایشی که با "کوب، کوب، لگدکوب می کنیم!" شروع شده بود با بزن و بکوب تمام می شود!

برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد و يا روی یک شاخه گل در کارزار زنان بروکسل

بقيه خواندني ها در چشمان زنان
 
+ نوشته شده در  2008/4/4ساعت 20  توسط رزا روشن  | 

 

 

Dan Bern: God Said No  

 

آزادی- برابری:  رفيق مجيد پورماجد كه روز ١٠ فروردين توسط نيروهاي اطلاعات ربوده شده بود امروز ١٤ فروردين به علت عفونت شديد طحال و استفراغ ماي مكرر خون به بيمارستان منتقل شد.

با توجه به اينكه رفيق پورماجد تخت شرايط شديد امنيتي وارد بيمارستان شد امكان ملاقات با وي حتي براي خانواده خود وجود ندارد.

دكتر شيخ زاده پزشك معالج رفيق پورماجد كه داراي مدرك فوق تخصص ارولوژي ميباشد وضعيت وي را اين چنين تشريخ كرد: دستها و بدن آقاي پورماجد پر از جاي سيگار ميباشد

به علت آزار جنسي(فرو كردن ميله داغ در آلت تناسلي)مرتبا خون ادرار ميكند.

دكتر شيخ زاده تصريح كرد با توجه به آسيب هاي وارده به طحال كليه و شكستن چند دنده قفسه سينه وضعيت رفيق پورماجد بسيار بحراني ميباشد.

جهت رسيدگي به وضعيت نا بسامان رفيق پورماجد جمع كثيري از دانشجويان دانشگاه اردبيل از روز شنبه اقدام به تحصن و اعتصاب غذا خواهند كرد

اگر لحظه اي خودمان را جاي اين عزيزان بگذاريم به تمامي وجود مي فهميم كه جدال با هيولاهاي اسلامي چقدر طاقت فرساست و به تنهايي امكان پذير نيست اين واقعيت است كه اتحاد و پشتيباني سراسري ما مي تواند اين مبارزان را از سياه چالهاي خوفناك جمهوري اسلامي بيرون بياورد.

دانشجويان و خانواده هايشان امروز بيشتر از هميشه به كمكهاي مالي ما نياز فوري دارند .

كمك مالي به اين اميدهاي طبقه زحمتكش جامعه قانون نيست بلكه وظيفه انساني و وجداني همه ماست. وقت تنگ است بايد از لحاظ مالي فورا اقدام كنيم چرا كه ديدن اين تراژدي كه انسانهايي شريف و با ارزش بخاطر دفاع از آزادي و برابري اينگونه وحشيانه شكنجه مي شوند قابل تحمل نيست.

درهای زندان ها به زور اسلحه باز نميشوند! درهای زندانها بدست ما باز ميشوند!

اما فعلا که دست ها با آلت آسمان به اميد ارگاسم مشغولند و زمان شليک خريدني ست، پس اگر پول داريد دريغ نکنيد!

روی سخنم بخصوص با پفيوزهايي ست که پشت ويترينشان کنار بنجل های سيستم همه رقم ايده های انقلابي قالب ميکنند! خون اين بچه ها تنها لباس رژيم و سيستم را لکه دار نميکند؟! ته مانده بشقابها را هزينه کنيد. ته مانده سيستم رفاه! هيچ انساني به 140 سالگي نرسيد، هيچ انساني 140 روز پشت ديوار انسان نماند! اگرچه 2+2 کماکان 4 است اما فعلا 3 شد. گاهي هم 5 ميشود! رژيم آخر خط است و کاسبکار. حراج تابستاني را بهار اعلام کرد که چون تابستاني در کار نيست. اسامي 60 و 67 را کسي به خاطر نسپرد. اين اسامي اما از جنس ديگرند و اين ليست شيندلر سهم شماست از تاريخ. بجنبيد! 

و يا: 

 به نظم موجود خو کنید بساط کاسبی برای خودتان درست کنید و چشمان خود را محکم ببندید.به نظم موجود خو کنید بساط کاسبی برای خودتان درست کنید و چشمان خود را محکم ببندید.به نظم موجود خو کنید بساط کاسبی برای خودتان درست کنید و چشمان خود را محکم ببندید 

 

مصاحبه رادیو برابری با مادر بهروز کریمی زاده: جان بهروز در خطر است - صوتي

 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور- قبلا اعلام کردیم که دستگاه سرکوب حکومت جمهوری اسلامی قرار بازداشت رفیق بهروز کریمی زاده را به قرار وثیقه ٣٠٠ میلیون تبدیل کرده است. تعیین چنین وثیقه سنگینی تا کنون در تاریخ دستگاه های امنیتی حکومت بی سابقه بوده است. خانواده بهروز با اعتراض به مقدار بالای این قرار وثیقه خواهان کم کردن آن شده اند که با مخالفت مسولین روبرو شده اند.

مسولین امنیتی حکومت اعلام کرده اند که مبلغ ٣٠٠ میلیون باید حداکثر تا ١٠ روز دیگر  (٢٠ اسفند برابر با ١٠ مارچ) پرداخت شود، در غیر این صورت بهروز را به بند زندانیان غیرسیاسی منتقل میکنند و دیگر نمیتوانند جان او را تضمین  بکنند.

تعیین قرار وثیقه سنگین برای بهروز و بعد انتقال او به بند زندانیان غیر سیاسی و اعلام عدم امنیت جانی او از طرف خود مسولین حکومتی ،توطﺌه ای  آشکار برای به خطر انداختن جان رفیق بهروز کریمی زاده است. جمهوری اسلامی مسول جان بهروز است! با شکنجه و سرکوب نتوانستند بهروز را بشکنند، نقشه های اینچنین پلیدی را برایش میکشند.

اعمال وحشیانه دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در قبال همه رفقای دربند و بخصوص رفیق بهروز با اعتراضات جهانی روبرو شد. این توطﺌه...

کمکهای مالی خود را از طریق آدرس بانکی زیر به دست ما برسانید:

Name: K.H

Sort Code: 40-04-37

Account Number: 01568604

Bank: HSBC

١٤ اسفند ١٣٨٦ - آزادی - برابری

متن نهائی فراخوان اعتراضی به زبانهاي مختلف - در فرمت ورد

با خبر شديم كه جان پيمان پيران فعال دانشجوئي كه ماههاست در چنگال نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي در اسارت بسر ميبرد، در خطر است. پيمان پيران كه از ماهها قبل  در بازداشت بسر ميبرد، بارها تحت بازجوئي هاي فرسايشي و شكنجه هاي قرون وسطائي قرار گرفته است. هم اكنون وضعيت جسماني وي  بشدت وخيم گزارش ميشود و دچار آسيب ديدگي شديد کتف و پاي راست  ميباشد.

 هم از اينرو توجه شما ايرانيان آزاده و تمامي نهادهاي دمكراتيك و حقوق بشري را به اين موضوع  جلب مينمائيم . بر اساس آخرين گزارشات پيمان پيران، بهروز کريمي زاده ، علي کانتوري و فرهاد حاجي ميررضائي 4 تن از فعالان دانشجويي صبح امروز  از بازداشتگاه 209 به قرنطينه زندان اوين و سپس به زندان مخوف رجائي شهر منتقل گرديدند. نگذاريم تا جمهوري اسلامي  بار ديگر فاجعه اي انساني را به مردم ايران تحميل نمايد.

 ما ضمن محكوم نمودن بازداشت ,شكنجه  زندانيان سياسي، در اسارت نگاهداشتن آنان و قرار دادن شرط وثيقه هاي نجومي براي ازادي موقت انان، با حمايت از اين فراخوان مراتب اعتراض و نگراني عميق خود را از اين اقدامات جمهوري اسلامي ابراز  مينمائيم. 
لطفا حمايت خود را به آدرس سايت ارسال داريد 

سايت گزارشگران

اين متون تا كنون در كشورهاي آمريكا، انگليس، سوئد، اتريش، سوئيس، دانمارك. هلند، بلژيك. المان، فرانسه و كانادا به مراكز مدافع حقوق بشر و دمكراسي ارسال گشته است. از تمامي همراهان سايت و مدافعان دانشجويان دربند تقاضا داريم كه در كشورهاي محل سكونت خويش  اين تلاشها را تداوم بخشند. با سپاس
+ نوشته شده در  2008/4/3ساعت 14  توسط رزا روشن  | 

جواد توللی مامور وزارت اطلاعات است!  جواد توللی دانشجوی جغرافیا وبرنامه ریزی شهری دانشگاه چمران اهواز که در جریان حوادث آبان ماه در یک برنامه ی ساختگی واز پیش تعیین شده همراه با روزبه رحیمی/راعی نیکزاد/و جواد علیخانی دستگیر می شود بر تمامی مراحل بازجویی رفقا نظارت داشته است.بنا بر اعلام رسمی وزارت اطلاعات جواد توللی با وثیقه ی ۵۰ ملیون تومانی آزاد شده است اما اسناد معتبر حاکی از آن است که این خائن به سوسیالیزم با کفالت یک فرد خطرناک که مسئولیت حراست دانشگاه چمران اهواز را دارد آزاد گشته است.اسناد بعدی به زودی منتشر می شود.

منبع ای -ميل بلاگ:با فرا رسیدن سال نو یکی از کادرهای با سابقه از صفوف کومه­له اخراج شد.  به گفته­ی منابع موثق در این حزب عمر محمدزاده از کادرهای کومه­له با بیش از 10 سال سابقه فعالیت و با داشتن سه فرزند و همچنین سرپرستی  فرزندان برادر جانباخته خود در اولین روزهای آغاز سال نو بجای دریافت عیدی برای فرزندان و برادرزاده­هایش برگه­ی اخراج خود از صفوف کومه­له را تنها به دلیل ابراز عقیده و بیان و مخالفت با قدرطلبیهای رهبری تندرو این جریان دریافت کرده است. آخرین اطلاعات از وضعیت نامبرده حاکیست که وی به همراه فرزندان و همسرش که وی نیز از اعضای با سابقه در این حزب و زندانی سیاسی در رژیم جمهوری اسلامی بوده در خانه خود در اردوگاه کومله (با رهبری  اقای مهتدی) حبس و خانه­­ی آنها در محاصره شدید قرار گرفته است. آب و برق آنها قطع و همچنین مقدار آذوقه­ای را که خانواده­های ساکن اردوگاه از این حزب دریافت میکنند از آنها قطع کرده­اند. بسیار سعی شد که بتوان با آقای محمدزاده یا یکی از اعضای خانواده ایشان ارتباط تلفنی برقرار کرد ولی متاسفانه مقدور نشد و تلاش برای گفتگوی تلفنی با ایشان همچنان ادامه دارد.

بازهم بحران در حزب کومه­له به گفته­ی یکی از کادرهای کومه­له و از منتقدین کنونی این حزب، طی روزهای گذشته و با بازگشت  تعدادی از افراد رهبری این سازمان از مسافرتهای نوروزی از اروپا آن جمله شخصی بنام محمد شافعی، عرصه بر منتقدین کومه­له که گفته میشود اکثریت این حزب را تشکیل میدهند تنگتر شده و آماده باش اعلام نشده­ای بر اردوگاه این حزب واقع در کردستان عراق حاکم گشته است و رفت و آمدها بشدت کنترل میشود.

به گفته شاهدان عینی منتقدین در این حزب به دلایل واهی و از آن جمله مخالفت با ("قدرت طلبیهای") رهبری و به خطر انداختن مصالح کومه­له (آنچه که در رژیم حاکم بر ایران به مخاطره انداختن امنیت ملی خوانده میشود)، یکی پس از دیگری از صفوف کومه­له اخراج میشوند.

خبرهای جديد از کارزار زنان منبع رزانيوز: پس ازنقد مهستي شاهرخي از برنامه بزن کوب (مردانه به بهانه و هزينه مبارزات زنان) در شب هنری کارزار در بروکسل،  ۸ مارس امسال 

  خط ۳ کارزار پس از گرفتن حمايت بخش تروتسکيستي۲ اعلام کرد: مفت باشه کوفت باشه! در ضمن خط ۳ کارزار با توجه به فقدان چهره مبارز زنان در خط ۲ در ادامه تهديد کرد: در سال ۲۰۰۹ از عکس رفيق چيان چين بجای عکس کلارا زتکين برای سمينار زنان استفاده خواهد کرد. در ادامه خط ۱ کارزار اما بشدت از استفاده فاکت ها و کد های لنين و استالين توسط سخنرانان در سمينار انتقاد کرد. خط های ديگر پس از ۱دو ۳ تا کردن عاقبت اعلام کردند: خداييش، لائيک تر و سکولارتر از اين دو نفردر تاريخ سوسياليسم وجود نداشته! و البته بعدا درجلسات خصوصي بر سر دمکراتيک بودنشان با خط ۳ بحث خواهند کرد!!!

با توجه به اينکه عکس همسر رفيق صدر"مائو" قرار است ديوارهای محل سمينار زنان را در روز ۸ مارس سال آينده تزئين کند، به همه فعالين کارزار زنان فراخوان برای جستجو عکس اين فقيد داده شد. از آنجايي که اغلب عکس های منتشره خانوادگي هستند و قرار هم نيست عکس شوهران آنان ديوار سمينار زنان را پر کند و البته سخنانشان و کارهای هنري شان کلا بلامانع است خط خطخطي کارزار عکسي را که در زير آمده پيشنهاد کرد. اين عکس اگرچه از چين چين ميباشد و قرابتي هم با چيان چين ندارد اما بسيار راديکال و چيني است. البته در صورت فقدان عکس های بهتر ميتوان از عکسهای همسران ۵ تن با حذف شوهرانشان استفاده کرد. که خوشبختانه تعدادشان نيز خصوصا در خط ۳زياد است.   انتهای خبر

تبليغات: اکابر فمینیستی دایر می کند: کلاسهای فشرده و شبانه بخور بخور  

بخش اول مشکلات آبجی ها/ بخش دوم دغدغه های خواهران/ بخش سوم مسئله تزریق خیکی ها و برادران شکمو به نهضت خواهران زینب

راستی کسی می دونه این خانم منصوره شجاعی جز توده ای بودن چه خدمتی به جنبش زنان کرده، که حالا مثل خدای قادر متعال همه جا هست؟ و یا آن خیکی که از شیرمرغ گرفته تا جان آدمیزاد را به قلمی اسهالی اش آلوده، اینها برای جنبش زنان چیکار کرده اند، که حالا دارند نظر و راه کار می دهند؟

(بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است. شهریه کارآموزان و فعالان امور زنان بشردوست به دلار و یا به یورو پرداخت خواهد شد.)  منبع چشمان زنان

خبر فوری: اگرچه تعداد زيادی در طيف فمنيست اسلامي، مسلمانان فمنيست به رهنمود سوسياليست های مسلمان، ايکس- مسلمان و... درحال گره واگره کردن جنبش زنان در روز ۱۲+۱ بدر و مبادرت به ايجاد گره های محکم و کور به مردان،حاکميت، حزب و قدرت کردند اما بخش راديکال جنبش زنان اعلام کرد: عمل گره زدن در ۱۲ +۱ بدر و بقيه روزها اصولا انحرافي مردسالارانه در جنبش زنان است و تمام زنان را از اين عمل زن ستيزانه منع نمود و در جهت باز کردن گره های جنبش زنان به ساختارهای قدرت تلاش کرد.

+ نوشته شده در  2008/4/1ساعت 15  توسط رزا روشن  | 

کارناوال 5 روزه مسيحي در آلمان(برمن)  از روز 30 آوريل شروع ميشود. شما را نميدونم اما مطمعنا ما زنها، طرفداران آزادی و حق زن بر بدنش، طرفداران حق سقط جنين، همجنس گرايان، جدايي دولت و مذهب، عليه سيستم، عليه مرد سالار، خدا، شاه، ميهن، ايدئولوژي و بقيه کوفت و زهر مار های ديگه قراره که با شعار" شب را پس بگيريم" به کارنوال تبليغي نجابت، باکره گي، با شعار های تخمکي شان که "سکس ايده خدا است، سقط جنين چي؟" و تبليغ "تجويز تراپي" برای همجنسگرايان و... اعتراض کنيم. پشتيبان اين کارنوال سرمايه است که  زير و روش خوابيده. احتمال شرکت 20 هزار نفر در اين "کارناوال کليسائي" هست.

برای خواندن فراخوان عليه کارناوال به زبان آلماني روی ادامه مطلب کليک کنيد.

در حاشيه: البته عليه اسلام بودن در اروپا هزينه نداره، تازه يک چيزی هم دستي ميدند!

طرفدار سرنگوني ج.ا بودن در اروپا هزينه نداره، تازه پليس تا رسيدن به جلوی در نمايندگي هاش محافظتت ميکنه!

پرچم سرخ بلند کردن در اروپا ديگه هزينه نداره، تازه هر رقمشو دوست داشتي با هر "کله" ای روش، مجاني اول ماه مه خود ساختارهای سيستم برات پخش ميکنه!

اما هزينه داره همجنس گرا باشي، سقط جنين کني، طلاق بگيری، ماشين جوجه کشي سوسياليست نباشي و رزا لوگزامبورگ بخوني، وقتي کولونتای سفيره! سقط جنين کني، در نيکاراگوا آن هم بعد از غسل اورتگا. چه گوارا بشي در ديکتاتوری کوبا! طرفدار آزادی زنداني سياسي باشي در امپراتوری چاوز- احمدی نژاد! بوديست باشي تو چين! بي خدا باشي اما تو ايران! عليه واتيکان باشي، در ايتالي! زن باشي خارج از ساختارهاي حاکم! خارجي باشي ميون يک مشت آريا. عرب ، اما عاشق يهودی بشي تو فلسطين، عليه جنگ باشي تو اسرائيل، ايزدی باشي، عاشق سني(دعا)...

اينا و خيلي چيزای ديگه هزينه داره و پول ازش در نمياد. دفتر دستک هم خبری نيست، جايزه هم نميدن، پليس هم برا حفاظتت نيومده و حتي تاج و تختي هم در سلسله مراتب حزب تراز نوين ت نصيبت نميشه! نه کسي  رو شونت آفرين مي زنه، که چند نفر را زير پرچم ت سياهي لشگر جمع کردی، نه قراره بعد ها مثل مائو اسمت بره تو کتابا، نه مثل لنين کسي ازت فاکت مياره، نه سخنانت برگزيده ميشه! نه خودت معلم کبير ميشي! نه ايدئولوژيت جا ميافته، نه حزبت قدرت سياسي رو مي قاپه، نه  نماينده ديکتاتور پرولتری ميشي نه طبقه کارگر به ديکتاتوریش ميرسه! خلاصه آمدنت و شرکت تو اين اعتراض نه دنيا داره نه آخرت!

اما البته خيلي ها ميان. به دلايل مختلف. يکي از دلايل ميتونه مثلا باشه: مقاومت در برابر گاييدن سيستم! Fuck  

 البته "فکر ها" هم ممکنه اشتباها راه گم کنند و بيان. که معمولا "فکشون" بموقع زده ميشه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/3/29ساعت 5  توسط رزا روشن  | 

صدای فرزانه راجي   4everدر راديو برابری

پشت به قبله ها، چشمان زنان  4ever

وقتي ميگم آزادی، تو ديکتاتوری ترجمه نکن

"ای زن، روز آزادی ات چه شد؟/ مهستی شاهرخی  -  یادداشتهای سفر بروکسل

....ته صحنه پرچم بزرگ سرخ رنگی است که بر روی آن نوشته اند: "سرنگون باد جمهوری اسلامی" یعنی برای جشن گرفتن در روز جهانی زن، اول باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم؟ بعد آن وقت چی؟ تکلیف "روز جهانی زن" چی می شود؟

پایین میز تنها عکس یک زن است: "کلارا زاتکین"! یعنی هیچ زنی از ایران قابل نبود تا عکس اش اینجا گذاشته شود؟ در مورد چگونگی برنامه از دست اندر کاران کارزار و همسفرانم پرسیده ام و جواب درستی نگرفته ام. 

در مورد برنامه هنری قرار است آقایی نمایشی مجهول را فردا شب بر روی صحنه بیاورد. یعنی هیچ زن ایرانی قابل نبود که در جشن هشت مارس هنرنمایی کند؟ این چه جور فمینیسمی است؟ آخر این چه جور همبستگی زنانه ای است که حتا روز هشت مارس...؟

خانم یه جو غیرت زنانه!

برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد.

+ نوشته شده در  2008/3/28ساعت 20  توسط رزا روشن  | 

 

برای شکستن سکوت ما نیازی به آزادی بیان نداریم . فریاد اعتراض ما هم آزادی بیان است و هم قدرت آن. همین است. زندگی را باید از مبارزه آغاز کرد.  دوباره باید از میان شاش و گه بیرون آمد. ما به دنیا نیامده ایم.  ما هنوز در اتاق زایمان هستیم. زایمان تاریخ." 

چرخ گوشت منتشر شده در نشریه خاک - بافنده:...اما براستی آکادمی در معنای واقعی و یونانی اش باغی است برای مباحثه و دیالوگ همگان و نه تک گویی های خودسرانه و مکتبخانه ای استاد به شاگردان.اما اینجا کارخانه ایست که شما را مانند کالایی پر از انبوه اطلاعات بافایده وبی فایده کرده و به بازار کار پرتاب می کنند به امید آنکه کسی نیروی کار شما را بخرد. پس اگر فکر می کنید که به دانشگاه آمده اید چند هزار سال دیر کرده اید : شما فقط با بیغوله های یک پادگان به جا مانده از یک کودتا روبرو هستید. درست به همین خاطر اینجا کاملا سیاسی است چرا که کوچکترین مقاومت ، اظهار نظر و آگاهی را با احکام انضباطی پاسخ می دهند. سرکوب این نهاد همیشه بزرگترین ضربه خود را در آرامش آغاز یک سال تحصیلی می زند تا از این آرامش ، سکوت یک قبرستان را بسازند. این آرامش لازم برای تحصیل که با لبخندهای ریاکارانه تحویل ما می دهند در واقع چیزی نیست جز خفقان حاصل از محرومیت تحصیلی بسیاری از دانشجویان . اگر بخش های آموزشی دانشگاه نه ماه از سال فعال باشد مطمئن باشید کمیته انضباطی آن تمام سال فعال است. باید این حربه ی محرومیت و مسکوت گذاردن در سکوت یک سال تحصیلی جدید را یکبار و برای همیشه خنثی نمود.

برای خواندن مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد.

 

Pink Floyd - The Wall  فيلم در گوگل ۱.۵ ساعت

http://video.google.de/videoplay?docid=7537901785624234406

 

این شعر جستجوی زندگانی ست در گورستان  آن شب كه شهر را از تابوت ها بيرون كشيدندگودال دسته جمعي ما را ستاره ها نشان كردندGhasedak

اپیزود 11 - بازجو کیست؟ چگونه کار می کند؟   در مورد استعلام خطوط تلفن از مخابرات لازم به توضیح است که حتی آن دسته از رفقایی که از خطوط تلفن ایرانسل به عنوان «خط امن» برای تماس با شماره ی امن دیگر رفقا استفاده می کردند، شماره هایشان درون پرونده محفوظ بود و شنود می شد.

بافنده:  شیطان نمی میرد بلکه به طلسم تبدیل می شود ، میل نمی میرد بلکه به وسوسه تبدیل می شود. غیاب ، برجای گذاردن یک ردپا و در تاریکی ها منتظر ماندن ، همه استراتژی وسوسه است. انسان در سفر و در راه ، وجود خویش را می پیماید. کژراهه بخشی از وجود انسان است .این وبلاگ کژراهه ای بود برای شما خوابگردان که راهتان را راست می رفتید و من این وبلاگ را به پایان خواهم رساند.پایانی که خود را طلسم می کند تا در تاریکی ها به انتظار لغزش شما باقی بماند . هیچ بازگشتی وعده داده نمی شود اما روزی که روح خود را به شیطان بفروشید خواهید دید که :

زندگی شما  تباه بود و همه ی  شما میله ای بودید از یک قفس.

نوروز از کامنت دوني بافنده:در جامعه طبقاتی ضیافتی برپا نشد مگر آنکه خونی ریخته شد. در زمان های قدیم هم در زمان اعتدالین ( نوروز باستانی شما) گاو و سپس بزی را قربانی می کردند به خاطر همین اسم اول و دوم ماه حمل و ثور است. ( در چند هزار سال پیش اعتدالین به خاطر وضعیت زمین اردیبهشت ماه بود! ).توده ها حق دارند شاد باشند اما نوروز شادمانی نیست نوروز نیایش است قربانی گری است تجدید میثاق های قبیله ای ( دید و بازدید) است.شما هنوز با اسطوره ها زندگی می کنید. اگر می خندید اسطوره ها به شما می گویند که چگونه بخندید . اگر می گریید اسطوره ها داستان یک پادشاه مرده را روایت می کنند تا برای آن زار بزنید. این شادی این اندوه تباهی شماست.

نشريه ي خلاف جريان شماره 1 دانلود مستقيم نشريه به فرم تصويری

در روی زمین هیچ چیز متعلق به هیچ کس نیست و همه چیز متعلق به همه کس است  آنارشي

راست روی رپ   بلاگ خلاف جريان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/3/27ساعت 13  توسط رزا روشن  |