فيلم تظاهرات: http://www.youtube.com/user/hrairan
صبح روز پنج شنبه 26 اردیبهشت
در حالی که کارگران نیشکر هفت تپه در یازدهمین روز اعتصاب خود به همراه خانواده های خویش از فرمانداری شوش به طرف بازار شهر در حال راهپیمایی بودند مورد یورش وحشیانه نیروهای انتظامی رژیم قرار گرفتند . مزدوران رژیم به قصد پراکنده کردن صفوف کارگران اعتراضی آنها را با باطوم مورد ضرب و شتم قرار دادند که درجریان آن عده ای زخمی شدند. از جمله شعار کارگران اعتصابی عبارت بود از : این بچه گرسنه وعده سرش نمی شه ، کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه ، معیشت زندگی حق مسلم ماست ، می میریم ذلت نمی پذیریم ، پرونده قضایی مختوم باید گردد و ... با این حال کارگران نیشکر هفت تپه اعلام کرده اند که طی روزهای آتی وتا رسیدن به خواسته هایشان به اعتصاب خویش ادامه میدهند. از جمله خواست کارگران در اعتصاب اخیردریافت مطالبات معوقه 2 ماه گذشته ، تغییر مدیران شرکت و از جمله رئیس حراست و نیز پایان دادن به احضار فعالین کارگری و پرونده سازی علیه آنها میباشد.
+
نوشته شده در
2008/5/19ساعت 18  توسط رزا روشن
|
فرزند ارشد آیت الله خلخالی: خلخالی مایل بود رضا پهلوی را ببیند
۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۴۹ , ۱۹
خبرگزاري انتخاب : مهدی صادقی گیوی فرزند ارشد آیت الله صادق خلخالی نخستین حاکم شرع پس از انقلاب است. او به دلیل «فعاليتهاي مطالعاتي» کمتر مجال حضور در فعالیت ها و پست های سیاسی داشت.صادقی در این مورد به «انتخاب» می گوید: اوائل انقلاب بارها آقاي خلخالي پستهاي حساس و نان وآبداري را به بنده پيشنهاد كردند، ولي بنده هيچ كدام را نپذيرفتم و مطالعه فلسفه را به همه اينها ترجيح دادم....
خانم دكتر هما ناطق استاد و دوست بنده نيز به بنده گفتند مايل اند يكبار در جلسه محاكمات دادگاهها شركت داشته باشند. البته همان روزها بود كه آقاي خلخالي از دادگاه اها استعفا داده بودند ولي موفق شدم يك روز ايشان را با يك چادر نازك به جلسات دادگاه آيت الله گليلاني ببرم و ايشان يادداشت برداري ميكرد و هنگام يادداشت برداري چاردشان سرخورد و روي زمين افتاد و برداشتند و دوباره بسر كردند. بعدا فدائيان اسلام به توصيه ابوي فرديد را در ليست كانديداهاي خود قراردادند ولي مردم چندان با فرديد آشنايي نداشتند و طبيعتا راي نياورد.
....پس از محاكمه امير عباس هويدا و استعفاي ايشان، در زمين چمن دانشگاه تهران يك راهيپيمايي عظيم توسط فدائيان خلق در اعتراض به استعفاي ايشان برگراز شد و گروهها واقشار ديگر خواستار ادامه محاكمات ايشان بودند. در آن روزها هركس حتي از زندانيان سياسي كه بنده را ميشناختند ميپرسيدند كه چرا آقاي خلخالي به اعدامها ادامه نميدهد؟ به آقاي خلخالي گفتم بچه هاي زندان معترض كاهش اعدامها هستند. آقاي خلخالي اعلام كرد هركسي از محكومين شكايت دارد شخصا به دادگاه مراجعه كند.
http://asmanemehr.blogfa.com/post-233.aspx
فاطمه صادقي كه يكي مي گويد دختر صادق خلخالي است و من باورم نمي شود. او احساس در كلامش موج مي زند كه مي گويد: گفتاری که بر ضد مطالبات زنان شکل گرفته است سعی می کند مطالبتات زنان را که خواسته هایی کاملا انسانی است غربی، ضد اخلاقی و مروج فحشا جلوه بدهد این گفتار از سوی ارتجاعی ترین بخش روحانیت و دولت نمایندگی می شود. در حالیکه باید برای این علما تشریح شودکه بسیاری از اسناد بین المللی حوزه زنان برآمده از جوامع اسلامی است مثلا کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان ابتکار زنان افغانی بود که اقایان به آن وضع فجیع با ان برخورد کردند. 
صادقی گفت: گفتاری که در جامعه خود را مروج اخلاق می داند چقدر مشروعیت دارد؟ گفتاری که در بازجوییها فعالان زن را متهم می کند به اینکه شما در روابط خصوصی خود چنین و چنان هستید . گفتاری که با مطرح کردن روابط خصوصی در بازجویی های سیاسی نوعی تجاوز روحی را به متهم انجام میدهد. صادقی بازجویی در خصوص روابط جنسی را چشم چرانی جمعی دانست و گفت: میل سرکوب شده جنسی این جریان تجددستیز موجب اینگونه رفتارهاست و این افراد با مطرح کردن این مسائل به تحریکات جنسی خود پاسخ می گویند. گفتاری که خود را ضد بدحجابی می داند چگونه بخود اجازه میدهد زنان را در خیابان کتک بزند و در اتاقهای بازجویی از زنان سوالان جنسی بپرسد؟ صادقی گفت: بسیاری از این افراد نه به دنبال مبارزه با مطالبات زنان بلکه به دنبال تحریک میل سرکوب شده جنسی خود هستند. جمعيت بارها صادقي را تشويق مي كند.خوب هم تشويقش مي كند.
چرا حجاب؟ / فاطمه صادقی من از حرف زدن در مورد حجاب خسته نمی شوم. در تمام سال های کودکی و جوانی ام، «حجاب» بخشی از زندگی من بوده و سرنوشت مرا تعیین کرده است. با آن بزرگ شده ام. دو رو برم در خانواده تقریباً همه محجبه اند و مادرم هنوز هم مرا به خاطر به قول خودش « اهمال و کوتاهی در حجاب» نبخشیده است.حجاب بزرگترین چالش فردی و سیاسی زندگی من بوده است. بعدها وقتی از کودکی در آمدم، به دانشگاه رفتم و خواندم و دیدم که بزرگترین چالش زندگی زنانی بوده است که من حتی با آنها در بسیاری جهات دیگر متفاوتم.
+
نوشته شده در
2008/5/17ساعت 13  توسط رزا روشن
|
چهل سال از جنبش ماه مه شصت و هشت فرانسه می گذرد. این جنبش تنها در فرانسه روی نداد. کم و بیش و همزمان، حرکت اعتراضی به جنگ ویتنام در آمریکا، مخالفت با رفتارهای اقتدارگرایانه در آلمان، جنبش بهار پراگ در چکسلواکی گسترشی کم سابقه یافته بود، اما جنبش ماه مه در فرانسه به شکل انفجارهای غافلگیر کننده روی داد و از نظر گستره و عمق تأثیراتش منحصر بفرد بود.جنبشی که از محیط های دانشجویی آغاز شد و پس از مدت کوتاهی دیگر بخش های جامعۀ کارمندی و کارگری را به حرکت درآورد. جامعه به مدت چند هفته فلج شد. کارهای عادی تعطیل شده بود. در عوض محیط بحث و گفتگو و مناظره شکوفا بود. ده میلیون کارگر در سراسر فرانسه دست به اعتصاب و بعضاً اشغال کارخانه ها زدند. آزادی بیان، آزادی تخیل، آزادی جنسی، رفاه اقتصادی، بهبود کیفیت شرایط کار و انسانی شدن روابط کار از جمله خواستهایی بود که بیان می شد.پس از یکماه، برخی از این خواستها که فوراً قابل تحقق بودند مانند افزایش دستمزدها، جامعۀ عمل پوشیدند. برخی دیگر مانند آزادی تخیل، آزادی لذت و آزادی نفی مناسبات تحکم آمیز، رفته رفته در افکار و رفتار و نهادهای عمومی و در ذهن افراد ریشه دواندند.
ديوارنوشتههای می ۶۸ پاريس
درماه مه ۱۹۶۸ در پاریس – تولد جنبش نوین زنان در فرانسه..... این جنبش، زنان - چه پیر، چه جوان، چه فقیر، چه ثروتمند - یک شعار را تکرار میکنند: “بچه، اگر بخواهم و موقعی که بخواهم.“ این جنبش همچنین علیه خشونت بر زنان مبارزه میکند. تظاهرات و فعالیتهای زنان سرانجام به بار مینشینند: در سال ۱۹۷۴ دولت فرانسه قانون مجاز بودن سقط جنین را تصویب میکند.
فايل صوتي:
نقد و نظر با بهروز فراهانی جنبش مه 68 .... 40 سال بعد راديو برابری
نمی خواستیم الیزه را اشغال کنیم/گفتگو با شیدان وثیق در خصوص حوادث می 1968 ادوار نيوز
ببینید اصالت انقلاب می 68 به خودش بود. می 68 نمی خواست الگو داشته باشد و اگرنه الگوهایی چون انقلاب فرانسه، روسیه و چین پیش روی او بود. اتفاقا یکی از دلایلی که احزاب سیاسی در برابر این حرکت غیر عادی،خود انگیخته و نابهنگام نتوانستند برخورد مثبتی داشته باشند این بود که آنها الگوهای مشخصی داشتند، از جمله اینکه تغییر مناسبات اجتماعی باید از طریق تصرف قدرت سیاسی انجام شود و چون جنبش می 68 خلاف الگوهای آنان بود نتوانستند آن را بپذیرند. نقطه شروع می 68 تلاش برای تغییر در قدرت سیاسی نبود که مثلا با یک کودتا ،شورش یا مانند آن خواسته هایش براورده شود. می 68 خواستار تغییر در مناسبات اجتماعی در همه ی سطوح، از محیط کار و تولید تا مدرسه، دانشگاه، رادیو و تلویزیون و دیگر نهادها بود. اینکه چه مناسبات نوینی باید برقرار شود؟ مثلا کارمندانی که بیمارستانها رااشغال کرده بودند در این خصوص بحث گفتگو می کردند که مناسبات در بیمارستان میان پرستاران ،دکترها و بیماران چگونه باید باشد؟ چه ساختار درونی باید حاکم شود؟
در مدرسه و دانشگاه مسائلی همچون نوع آموزش و تدریس و اینکه چه هدفی را مدرسه یا داشگاه باید دنبال کند، مورد بحث قرار می گرفت. اینکه نحوه اداره کلاسها و رابطه قیم مابانه و پدرسالارانه معلم و شاگرد، استاد و دانشجو، زیر سوال می رفت و تغییر آن یکی از خواسته ها بود.
درست است که شعار بسیار معروف «قدغن کردن، قدغن است» نوعی پرچم برای می ۶٨ تبدیل شده است. اما دو سه شعار بیش از همه مرا تکان داد. شعارهایی با مضمونبه اینکه تخیل بر سر قدرت قرار بگیرد. مثلا شعاری داشتیم با این عنوان که «در زیر سنگ فرشها، ساحل دریا»، منظور از سنگ فرشها همان سنگ قلوه های کف خیابانهای پاریس بود که دانشجویان از جا در می آوردند. این شعار خیلی معنا دارد. می شود گفت، به گونه ای تخیل و آرمان در برابر مادیت قرار می گیرد.
«فرانسه»از مي 68 تا مي 2006 مريم خراساني
رویداد های ماه مه در جهان وفرانسه، انقلاب یا خیزش؟
زمینه ها و زمانه ها- فرنگیس حبیبی مه شصت و هشت چهل سال پس از جنبش ماه مه
تظاهرات، اعتراض ها و اصلاحات به قلم : سپیده فرخنده
مه 68 و تأثیرات آن در زمینه های مختلف هنری به قلم : شهلا رستمی
تخیل را بر مسند قدرت بنشانیم
روز های همبستگی
چهل سال پس از جنبش ماه مه
Paris 1968 2006 Manifestations کليپ
+
نوشته شده در
2008/5/16ساعت 23  توسط رزا روشن
|
دیدی چطور لذت دیدار ژوکوند را در وجودم بخار کردند؟ دیدی چطور با بی هنری و بی خلاقیتی شان حالم را از زندگی به هم زدند؟ دارم برمی گردم به کنار به اصطلاح آشنایانم که خانمی بازویم را می گیرد و خودش را معرفی می کند. از سوئد آمده است و او را در حین راه پیمایی هم دیده بودم و یادم هست یک جایی آن وسطها پارچه سفیدی را به دست گرفته بود و با خوشرویی می گفت: "این رو برای دل خودمون به دست گرفته ام!" او می گوید مقالات مرا دنبال می کند و از انتقاداتم به زنان دیگر خوشش می آید چون تا نقد نباشد چیزی عوض نخواهد شد. به او می گویم" همین رو برو به این افرادی بگو که هنوز دهن باز نکردی، می خواهند خرخره ات را بجوند چون... چون مثل آنها فکر نمی کنی." با همان خوشرویی توی صف، به سادگی برمی گردد و به من می گوید: "اینا رو ولشون کن! شما کار خودت رو بکن! ما تو رو می خوونیم!" بحث مان به جنبش زنان می رسد و فعالیت های زنان در ایران و همین گفتگو کمی به من نیرو می دهد تا در آن فضای خفقان آقاداداشهای حزبی و هم پیمان با کارزار نفسی تازه کنم.
ادامه مطلب را در چشمان زنان بخوانيد
در همين رابطه:
راه پیمایی کارزار زنان در هشت مارس /
یک شاخه گل در کارزار زنان بروکسل
یادداشتهای سفر بروکسل: "ای زن، روز آزادی ات چه شد؟
دومین بخش: یادداشتهای هشت مارس در بروکسل: "ای زن، بیرق آزادی ات چه شد؟
یادداشتهای هشت مارس در بروکسل 3: "ای زن، فریاد رهایی ات چه شد؟
یادداشتهای هشت مارس در بروکسل 4: "ای زن، رقص رهایی ات چه شد؟
+
نوشته شده در
2008/5/16ساعت 21  توسط رزا روشن
|
“مانيفست عليه کار” ترجمهی فارسی از امير اسدی برای دريافت به فرم تصويری روی
“مانيفست عليه کار” کليک کنيد.
وبسايت خودرهانی ِکارگران اينجا وبسايت کاوشگر وبلاگی برای بازخوانی کاپیتال - نقدی بر اقتصاد سیاسی- امين قضايي
وقتی یکبار اتفاقی چشمهایت را باز کردی دیگر نخواهی توانست راحت بخوابی.

+
نوشته شده در
2008/5/14ساعت 11  توسط رزا روشن
|
bolo'bolo by p.m
معرفي نويسنده بلو،بلو در ويکي به زبان آلماني
معرفي کتابbolo bolo به زبان آلماني در ويکي. کل کتاب به آلماني اينجا.
معرفي کتاب در ويکي به انگليسي. معرفي کتاب در ويکي به زبان فرانسه
کل کتاب "بلو، بلو"bolo bolo به زبان آلماني . روی کل کتاب کليک کنيد.
bolo'bolo by p.m.
'bolo'bolo was written 1983 by an author with the pseudonym "p.m."
The author gave me his friendly permission to publish from it
bolo'bolo is one of the few utopias in the end of the 20th century. I like it because it doesn't describe the end of the world, but how a sustainable society could look like on base of a completely different world order. Possible or not, this is the question you come across while reading this book. There are only a few idealists who have the courage for utopias with a positive prospect.
In form of a glossary the author p.m. puts bolo'bolo as a new idea in the tradition of other social utopias from Platon, Thomas Morus, Campanella and Orwell.
رزا: اين هم سوغاتي من از BUKO31
+
نوشته شده در
2008/5/14ساعت 1  توسط رزا روشن
|
منفردين: مارکسيست های جهان متحد شويد!
رزا: درود بر گوناگوني يعني" پيش بسوی ايجاد حزب ترازنوين" ديگری!؟ و يا اولين باريکاد آنتي دگماتيستها عليه ساختارهای هژمونيک و مردمحور احزاب موجود ايراني؟! تا اطلاع ثانوی کارگران جهان کار نکنيد! رهبران جهان بي خيال شويد! زنان جهان هوشيار باشيد! شبح مارکس با کمي تاخير(حدودا نيم قرن)!!! اينباربر آسمان خاکستری احزاب ايرا ني! آنتي دگم ،آنتي مردسالار، کمي خجالتي، اما منتقد! رفقا! فعلا ولکام !
تا به زمان رهبريتان پنبه شما را هم ديگران بزنند!
بخشي از فراخوان منفردين! برای خواندن کل مطلب بروی ادامه مطلب کليک کنيد.
مهمترین نکات نقد ما به جریانات موجود که از دیدگاه و بر اساس متدی مارکسیستی صورت گرفته است و میگیرد عبارتند از: 1) دریافت لیبرالیستی-اکونومیستی-غیرجنسیتی از مسئله زنان و مقولهی جنسیت و منوط کردن حل مسائل بلاواسطهی آنان به سرنوشت انقلاب سوسیالیستی 2) شکل سازمانی متکی بر سلسله مراتب و انعکاس مناسبات بورژوایی حاکم در آنان یا وجود مکانیسم بازتولید رابطهی سلطهی در روند تولید و باز تولید آنان، 3) خواست سلطهی رهبری این احزاب و سازمانها از راه تأکید بر وحدت ایدئولوژیک 4) گرایش توتالیتر به رفع مرز فضاهای خصوصی و عمومی، 5) عدم شرکت فعال در مبارزات بینالمللی ضد سرمایهداری ، 6) وجود فرهنگ مذهبی و پدر (یا مرد) سالارانه. 7) بیگانگی با مسائل جنبش کارگری و عدم دخالت در مسایل مبرم و موجود در آن بویژه ناتوانی در رابطه با سازمانیابی مستقل کارگران در محیط کار و در سطح جامعه.
ادامه مطلب
یكشنبه ٢٠ آوریل
فايل صوتي: بابک رضوانی، تقی سلطانی، داریوش آرام، سیامک شمسایی، مهران زنگنه
فايل صوتي جلسه اينترنتي 2008 روی اينجا کليک کنيد.
فايل صوتي جلسه اينترنتي 2008 بخش اول بحث و گفتگو . روی بخش ۱ کليک کنيد.
فايل صوتي جلسه اينترنتي 2008 بخش اول بحث و گفتگو. روی بخش ۲ کليک کنيد.
روایت سرکوب زندان سال های ٦١ – ٦٠
فايل صوتي 2005 - مهران زنگنه شماره 1 شماره 2
Furie oder Übergang zum Globalkolonialismus? Mehran A. Zanganeh
خواندني۱: وبلاگی برای بازخوانی کاپیتال - نقدی بر اقتصاد سیاسی /امین قضایی
خواندني۲: گفتگوی(خیالی) مارکس و باکونين درباره ی آنارشيسم
نوشته : موريس کرانستون برگردان : محمد بای بوردی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2008/5/9ساعت 17  توسط رزا روشن
|
Hungerrevolte فيلم هايي از قيام گرسنگان
گرسنگي نشانه ي فاشيسم صنايع غذايي شركتي و اقتصادجهاني است.
فقر و گرسنگي تهديدي براي صلح جهاني است.جهان مملو از فقر و نابرابري و تبعيض , آبستن جنگ و نا امني وخشونت است.قيمت جهاني مواد غذايي به طور بحراني رو به افزايش است و اين به معناي گرسنگي و فقر بيشتر توده ي آسيب پذير در جهان است.
"هزاره ي سوم با روياي سترگ شروع شد." محمد يونس ,اقتصاد دان بنگلادشي برنده جايزه ي نوبل مي گويد: رهبران دنيا در سال 2000 ميلادي در مقر سازمان ملل متحد گرد هم آمدند و تصميم داشتند هدفي تاريخي را به منظور كاهش فقر تا سال 2015 ميلادي محقق كنند.در تاريخ بشر هرگز چنين هدف برجسته اي به وسيله ي تمامي جهانيان يك صدا مورد پذيرش واقع نشده بود.
اما بلافاصله وقايع 11سپتامبر 2001 رخ داد و مبارزه با تروريسم جايگزين هدف ريشه كني جهاني فقر شد.
سازمان ملل متحد با قطعيت كامل با حمله نظامي آمريكا و همپيمانان به افغانستان و عراق موافقت كرد.ايالات متحده تا سال 2006 ميلادي 530ميليارد دلار بر سر جنگ عراق خرج كرده است.
در حال حاضر با بحران قيمت جهاني غذا مواجهیم كه موجب شورش هاي مردمي در بسياري از كشورهاي جنوب شده است.
برنامه ي غذاي جهاني اعلام كرده براي برطرف كردن اين بحران 50ميليون دلار لازم است.
آيا به راستي با نيمي از هزينه هاي مخوف مربوط به جنگ به اصطلاح مبارزه با تروريسم نمي توانستيم به ريشه كني با فقر به عنوان منشاء تروريزم , بپردازيم؟
عملكرد سازمان ها و نهادهاي بين المللي نيز در اين بين همواره محمل ترديد و تناقض بوده است.UN با حمله نظامي 2003آمريكا به عراق توافق مي كند. این تصمیم بر خلاف خواست و تصمیم مردم جهان است که در 15 فوریه ی 2003 به خیابان ها ریختند تا مخالفتشان را بر علیه جنگ اعلام کنند.تضاد بین دولت ها و مردم شان ، قدرت و عذالت در اینجا آشکار شد.
سازمان خوار و بار جهاني FAO ,مدافع كشاورزي صنعتي و توليد محصولات دستكاري شده ژنتيكي و بيوسوخت و صنایع غذایی شرکتی و...مي باشد.دفاع از فعاليت هايي كه بر عليه خواست ميليون ها كشاورز بومي و مصرف کنندگان و زيان آنها در سراسر دنياي جنوب است, از سوي نهادي كه مدعي مدافع امر توليد غذا و كشاورزي در جهان است امري پرسش برانگيز است!
برای خواندن ادامه روی ادامه مطلب کليک کنيد.
مقاله ای از سايت جنبش ضد جهاني سازی ايران
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2008/5/6ساعت 1  توسط رزا روشن
|
عکس از استراسبورگ
هامبورگ >>> بچه ها متشکريم!
فيلم کانال سی دی اف (فعلا ورژن دولتي)
+
نوشته شده در
2008/5/2ساعت 3  توسط رزا روشن
|
ويدئو موزيک Sun Of The Sleepless - Romanze zur Nacht
'تجاوز جنسی و حبس' دختر اتریشی توسط پدر
پلیس اتریش یک پیرمرد ۷۳ ساله را به اتهام زندانی کردن دخترش به مدت ۲۴ سال در زیر زمین خانه خود، بازداشت کرده است. ویدئو دختری که 24 سال زندانی پدرش بود.
http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2008/04/080428_wkf-austria-new.shtml
رهايى دختر اتريشى پس از تحمل 24 سال تجاوز جنسی از سوى پدر. اليزابت در اين باره به پليس اتريش گفت؛ روز 28 آگوست سال 1984 پدرم به من داروهاى آرامبخش خوراند و سپس دست و پايم را بست و به زيرزمين برد و در يکى از اتاق ها زندانى کرد. اين اتاق محلى بود که من 24 سال در آنجا از سوى پدرم مورد تعرض و شکنجه قرار گرفتم و در اين مدت هرگز روشنايى روز را نديدم .فرانس پولتزر نيز درباره موقعيت زيرزمين خانه جوزف به خبرنگار آسوشيتدپرس توضيح داد؛ اليزابت پس از آنکه خودش را معرفى کرد رمزهايى را براى يافتن اتاق مخفى - محل حبس- به من داد و پليس توانست با کمک اين نشانه ها مکان مورد نظر را پيدا کند. محل حبس اليزابت داراى چند اتاق و کف ناهموار است و در ورودى آن به حدى کوتاه است که بايد با خم شدن وارد آن شد. فضايى که اين دختر 24 سال در آنجا محبوس بوده، بسيار تنگ و بسته است.
|
ابهام هاي تازه در ماجراي شکنجه دختر اتريشي تحقيقات پيرامون اين ماجراي هولناک در حالي ادامه دارد که پزشکي قانوني اتريش اعلام کرد نتايج آزمايش DNA که از جوزف- پدر شکنجه گر- و فرزندان اليزابت صورت گرفته نشان مي دهد، هر 6 فرزند همان طور که اليزابت مدعي شده متعلق به جوزف هستند. |
بیمه زنان سرپرست خانوار متوقف شد «بیمه کردن زنان سرپرست خانوار در توان مالی سازمان بهزیستی نیست و ما زنان سرپرست خانوار را به سازمان های متولی آن معرفی می کنیم.»
زندانی سیاسی حق مسلم ماست ...قدرت اگر جسم صلبی همگون، یکپارچه و بی خلل و فرج بود در زندان ها تنها زندانیان سیاسی پیدا می شدند؛ تنها کسانی که موجودیت و دوام آن را به خطر می انداختند. قدرت ولی بیشتر به موجودی زنده، به هیولایی می ماند که علی رغم جهت گیری کلی غریزی اش برای تناسل، خود را بر هر چه بتواند می افکند و به سان موجودی زنده از رانه های متضاد و تناقض هایی در رفتار رنج می برد. به این ترتیب علاوه بر جانیان سیاسی مجرمانی نیز کیفر می بینند بی آن که اساس و بنیان قدرت را هدف گرفته باشند. دزدان بی آن که نظام مالکیت را به خطر انداخته باشند قطع ید می شوند، روسپیان هم بی ایجاد مخاطره ای برای نظام جنسی حد می خورند؛ اما روشن است که خطر یک کمونیست برای نظام اقتصادی بیش از یک دزد و خطر یک فمینیست برای نظام جنسیتی بیش از یک روسپی است. دزد و روسپی اختلالاتی جزیی و حاشیه ای برای اجتماعند بی آن که قواعد عمومی را نقض کرده باشند. کمونیست و فمینیست اما ریشه ها را می زنند. علاوه بر این، مجرمان عادی مثل دیگر مردم عادی، بیش از مجرمان سیاسی منقاد قدرتند. آنان حتی بیش از مردمان عادی در چنبره قواعد وحشیانه اجتماعی اند که در مرزها و حاشیه ها، در فاحشه خانه ها، راه های ترانزیت مواد مخدر و بازارهای اجناس دزدی و...تنازع بقا عریان تر از هرجایی است....
فراخوان دانشجویان سهند به عزای عمومی در تمامی دانشگاه های کشور اینک، دانشگاه صنعتی سهند در هفتمین روز از تحصن خود قرار دارد. ۱۰۰ ساعت از اعتصاب غذای یارانمان گذشته است و ۱۹ تن از اینان به خاک افتادهاند. ۲ تن دچار تشنج گشتهاند و دختری تا پای مرگ پیش رفته است و روز به روز به تعداد اعتصاب غذاکنندگان و قربانیان افزوده میشود؛ و امروز پسری دستها و پاها و دهان خود را تا پایان تحصن بست، تا روزه سکوت بگیرد و بغضش را فرو خورد؛ اما هنوز فریادهای یاران رساست و استواری در گامهایشان نمایان است. آری، وینان دل به دریا افکناناند، نمایندههای شادی، که از فریادشان کوه سست میشود و زمین دهان باز میکند.
زندانی سیاسی ارژنگ داودی در هشتمین روز اعتصاب غذا زندانی سیاسی ارژنگ داودی که از تاریخ 26/1/87 از اندرزگاه 7 زندان اوین جهت تداوم روند بازجویی و رسیدگی به اتهامات جدید به بند 2 الف متعلق به اطلاعات سپاه پاسدارن منتقل گشته بود ، پس از چندین روز سپری نمودن شرایط نامساعد جسمی و محیطی به محل سابق خود بازگردانده شد . آقای داودی از تاریخ 30/1/87 در اعتراض به روند غیرقانونی برخوردها ، ظبط لوازم شخصی وی در زندان و عدم پاسخگویی مسئولین به مدت نامحدود اعلام اعتصاب غذا نموده است . وی طی نامه ای خواسته های خود برای پایان اعتصاب غذا را به مسئولین عنوان نموده و اعلام نموده است تا رسیدن به خواسته های خود به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.
+
نوشته شده در
2008/4/29ساعت 13  توسط رزا روشن
|
دانشجوي مركز تربيت معلم شهيد مقصودي همدان كه روز گذشته با سلاح گرم اقدام به خودكشي كرد و در كما به سر ميبرد، ساعاتي پيش درگذشت.
يك دانشجوي مركز تربيت معلم شهيد مقصودي همدان روز گذشته در محوطه دانشگاه با سلاح گرم، اقدام به خودكشي كرد كه خوشبختانه نافرجام ماند.
فيلم خودکشي در يوتيوب
مجيد باقريان رييس مركز تربيت معلم شهيد مقصودي در گفتوگو با سرويس صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا )، در همدان با تاييد اين خبر، اظهار كرد: وي دانشجوي ترم چهارم رشته علوم تجربي مركز است كه ساعت 14 روز گذشته پيش از حضور در كلاس، در محوطه دانشگاه و در مقابل همكلاسيهاي خود اقدام به خودكشي كرد. وي عدم قبولي در گزينش و مشكلات استخدامي را دليل اقدام به خودكشي اين دانشجو بيان كرد و گفت: دانشجويان تربيت معلم در طول تحصيل براي تدريس گزينش ميشوند، البته دانشجوي مذكور با وجود عدم قبولي در گزينش، ميتوانست به تحصيل خود در اين مركز ادامه دهد.
سرهنگ بهگذر، رييس پليس آگاهي استان همدان نيز در اين خصوص گفت: علت دقيق خودزني و نحوه تهيه سلاح كمري هنوز مشخص نشده است، چرا كه اين دانشجوي 20 ساله هم اكنون در اغما به سر ميبرد و قادر به صحبت كردن نيست. سرهنگ فرامرز بهگذر اضافه كرد: دانشجوي مذكور پس از اين حادثه ابتدا به بيمارستان شهيد مباشر كاشاني و سپس براي مداواي بيشتر به بيمارستان بعثت منتقل شد.
| zartosht's girl - هند - بنگلور |
|
من خیلی متاسف هستم. بیشتر مردم افسرده شدن و متاسفانه همه این توانایی رو ندارن که برن یه کشور دیگه زندگی کنن.من خدا رو شکر می کنم که این امکان رو داشتم که زندگیم رو نجات بدم. خیلی ها به من می گفتن ما که نمی تونیم از اینجا بریم اما تو از این امکان استفاده کن و تمام تلاشت رو بکن کم کم دارم می فهمم منظورشون چی بوده. دوست داشتم اونقدر پول داشتم که می تونستم به هموطن هام کم کنم.
بر اثر اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه سهند تا کنون ۸ نفر٭ از این دانشجویان روانه بیمارستان شده و حال جسمی بسیاری دیگر از این دانشجویان وخیم می باشد. با این وجود رئیس دانشگاه سهند بی توجه به وضعیت وخیم جسمی اعتصاب کنندگان حاضر به پذیرش خواسته های دانشجویان نمی باشد. چناقلو روز شنبه به تهران فراخوانده شده بود تا پیرامون اعتراضات دانشجویان دانشگاه سهند به نمایندگان وزارت علوم و وزارت اطلاعات توضیح دهد.
|
در اتفاقي تلخ و تاسف بار دانشجوي دختري كه در اعتراض به عدم پاسخگويي رياست دانشگاه، دكتر چناقلو، اعتصاب غذا نموده و از حال رفته بود، پس از انتقال به پزشك غيرمتخصص دانشگاه، وي با تزريق بدون تست آمپول پني سيلين، كه چنين عملي سابقه مرگ را نيز در پي داشته است، حال دانشجوي دختر را به وضعيت بدتري سوق دادند، و دانشجويان مجبور به انتقال وي به خارج از دانشگاه شدند.
4 قرباني، 26 مورد اعتصاب غذا و 4 روز تحصن در سهند و همچنان مبارزه ادامه دارد...
طی حکمی از سوی دادگاه انقلاب بابل شوانه مریخی دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم و با تخفیف این حکم تا ۵ سال به تعلیق در آمده است.
تلاش مسؤلین دانشگاه مازندران برای اخراج حامد محمدی هفته ی گذشته رفیق حامد برای پیگیری وضعیت آموزشی خود به معاونت آموزشی دانشکده اقتصاد مراجعه کرده است و مسؤل آموزش به وی گفت که او دیگر قادر به ادامه تحصیل نیست چون با در خواست حذف ترم گذشته او مخالفت کردند . شایان ذکر است که ترم گذشته حامد محمدی در یکی از جلسات امتحانی خود حاضر و موفق به دادن امتحان شده بود اما از حضور وی بر سر جلسات دیگر ممانعت شده است و آموزش دانشکده به وی گفت که با دستور مستقیم ریاست دانشگاه (علیزاده افروزی ) این ترم (ترم گذشته ) او حذف خواهد شد . و این درحالیست که اکنون نمرات دروس ترم گذشته حامد محمدی به دلیل غیبت !!! صفر رد شده است.
مسئولین زندان"قزل حصار" كرج از معالجه و درمان رفیق علی کانتوری که بر اثر شکنجه در وضعیت نامناسب جسمی به سر می برد خودداری می کنند. رفیق "علی کانتوری" که روز 22 دی ماه از سوی ماموران اداره اطلاعات قزوین بازداشت شد، بر اثر شکنجه های شدید دنده هایش شکسته و همچنین از بیماری حاد آسم رنج می برد، اما علیرغم این وضعیت مسئولین زندان هیچ اقدامی جهت مداوای وی انجام نمی دهند.
انوشه آزادبر، دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه تهران و نایب رئیس افتخاری اتحادیه ملی دانشجویان بریتانیا برای روز سه شنبه به دادسرای انقلاب تهران احضار شده است. احضار وی تلفنی بوده و دلیل آن هنوز مشخص نیست.
+
نوشته شده در
2008/4/28ساعت 14  توسط رزا روشن
|
در هر خونه ای رو بلاخره ميزنند! برای سربازگيری فعلا از ايالت های فقيرتر شروع کردند. هنوز نميدانند بايد نوشته روی صندوق پستي را جدي بگيرند!
تبليغ نکنيد!
http://www.bundeswehr-wegtreten.org/

+
نوشته شده در
2008/4/28ساعت 3  توسط رزا روشن
|
من ازهمان زمان که آگهي سخنچراني کارگردان و رفيق مطبوعتان در سايت ها آمد مطلع شدم. اگر هم نمي شدم با گذاشتن متن نمايشنامه و تبليغ گفتگوی پالتاکي ايشان در وبسايت 8 مارس مطلع ترم کرديد. حال نميدانم چرا با فرستادن آگهي و... با اي- ميل بطور مکررطمع ..."کردن" من را نيز داريد
. برای رفع هر گونه توهم اعلام رسمي بکنم که من نه "کردني" هستم نه "بکن" و اصولا از اين کردن و بکن بکن ها فراری. اگر جوابي به انتقاد مهستي شاهرخي نداريد، بدانيد که کماکان کشف و درج متن مفقود نمايشنامه مهارت نميخواهد، که اين متن را هورا کشان همه جا مي فرستيد . اين متن را با ورزيون های مختلف در روی ميز کار فرزندان نوجوانتان که در آن کمدی بازی کردند برای همه "قبل از اجرا" حتما مي يافتيد. اما من اگر جای شما بودم بجای اين سياست بازی حتما از" زن" که مورد اهانت قرار گرفت عذرخواهي ميکردم. از طرفي شخصا کسي که کبابش را در افتتاحيه شهرزاد ميخورد، ودکايش را با زندانيان سياسي و حالش را در 8 مارس به زندگي ام وارد نمي کنم. اينکه شما داريد چکار ميکنيد البته به خودتان و ائتلاف تان مربوط است. اما از من گفتن: همانطور که پروژه قصه گو شهرزاد، آش کشک يک ميليوني و ... نگرفت، فرش قرمز بسوی سوسياليسم هم جواب نميده! قبول کنيم که پخش اعلاميه های حزبي روز کارگر از بمباران اي- ميلي آگهي گفتگوی پالتاکي کارگردان مطلوبتان صادقانه تر است. همانطور که هل دادن به بيرون از صف هم با دعوت به سنگسار فرق دارد. يادمان نرود اگرچه دين شرکت زنان درسنگسار را ممنوع کرد اما ايدئولوژی آزاد. دارم دنبال دليل ميگردم که چرا شماها بايد تبليغاتچي گفتگوی اينترنتي ديگران باشيد.
حتما در صدد متشکل کردن "مردان طرفدار 8 مارس" هستيد. البته تشکلات "مردان طرفدار" .... فقط امضا نمي کند و امضا نمي گيرد. احتمالا بزودی اگر ميدان هم باشد عضو رسمي تشکيلات شده حق وتو هم ميگيرد.
از آنجا که عمر سلول حافظه کم است و ديجيتال است که ميماند، لينک هايي را که به سيبری فرستاديد در ادامه مي آورم. فراموش نکنيد فردا شب دست گل های دريافتي را در گلدان آب بگذاريد. رنگ زنانه؟ بعله گناهي ندارد. بيگناهه.
براش حرف در آوردند.
کماکان مرگ بر، درود بر، و پيش بسوی به پيش.
رزا: کاش 8 مارس سال پيش هم مهستي ها را داشتيم. همينقدر از سال پيش در هلند بيادم است: تلفيق رقص بابا کرم، دوست دارم... اينترناسيونال است، نجات انسانها... توی کوهستووون دلش
ميخاره ، تفنگ ووو و گل وووو گندم ....یه جنگل خر بار مياره ه ه ه ه
امسال در بلژيک جلوی سفارت از کباب پزی خبری نبود
اما بساط ديگری پهن شد
:
یک شاخه گل در کارزار زنان بروکسل - چشمان بیدار - مهستی شاهرخی
یادداشتهای سفر بروکسل: "ای زن، روز آزادی ات چه شد؟/ مهستی شاهرخی
دومین بخش: یادداشتهای هشت مارس در بروکسل: "ای زن، بیرق آزادی ات چه شد؟/ مهستی شاهرخی
یادداشتهای هشت مارس در بروکسل 3: "ای زن، فریاد رهایی ات چه شد؟/ مهستی شاهرخی
یادداشتهای هشت مارس در بروکسل 4: "ای زن، رقص رهایی ات چه شد؟/ مهستی شاهرخی
+
نوشته شده در
2008/4/26ساعت 3  توسط رزا روشن
|
امروز دیگر کمتر حزب چپ و یا شخصیت چپ و سیاسی معتبری پیدا می شود که علنآ با همجنسگرایی و حقوق همجنسگرایان مخالفت کند. اما این کافی نیست؛ چپ ها و دیگر مدعیان دمکراسی و آزادی می بایست برای نهادینه شدن فرهنگ جنسی مبتنی بر آزادی، برابری و عدالت بجای فرهنگ جنسی حاکم بکوشند ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱٣٨۷ - ۲۱ آوريل ۲۰۰٨ این مطلب به مناسبت اول ماه مه ( یازده اردیبهشت) روز جهانی کارگر و 17 ماه مه ( امسال مصادف با 28 اردیبهشت) روز جهانی مقابله با هموفوبیا تهیه شده است.
رهبران اولین جریان چپ در جهان، انسان گرایان اومانیستی بودند با این اعتقاد که سوسیالیسم بیان حقیقت عقل و منطق است. آنها به عدالت در همه زمینه ها از جمله عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی و عدالت جنسی بها می دادند و بی جهت نبود که در بین رهروان آنان تعداد زیادی از زنان حضور داشتند. ..
برای نمونه شارل فوریه (فرانسوی) که برای اولین بار در سال 1837 میلادی کلمه فمینیسم را بکار گرفت، از سکس با همجنس هم دفاع می کرد. او معتقد بود که سرکوب خواسته ها و تمناهای انسانها در جامعه نه تنها به فرد بلکه به کل جامعه ضرر می زند؛ پس تا جایی که کسی مورد سوء استفاده قرار نگرفته، باید تنوع و تفاوت سلائق و تمناهای جنسی افراد را برسمیت شناخت چرا که بروز علنی تنوعات جنسی به پیشرفت و همگرایی بیشتر جامعه منجر می شود. روبرت اوئن (انگلیسی) یکی دیگر از رهبران اولین جریان چپ است که نظراتی مشابه فوریه داشت.
بعدها، وقتی کارل مارکس و فردریش انگلس به مطالعه نظرات رهبران چپ پیش از خود پرداختند، نظرات آنان را به طنز "سوسیالیسم تخیلی" خوانده، آنها را به عدم درک قوانین جامعه و داشتن "فانتزی" متهم و نظرات خود در مورد جامعه، اقتصاد و لزوم انقلاب کارگری را "سوسیالیسم علمی" نام نهادند.
مارکس بخصوص اندیشه فوریه در باره آزادی جنسی را محکوم کرد.(1) و چنین شد که اندیشه مبارزاتی برای تغییرات بنیادین در سیستم تولید، روابط جنسی و اجتماعی و برقراری عدالت اجتماعی در همه زمینه ها، به مبارزه طبقاتی تقلیل داده شد.
رهبران اولین جریان مبارزاتی همجنسگرایان همچون کارل هنریش اولریخ و مگنوس هیرشفلد ( 2) برای جلب حمایت نیروهای چپ از خواسته های همجنسگرایان تلاش زیادی به خرج دادند. برای نمونه در دهه ی 1860 اولریخ نامه ای به مارکس نوشته و پلاتفرم حقوق همجنسگرایان، جزواتی در باره همجنسگرایی و ترانس سکسوالیسم هم ضمیمه نامه خود می کند.
مارکس نامه را بی جواب می گذارد اما یکی از جزوات ارسالی اولریخ ( پلاتفرم حقوق همجنسگرایان) را به انگلس می فرستد (3). انگلس، بعد از دریافت جزوه ارسالی، نامه ای به مارکس می نویسد و بر علیه "بچه بازان" موضع تندی اتخاذ می کند و در باره پلاتفرم حقوق همجنسگرایان اضافه می کند که "کثافت را به تئوری تبدیل کرده اند."(4)
انگلس در کتاب "خانواده، مالکیت خصوصی و دولت" هم به " فساد اخلاقی و اعمال پست و بی مزه" یونانیان قدیم (یعنی سنت همجنسگرایی) آنان اشاره و آن را محکوم می کند. کارل مارکس ظاهرآ با این نظریه انگلس موافت نشان می دهد و می نویسد "رابطه بین زن و مرد طبیعی ترین رابطه بین دو انسان است."(5)
ولادیمیر ایلیچ لنین هر چند نظر چندان مثبتی در باره همجنسگرایی نداشت اما بعد از قدرت گیری بلشویکها در روسیه در سال 1917، در مخالفت با تعالیم کلیسا و مذهبیون، در قانون جدید دولت سوسیالیستی از همجنسگرایان جرم زدایی کرد. این اولین بار در جهان بود که از همجنسگرایان جرم زدایی می شد. اما با روی کار آمدن استالین، همجنسگرایی مجددآ در شوروی بعنوان جرم شناخته شد و همجنسگرایان آن کشور تحت پیگرد و سرکوب شدیدی قرار گرفتند.
جالب اما اینجاست که نه مارکس و انگلس و نه لنین هیچکدام تحلیلی مارکسیستی از همجنسگرایی ارائه نداده اند. اما بنا به نوشته نویسندگان سوسیالیست، هکما آوسترهویس و استکلی، انگلس بر این اعتقاد بوده که "اصول طبیعی اخلاق" زمانی شکوفا خواهد شد که تک همسری دگرجنسگرایانه (زن و مرد) بجای زوال، واقعیت عینی خواهد یافت و آنوقت همجنسگرایی خود بخود از بین خواهد رفت. (6 و 7)
برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد!
خواندني: بنيادگرايى مسيحى و بزک مدرن آن، با هدف تحميق جوانان!
ديدني: بخشي از فيلم "اما من يه دخترم!" but im a cheerleader
فيلم کاملJesbus Caimp اردوگاه مسيح (Jesus Camp) ساخته هايدی اوينگ و راشل گريدی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2008/4/22ساعت 22  توسط رزا روشن
|