يکی از شرکت کنندگان می گوید:"آقا، ما همه اين جنايتهای رژيم را می دانيم. حرفهای شما را قبول داريم. اما امروز آمده ايم کمی تفريح کنيم و بدبختی ها را فراموش کنيم. اما وقتی اينها (با اشاره به عکسها) را می بينيم، ناراحت ميشويم... برای ديدن کارهای هنری آمده ايم...نه سياست." به او توضیح می دهم که ما هریک وظیفه داریم که از بار این "بدبختی ها" بکاهیم و می گویم که با فراموش کردن "بدبختی ها"، آنها به پايان نمی رسند. اگر می خواهيم بدبختی ها تمام شوند، بايد عامل آنها را از بين ببريم. بايد از طريق مبارزه با جمهوری اسلامی، به سوی سرنگون کردن آن و تمام شدن بدبختی ها پيش برويم.
شهناز غلامی، روزنامه نگار مستقل و از فعالان جنبش ملی آذربایجان و نیز جنبش زنان به دادگاه انقلاب اسلامی تبریز احضار شد
لینک فایل صوتی(ام پي 3) مربوط به مصاحبه در سایت رادیو برابری
وبلاگ شهنازغلامي
عضوانجمن روزنامه نگاران زنان ایران (رزا)
گفتنی است، خانم شهناز غلامی از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال به دلیل اهداف آزادی خواهانه و برابری طلبانهاش در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال 1386 به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی شده بود. علاوه بر آن، وی همواره به دلیل فعالیت هایش مورد تهدید و تعقیب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار دارد.
در بیدادگاه تبرها - شهناز غلامی
دانلود کتاب در بیدادگاه تبرها - شهناز غلامی
همسران خدمتکار
Servant Wife

چرا نه؟ درباره ايران- Uri Avnery/برگردان ناهيد جعفرپور
هر کسی که می خواهد بداند آيا اسرائيل يا آمريکا می خواهند به ايران حمله کنند، بايد به نقشه تنگه هرمز نگاهی بياندازد. تنگه ای که ايران را از شبه جزايرعربی جدا می سازد. از طريق اين راه آبی که عرضش 34 کيلومتر می باشد، کشتی هائی در حرکتند که بين 1،3 تا 1،5 حجم نفت جهان و همچنين نفت ايران، عراق، عربستان سعودي، کويت، قطر و بحرين را حمل و نقل می کنند.
اکثر کسانی که در باره حمله اجتناب ناپذير آمريکا و اسرائيل به ايران نظر می دهند به اين نقشه جغرافيائی توجه ای نمی نمايند.
همواره در باره يک حمله هوائی صحبت می شود. گفته می شود که هواپيما های جنگنده قدرتمند آمريکا که در خليج فارس مستقرند از طريق کشتی های هواپيما بر به هوا پرواز می کنند و از مقرهای نظامی آمريکا که در منطقه تقسيم شده اند، تمامی پايگاه های اتمی ايران ـ و در چنين موقعيت خوبی تمامی نهاد های دولتي، تاسيسات نظامی و مراکز صنعتی و تمامی مراکزی را که می خواهند بمب باران می کنند. آنها ازبمب هائی استفاده می کنند که عميقا به زمين فرو می روند. خيلی راحت و ساده و شيک خواهند گفت بای بای ايران، بای بای آيت الله ها و بای بای احمدی نژاد!
بر طبق اخبار رسیده از دوماه پیش دسترسی به بخش نظر خواهی بلاگفا محدود شده و کسانیکه از طریق فیلترشکن ها به وبلاگهای بلاگفا دست پیدا می کردند دیگر نتوانستند نظرات خود را بگذارند .اما از چند روز پیش بلاگفا امکان دیدن صفحات وبلاگهای فیلتر شده را با استفاده از فیلترشکن ممنوع کرده و کلا صفحات فیلترشده با فیلترشکن (نظیر اولتراسورف و فری گیت ) امکان بازدید ندارند. با توجه به دستگیریهای سال گذشته ی صاحبان پرشین بلاگ ادامه فعالیتهای امنیتی روی سرویس دهنده ی وبلاگها مورد حدس بود و امروزه با این محدودیتهای ایجاد شده و صحبتهای سپاهیان و آموزش پرورشیها مبنی بر اینکه وبلاگها عوامل خطرناک و مخرب هستند .معلوم میشود که فعالیت در وبلاگهای سرویس دهنده ی فارسی تهدید چند باره برای بلاگرها است چه برسد که حالا حتی دسترسی محدود هم ممنوع شده است.
دانشگاه زنجان، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی، سه فعال دانشجویی دانشگاه زنجان، بازداشت شده اند. علت بازداشت این سه فعال دانشجویی ساماندهی اعتراضات دانشجویان زنجان به رسوایی اخلاقی معاون دانشجویی این دانشگاه عنوان شده بود. اما پس از چندی اعلام شد پیام شکیبا به علت پرونده ای که پیش تر به سبب فعالیت های دانشجویی اش داشته به مدت ۸ ساعت بازجویی شده و سپس آزاد شده است. بازداشت رایجی و جنیدی نیز تکذیب شد.
گزارشات رسیده حاکی از آن است ، پس از گذشته سه هفته از این ماجرا فعالین دانشجویی دانشگاه زنجان در بی خبری مطلق از این سه نفر به سر می برند و پیگیری وضعیت آن ها از طریق خانواده هایشان نیز به جایی نرسیده است. به نظر می رسد پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی از سه هفته پیش تاکنون در بازداشت به سر می برند و خانواده های آن ها تهدید شده اند که به هیچ عنوان در خصوص وضعیت آن ها اطلاع رسانی نکنند.
دستگیری سه تن از فعالین دانشجویی در تبریز
خبری از سلامتی سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای، فراز زهتاب بدست نیامده است . مهندس داریوش حاتمی نیز ربوده شده است .طبق گزارشات رسیده، ظهر روز پنجشنبه و همزمان با دستگیری سه فعال دانشجویی آذربایجان توسط نیروهای امنیتی در مقابل درب دانشگاه تبریز، مهندس داریوش حاتمی نیز ربوده گردیده و از محل نگهداری ایشان نیز خبری در دست نیست.
اخبار تایید نشده ای حکایت از انتقال ایشان به اطلاعات سپاه تبریز دارد که مشهور به انجام شکنجه های وحشیانه بر روی بازداشت شدگان است.
از فعالین دانشجویی بازداشت شده دانشگاه تبریز نیز خبر می رسد که پس از تماس کوتاه تلفنی مهندس سجاد رادمهر با خانواده خود امروز فراز زهتاب، آیدین خواجه ای، داریوش و شاهرخ حاتمی نیز تماس های بسیار کوتاهی با خانواده های خود داشته اند..
محمد زراعتی، فرزاد حسن زاده، علی قلی زاده، علی صابری، رضا عرب، اشکان آرشيان، دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد و مجيد اسدی، سلمان سيما و مهدی خدايی، دانشجويان دانشگاه آزاد ، بهاره هدايت و محمد هاشمی، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، پيام شکيبا، آرش رايجی و حسن جنيدی، دانشجويان دانشگاه زنجان و سجاد رادمهر، آيدين خواجه ای، فراز زهتابی و داريوش حاتمی دانشجويان دانشگاه تبريز همچنان در زندان به سر می برند.
محروميت استاد دانشکده فردوسی از تدريس جمشيد قشنگ يکی از اساتيد حق التدريس گروه تاريخ دانشکده فردوسی مشهد که بيش از ۱۰سال است به تدريس دروس تاريخ معاصر ايران می پردازد، از تدريس در دانشگاه محروم شد. اين چهارمين بار است که وی از تدريس در دانشگاه محروم می شود و با اعتراض شديد دانشجويان و تحصن، دوباره به دانشگاه باز می گردد. جمشيد قشنگ از اساتيد محبوب دانشگاه فردوسی بشمار می آيد و در مهرماه گذشته (ابتدای سال تحصيلی پيش) نيز از دانشگاه اخراج شده بود، که با تجمع اعتراضی دانشجويان دوباره به تدريس دعوت شد، اما اين بار دانشگاه حکم اخراج وی را در تابستان اعلام کرده است تا از حجم اعتراضات بکاهد.
حكم ِ مبارزه / نگار نجفی اگر كمي با دقت بيشتر به اين مسئله توجه كنيم ميبينيم كه ما در راديكالترين وضعيت نيز، همواره «تصميم به صدور حكم مبارزه» داريم، ما هيچگاه حكم مبارزه را صادر نكردهايم. حكم مبارزه، مبارزه را به همراه ميآورد، يعني انقلاب را به جريان مياندازد، يا بهتر است بگوييم يعني خود ِ انقلاب، بدون هيچ فاصلهي زمانياي كه تنها مختص تصميمگيريهاست. اما آنچه كه حقيقتا بارز است اين است كه ما همواره تصميم داريم كه حكم مبارزه را صادر كنيم و گاهي از اين هم دردناكتر، بر سر ِ اين تصميم با هم مجادله ميكنيم. به راستي وضعيت كنوني ما چيزي جز اين تعليق، و درماندهگي در بيرون شدن از اين بازدارندهگي نيست، حتا در مقياسي جهاني. چيزي كه شايد بتوانيم از آن به عنوان ركود تفكر سياسي يا سياستگريزي ياد كنيم؛ كه شايد اين هم از عواقب فروپاشي شوروي و تضعيف جبههي جهاني سوسياليسم بوده باشد يا حاكميت تكصدايي ِ سرمايهداري كه در راستاي جهانيشدنش، خودش را با چند صدايي ِ كاذب و خنثاي ِ بوميگرايي (به روايت پستمدرنيسم) ارضاء ميكند.
فيلم مردم کردستان در مقابل دادگستری سنندج در پی فراخوان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران برای اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر بیش از 1000 تن از مردم کردستان در مقابل دادگستری سنندج دست به اعتراض زدند
پيرو محکوم به اعدام شدن فرزاد کمانگر ، معلم دلسوز و فعال حقوق بشر در يک پروسه پرابهام قضايي و جريحه دار شدن افکار عمومي به خصوص در منطقه کردستان ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي اقشار اجتماع و آنانکه قلبشان براي صلح ،دوستي و آزادي ميتپد دعوت مي نمايد تا با شرکت در تجمع مسالمت آميز "روز شنبه مورخه 29/4/87 در شهر سنندج ، مقابل دادگستري استان کردستان واقع در ميدان بسيج راس ساعت 10 صبح " حمايت خود را از فرزاد کمانگر و نجات وي اعلام نمايند.اين تجمع مسالمت آميز پاسخي خواهد بود به حق زيستن و اعلام تعهدي دوباره به مسالمت جويي و مدنيت .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي شرکت کنندگان درخواست مينمايد بر اساس مباني فکري خود با به همراه آوردن کتاب قانون اساسي و يا همراه داشتن پرچم ايران ، مصونيتي از هرگونه سوءاستفاده از اين تجمع را ايجاد نمايند . اين سمبلها درخواستي خواهد بود براي اجراي قانون در مورد فرزاد کمانگر که قطعاً اجراي آن باعث نجات و آزادي وي خواهد شد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران ، چهارشنبه، 26 تير ماه 1387 برابر با 16-07-2008
طلب عفو از چه و به که ؟ / نامه اي از فرزاد کمانگر
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=16183

حکم اعدام فرزاد کمانگر در ديوان عالي کشور تائيد شد و با توجه به نداشتن حکم زندان، حکم اعدام براي اجرا به دايره اجراي احکام زندان رجايي شهر ابلاغ شده است. فرزاد کمانگر معلمي با 12 سال سابقه تدريس، عضو هيات مديره انجمن صنفي معلمان کردستان شاخه کامياران، عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان، (نشريه آ.پ كامياران) عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بوده و هست. فرزاد کمانگر انساني است که هر کجا احساس کرده است حضورش ميتواند موثر باشد، حاضر شده و باتمام توان خود فعاليت کرده است. فرزاد به عنوان يک معلم راستين و آزاده دارد تاوان "واقعا معلم بودنش" را پس ميدهد. او در تمام اين سالهاي سخت کوشيده است چهرهاي شريف، مسئول و آگاه از يک معلم ارائه دهد، معلمي که عنوان "فرهنگي" برازنده و شايسته اوست. تدريس، نوشتن، حضور در عرصه فعاليتهاي مدني و اجتماعي، دغدغه ارتقاي استانداردهاي زندگي و دفاع از حقوق بنيادين انسان تمام آن جرايمي است که فرزاد کمانگر مرتکب شده است و البته مستحق اعدام.
اين گزيدهاي از سخنان خليل بهراميان وکيل فرزاد کمانگر درباره پرونده موکلش است:
برخورد با فرزاد کمانگير ناشي از نوعي "کردستيزي" و جرياني است که حتي درون قوه قضائيه ايران بحران آفريني مي کند. / با توجه به دفاعيات موکلم و با نظر به نامههاي حمايت تعداد زيادي از مردم کامياران و امام جمعه شيعيان اين شهر از فرزاد، انتظار صدور حکم برائت براي موکلم دارم. / فرزاد کمانگر علي رغم شکنجه زياد هنوز به هيچ يک از اتهامات وارده اعتراف نکرده است، صدور حکم اعدام براي وي حتي بر خلاف قوانين جمهوري اسلامي ايران نيز بوده است. / همان موقع که پرونده فرزاد کمانگر را مطالعه کردم برايم روشن شد که فرزاد بيگناه است و هيچ اتهامي بر وي وارد نيست و در واقع بايد آزاد ميشد. / دادگاه فرزاد با قوانين منافات دارد، حتي دادگاه غير قانوني بوده است و فقط 5 يا 6 دقيقه طول کشيده است. رئيس دادگاه حتي اجازه دفاع هم به ما نداد. به من کاغذ سفيدي دادند و از من خواستند که بنويسم، من اين کار را نکردم و در همان لحظه قاضي حکم اعدام وي را صادر کرد. /
راديو برابری: گفتگو با داوود باقری از دانشجویان چپ / زندانی در ترکیه (صوتي)
http://www.radiobarabari.net/files/2008/07/17/1.ram
Psychology, Human rights – “Total isolation”
- فيلم- ۴۹ دقيقه در رابطه با زندان انفرادی
http://video.google.de/videoplay?docid=5979976052909214366
توضيح: برای خواندن کل مطلب بروی تيتر آن کليک کنيد! يعني موش را بروی نوشته ببريد و دگمه چپ آن را فشار دهيد! در صورت داشتن چين چيلا مجبوريد به همين خلاصه اکتفا کنيد![]()
« بفرض که رهبريت مرکزی بتواند آنچه را توليد شده عادلانه تقسيم کند، اين واقعيت همچنان باقی ميماند که توليدکنندگان، وسائل توليد را در تصاحب خويش ندارند. اين وسائل متعلق به آنها نيست، بلکه از اين وسائل استفاده ميشود تا آنها را بکار گيرند. پيامد اجتناب ناپذير اين مسئله اين است که گروههائی که با رهبريت موجود مخالفت ميکنند، از طريق زور سرکوب خواهند شد. قدرت اقتصادی مرکزی در دست آنهائی است که بطور همزمان، قدرت سياسی را اعمال ميکنند. هر اپوزيسيونی که بگونه ای متفاوت در مورد مسائل سياسی و اقتصادی بينديشد، به هر وسيله ی ممکنی سرکوب خواهد شد. بدين ترتيب بجای، بنا بتعريف مارکس، مجامع توليدکنندگان آزاد و برابر، دارالتاديبی وجود دارد که هيچکس مانند آن را تاکنون نديده است.»
عليه كمونيسم بلشويكى/ پل ماتيك
انقلاب روسیه _ رزا لوکزامبورک _ ویرایش: جعفر رسا
آنتون پانه کوک:در کسب قدرت ما هيچ دلبستگی به يک «حزب انقلابی» نداريم که رهبری انقلاب پرولتری را بدست بگيرد.
انقلاب روسيه آخرين انقلاب بورژوائی بود، هر چند که بوسيله ی طبقه کارکن پياده شد. «انقلاب بورژوائی» حاکی از انقلابی است که فئوداليسم را نابود می کند و راه را برای صنعتی شدن می گشايد، با تمامی نتايج اجتماعی که متضمن آن است. از اينرو انقلاب روسيه در ادامه خط انقلاب 1647 انگستان، و انقلاب 1789 فرانسه، و به همين طريق انقلاب های بعدی در سال های1830، 1848 و 1871 می باشد. طی دوره ی اين انقلاب ها صنعت گران و پيشه وران، دهقانان و کارگران نيروی انبوهی که برای از بين بردن رژيم کهنه ضروری بود را فراهم کردند. سپس، کميته ها و احزاب سياسیِ مردانی که لايه های ثروتمند را نمايندگی می کردند که طبقه مسلط آتی را شکل دادند، به جلو آمدند و کنترل قدرت حکومتی را در اختيار گرفتند. اين نتيجه طبيعی بود چرا که طبقه کارکن هنوز به اندازه کافی پخته نبود که خودش را اداره کند. در اين جامعه ی جديد طبقاتی، که کارگران استثمار می شوند، چنين طبقه مسلطی به حکومتی مرکب از اقليتی از ماموران و سياست مداران نياز دارد. در عصر جديدتر، بنظر می رسيد انقلاب روسيه انقلابی پرولتری باشد: زيراکه کارگران با اعتصابات و عمليات توده ای بانی اش بوده اند. با اين وجود حزب بلشويک بعداً، قدم به قدم، در تصاحب قدرت موفق شد (طبقه کارکن اقليت کوچکی ميان جمعيت دهقانی بود). پس، خصلت بورژوائیِ انقلاب روسيه (در وسيع ترين معنای کلمه) مسلط شد و شکل سرمايه داری دولتی به خود گرفت. از آن پس، انقلاب روسيه بنا بر نفوذ ايدئولوژيکی و معنوی اش درسطح جهانی، درست در طرف مقابل انقلاب پرولتری شده است، انقلابی که کارگران را رها می سازد و فرمانروائی دستگاه توليد را به آنان می دهد.
86 Minكيش
پرستش مائو – فيلم طولاني از "چين" به انگليسي – انقلاب فرهنگي خونين
Comedy, Politics - "Isn't this Iran?" - 3 Min![]()
"wenn wir keinen mut haben zu träumen, haben wir keine kraft zu kämpfen!
Che Guevara
فيلم-ويديوی بازجويی تين ايجر کانادايی در گوانتانامو
http://www.youtube.com/watch?v=aQHFFbD_-Pg&NR=1

ويديوی بازجويی تين ايجر کانادايی در گوانتانامو/ صدور انقلاب اسلامي؟
روشنگری: نوار ويديوی بازجويی يک نوجوان در گوانتانامو را که در خبرهای روشنگری بازگو شده بود، در لينک زيرببينيد.
http://www.youtube.com/watch?v=Qc6Mblqzk2E
خبر انتشار ويديو که روز گذشته بازتاب گسترده ای يافت، احتمالا بايد مقامات و شکنجه گران رژيم ايران را خوشحال کند، زيرا می بينند ,انقلاب, ارتجاعی شان را به يکی از دموکراسی های قديمی نيز صادر کرده و همکارانی در آنسوی آتلانتيک برای خود دست و پا کرده اند.
در گزارش خبرگزاری فرانسه آمده است اين نوجوان وقتی در سال 2002 به گوانتانامو منتقل شد 15 سال داشت و جوانترين زندانی گوانتانامو بود. نوار در اصل هفت ساعت و نيم است که طی سه روز بازجويی و آشکارا از لابلای دريچه تهويه هوا گرفته شده است.جوان در بازجويی گريه کرده و ميگويد به من کمک کنيد، به من کنيد. او همچنان ميگويد : من چشمم را از دست داده ام، پاهايم را از دست داده ام. همه چيز را از دست داده ام. اما بازجو که کانادايی است به او ميگويد چشمت می بيند و پاهايت سرجايش در انتهای رانت است.
فرانس پرس اضافه نموده 8 دقيقه از ويديو بعد از مدت ها درگيری وکلای اين زندانی با دولت های آمريکا و کانادا بالاخره توسط وکيل زندانی به روی نت فرستاده شد و طبق اجازه ای که وکيل گرفته بقيه آن را نيز منتشر خواهد کرد. در ادامه خبر فرانس پرس آمده دولت آمريکا ميگويد زنداني، عمرخذر، تنها شخصی بود که بعداز 4 ساعت بمباران يکی از پايگاه های القاعده در افغانستان در سال 2002 زنده مانده بود. او از ميان ويرانه های بعد از بمباران بيرون آمد و يک سرباز آمريکايی را با پرتاب نارنجک کشت.
وکيل خذر ميگويد او يک پسر 15 ساله وحشت زده بود که تصادفا يک درگيری در نزديکی جايی که او نشسته و به يک بوته تکيه زده بود شروع ميشود. فرانس پرس اضافه نموده است گفته ميشود يک چشم او ديد خود را از دست داده و قدرت ديد چشم ديگر در اثر برخورد ترکه کم شده است.
گزارش کامل فرانس را در لينک زير بخوانيد
http://www.afp.com/english/news/stories/newsmlmmd.eef42a832f620d5055faf398c27fc253.181.html
انتشار نوار ویدئویی از بازجویی در گوانتانامو بي بي سي
رسانه های کانادایی می گویند که در این نوار عمر خضر، که در زمان ضبط ویدئو، یک نوجوان شانزده ساله بوده، توسط مقامات کانادایی در ارتباط با حوادثی که منجر به دستگیری او توسط نیروهای امریکایی در سال 2003 شده بود، بازجویی می شود.
More Info> http://www.cbc.ca/canada/story/2008/07/15/khadr-tapes.html
خاستگاهها و پویشهای پدرسالاری
بدویگرایان آنارشیست بر این باورند که در مسیر انتقال تمدن، یکی از نخستین فراوردههای رامسازی، پدرسالاری است؛ رسمیسازی تسلط مرد و توسعۀ نهادهایی که آنرا تقویت میکنند. بدویگرایان آنارشیست میگویند که با ایجاد تمایزهای کاذب جنسی و تفکیک بین زن و مرد، تمدن بار دیگر یک «دیگری» را آفرید که میتواند عینیت بخشیده شود (objectified: وجود خارجی یابد)، کنترل شود، مورد تسلط قرار گیرد، مورد بهرهبرداری واقع شود و به صورت کالا درآید. از دیدگاه عام آنها این روند را همچون رامسازی گیاهان برای کشاورزی و حیوانات برای دامپروری میبینند امّا از وجه خاص، مثال روشن کنترل باروری است. بدویگرایان میگویند که همانند سایر قلمروهای قشربندی اجتماعی، نقشها به منظور تثبیت یک نظم بسیار جامد و خشک و قابل پیشبینی که برای سلسله مراتب اجتماعی مفید است، به زنان محول میشود. آنها ادعا میکنند که زن به منزلۀ دارایی به شمار میآید که هیچ تفاوتی با محصولات مزرعه یا گوسفندان مرتع ندارد. بدویگرایان عقیده دارند که دارایی (مالکیت) و کنترل مطلق، خواه بر زمین باشد یا درختان، حیوانات، بردگان، کودکان و یا زنان، بخشی از پویایی تثبیت شدۀ تمدن است.
به نظر بدویگرایان پدرسالاری خواهان انقیاد و مقهورسازی زنان و غصب طبیعت است که ما را به سوی نیستی و نابودی سوق میدهد. آنها همچنین بر این باورند که این نهاد (پدرسالاری)، قدرت، کنترل و سلطه را بر زندگی، آزادی و توحش تعیین میکند. آنها میگویند که وضعیت پدرسالاری کلیه تعاملات ما را دیکته میکند که شامل خودمان، تمایلات جنسیمان، مناسباتمان با یکدیگر و روابطمان با طبیعت را در بر میگیرد. آنها مدّعیاند که این عمل به شدت طیف تجارب ممکنه را محدود میسازد.
بدویگرایی آنارشیستی (قسمت دوم)
هربرت ريد معتقد است که تنها راه براي ايجاد اين نظم نوين، قيام و انقلاب است اما تاکيد مي کند که موثرترين شکل شورش و انقلاب، درين دنياي خشونت باري که ما در آن زندگش مي کنيم، عدم خشونت است ! روح کلي يک قيام و طغيان، کليت يک تمدن پوچ و مهمل را نشانه مي گيرد و اين ممکن نيست مگر آنکه انقلاب در عادات انديشيدن و عادات اخلاقي انسان ها اتفاق بيفتد. به اعتقاد وي، انقلاب در معناي واقعي اش با خشونت و ضرب و زور به دست نمي آيد بلکه انقلاب بايد در ذهن و کردار آدميان پا بگيرد. انقلاب در مفهوم عام، چيزي را تغيير نمي دهد بلکه فقط دسته اي از سروران و اربابان را جانشين دسته اي ديگر مي کند. اما انقلاب واقعي به معناي استقرار ارزش هاي انساني نو و روابط اجتماعي جديد و نگرش دگرگون شده ي انسان به انسان است. اين انقلاب فوري و بي واسطه، هم اکنون، هر جا که هستيم، بايد اتفاق بيفتد و اين يعني تغيير دادن روابط اقتدارطلبانه بين زنان و مردان، والدين و فرزندان و ...
اين اقدام انقلابي را نمي توان در هم شکست چون در زندگي هرروزه به پا مي شود؛ در سوراخ سمبه هاي ريزي که دستان زورمند اما درشت و زمخت قدرت دولت نمي تواند به آساني به آن برسد چرا که سرشت آدمي را تغيير مي دهد و اين زمينه ي تغيير زندگي اجتماعي آدمي است.
برای خواندن کل مطلب روی تيتر مقاله کليک کنید
مالکیت اصلی اقوام دامپرور برخلاف اقوام کشاورز ، نه بر زمین که براحشام استوار است. بنابراین مفهوم وراثت جهت حفظ مالکیت و بنیان های قبیله و خانواده ی هسته ای بسیار اهمیت می یابد. برای کشاورز پدرسالار ، فرزندان حتی اگر از غریبه ها زن بگیرند و یا در روابط جنسی آزاد عمل کنند بازهم مالکیت بر زمین آنها را در حیطه ی یک سرزمین مشخص باقی نگاه می دارد. اما در مورد اقوام دامپرور چنین نیست و ازدواج با غریبه ها ، روابط نامشخص جنسی ، وراثت را از بین برده و موجب تغییر مالکیت از قبیله ی خودی به قبیله ی بیگانه می شود. ادیان سامی که در واقع مانیفست جامعه ی طبقاتی اقوام دامپرور است، در معرض خطر قلمرو زدایی از خویشتن است. به همین سبب همیشه با مفاهیم قلمروزدا مانند وسوسه ، میل ، سیالیت ، سرگردانی ، آزادمنشی دست به گریبان بوده و مداوما برعلیه آنها موضع گیری می کند. تورات قوم یهود را سرگردان توصیف می کند. این سرگردانی و عدم مالکیت ناشی از فوبیای اقوام دامپرور است. قوم بنی اسرائیل مداوما به موسی و پیامبران بعدی فشار می آورند که به سبب مصایب ، او و یهوه را رها خواهند ساخت. مالکیت زمین برای انتقال و تولید دستگاه های حکومتی وجود ندارد بنابراین آنها مجبور هستند بر حفظ وراثت و بیگانه ستیزی تکیه کنند. مرزهای قوم و مالکیت با تاکید بر وراثت و اطاعت از پدر و مادر حفظ می شود.
برای خواندن کل مقاله يا بروی ادامه مطلب کليک کنيد و يا رو گورو امين قضايي![]()
احمد باطبي درميزگردی با شما صدای امريکا روز 18 تير
18 Tir & Ahmad Batebi ... VOA Part 1-- احمد باطبی
18 Tir & Ahmad Batebi ... VOA Part 2 -- احمد باطبی
18 Tir & Ahmad Batebi ... VOA Part 3 -- احمد باطبی
18 Tir & Ahmad Batebi ... VOA Part 4 -- احمد باطبی
18 Tir & Ahmad Batebi ... VOA Part 5 -- احمد باطبی
18 Tir & Ahmad Batebi ... VOA Part 6 -- احمد باطبی
احمد باطبی: جناب آقای داريوش سجادی؛
در نصايح از موضع بالايتان با ادبيات متمايل به ادبيات ناصرالدين شاهی مرقوم فرموديد که اگر پوستم کلفت نباشد در طرفه العينی لکه حيض تان می کنند. من بی استعداد در حوزه سياست يک گير کوچک به "لکه حيض" شما دارم. از ديد شما به عنوان يک انسان روشن فکر، امروزی و معتقد به حقوق انسانی برابر می پرسم، چه طور برای نمايش پليدی و کثيفی، آن چه را که آلوده است به لکه حيض زن تشبيه می کنيد؟ حضرت عالی هنوز نتوانسته ايد رسوبات فرهنگی و اعتقادی مردسالارانه را در خصوص جنس دوم بودن زن، دست کم در ادبيات و نوشته هايتان تصحيح کنيد.
چرا به زنانگی توهين می کنيد؟
هرالد تریبون در خاتمه می نویسد که احمد باطبی می گوید در نظر دارد برای پیشبرد تغییرات مسالمت آمیز در ایران تلاش کند و در پاسخ به امکان حمله نظامی آمریکا به ایران می گوید "در چنین صورتی، ممکن است به کشورم بازگردم و از آن دفاع کنم."
مهستي شاهرخي
عزیز جان، "نوشتن در تبعید"، "نوشتن در آزادی" است و "نوشتن برای رسیدن به آزادی". عزیز جان، اشاعه لمپنیسم، اشاعه ادبیات به منزله ی هنر نیست. عزیز جان تا قلمی داری باید در مورد آن "سه قطره خون" پای باغچه بایست بنویسی و به قول شکسپیر و از زبان هملت هنر تئاتر و نوشتن:"افشای جنایات و فساد پشت صحنه است". پس تا می توانی و به هر زبانی که می توانی و با هر شیوه ای که می دانی از مرگ پدر هملت حرف بزن و از قتل زهراها و یادت نرود که آن "سه قطره خون" صادق هدایت هنوز خشک نشده و خونش هنوز تازه است و هنوز کنار باغچه است. عزیز جان به این فکر کن چرا هملت؛ همیشه جمجمه مرده در دست می گیرد و همه اش با روح پدرش مقتولش گفتگو دارد تا این حد با قبرستان و گورکن عجین است؟ عزیز جان به این فکر کن که چرا او را دیوانه می پندارند؟ و چرا هملت می زند به سیم آخر؟
مطلب در چشمان زنان/ مهستي شاهرخي![]()
اين هم جايزه
http://de.youtube.com/watch?v=9efHwnFAkuA
فراخوان برای مجازات سنگسار کنندگان "کردستان عزيز"
Kurdistan Aziz: Another victim of stoning
ميدان زنان:ترجمه زهرا سعيد زاده: از زمان مرگ "دعا خليل اسود" بيشتر از يک سال ميگذرد ولی هنوز هستند کسانی که نمی دانند در کردستان حتی سنگهای روی زمين هم دليل بی رحمی و خشونت عليه زنان هستند .تحت دولت کرد عراقی قدرت بطور کل به قبيله ها که دارای فرهنگ قتلهای ناموسی هستند واگذار شده است، اين درحالی است که توجه بين المللی همچنان به اين نوع اعمال هميشگی و پی در پی تروريستی عليه زنان ادامه دارد.
تعداد معدودی به خاطرارتکاب قتلهای ناموسی يا معاونت درقتل مجازات شده اند. دهها دختر و زن در طول ماه کشته می شوند فقط به خاطراينکه برای دولت کردستان وسياستمداران در منصب قدرت مرگ و زندگی اين دختران و زنان مهم نيست و اين منجربه بقای فرهنگ قتلهای ناموسی و قصور در حمايت از افراد آسيب پذير جامعه شده است.
سنگسار بس است! اما دخترازعواقب خطری که کرده بود آگاه بود به همين دليل تصميم گرفت که برای کمک به KDP برود. آنها او را به سازمان "اتمام خشونت خانگی" فرستادند. اين سازمان ادعا ميکند که از دخترانی مثل کردستان حمايت ميکند اما ثابت شده چنين سازمانی با دريافت رشوه از پدر، دختر را به خانواده اش تحويل می دهد با اينکه ميداند عواقب کار چيست. هيچ کردی نميتواند از خطرات برگشت دختر به خانواده در چنين شرايطی آگاه نباشد به خصوص سازمانی با داشتن تخصص روی مسئله خشونت خانگی.شخصی که اين رشوه را دريافت کرده است معاون در قتل شناخته می شود.
"کردستان عزيز" به خانواده اش پس داده می شود و خانواده اش انتخاب ميکنند که او را در کوههای هوره سنگسارکنند. يکی از سازمانهای داخلی به مسئولين دولت سليمانيه که با PUKکنترل می شود، اخطار داد PUKاز دخالت در امورقبيله ای امتناع کرد و از سازمانهای زنان خواست که خود را به خطر انداخته و عکسی از دختر را تهيه کنند. در تاريخ 17-18 ماه می ،در سن 16 سالگي، کردستان عزيز که عاشق شده بو دتوسط خويشاوندانش کشته شد و بدنش با تخته سنگها متلاشی گرديد
You can also: send an email via this link . You may also wish to send copies to the PUK and KDP KDP KDP KDP This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it (email link).
Diana Nammi
Director: Iranian and Kurdish Women's Rights Organisation
Founder: International Campaign Against Honour Killings
به سنگسار دختر 16 ساله در کردستان عراق اعتراض كنيد کميته گزارشگران حقوق بشر
اين دختر از خطر عمل خود آگاه بود بدين جهت در اربيل برای ياری جستن به پليس مراجعه کرد و آنها او را به اداره مبارزه با خشونتهای محلی فرستادند. وظيفه اين اداره حمايت از دخترانی مانند "کردستان" است ولی ثابت شده در مقابل دريافت رشوه, جويندگان کمک را به خانواده شان تحويل ميدهند، کاری که در مورد "کردستان عزيز" انجام دادند. هیچ کردی نمی تواند ادعا کند که از خطر برگرداندن زنان جوان با این شرایط به پدرانشان آگاه نیست. به خصوص اداره ای که به صورت حرفه ای با این ملیت کار کرده است. فردی که رشوه را قبول کرده در واقع همدست در قتل ناموسی است.
کردستان عزیز به خانواده اش تحویل داده شد, آنها تصمیم گرفتند که وی را در کوه هاوره سنگسار کنند. سازمان محلی زنان این موضوع را به مقامات دولت سلیمانیه خبر داد. مقامات شهری که از اتحاديه ميهنی کردستان هستند از دخالت در مسائل قبیله ای سر باز زدند و از سازمان زنان خواستند که جان خودشان را به خطر بیاندازند و از کردستان عزیز عکس تهیه کنند. بدين ترتيب کردستان عزيز" بين 17 تا 18 مه کشته شد. او بوسيله خويشاوندان خود سنگسار شد و بصورت وحشيانه بدن وی با سنگ درهم شکست .
از آرشيو وبگردی: من به آلت شما، دين تان، دمکراسي تان و .... شاشيدم!
منابع تصويری: توجه صحنه ها تکان دهنده است!!!
. “Honour” killings are common amongst kurds (the UN has recorded 40 honour killings in Kurdestan in 3 months in 2007). Stop Honour Killings.
called Kurdistan Aziz from the village of Kolka Rosh near Koya was stoned to death on the 17th or 18th of May 2008 by her father and other relatives because she had fallen in love with a man by the name of Rizgar Aziz from the nearby village of Kamosak.
Her father refused the match. The couple eloped to the capital city of Erbil which is governed by the KDP. Seeking assistance from the police they were referred to the Department for Ending Domestic Violence. This department handed Kurdistan to her father on bail. Her family took her to Hawre mountain and there they stoned her to death.
Kurdistan's father is known to have bribed the police into returning his daughter; it is also suspected that there are people in positions of authority who were aware of, and condoned the stoning.
According to another source, the Social Training and Development Institute of Women in Hiran told authorities in Suleimaniya city (which is governed by the Patriotic Union of Kurdistan (PUK) that the stoning would take place. They were told that the authorities would not intervene in a tribal matter but that they would like to have any photographs of the stoning!
http://www.stophonourkillings.com/?name=News&file=article&sid=2689
فيلمي از مقاومت در برلين ! دفاع از مکان های عمومي، عليه اشغال سرمايه!
http://freundeskreis-videoclips.de/2008/investorenbejubeln.php
محمدزراعتی: بنویسید اعدام، بخوانید قتل چه باید کرد؟
وظیفه جامعه نه حذف فیزیکی مجرم بلکه دستيابي به علل وقوع جرم است؛ تا پس از شناسايي اين علل و رفع آنها به اصلاح مجرم همت گمارد. باید باور کنیم براي دردهاي اجتماعي درمان هاي اجتماعي لازم است. باید باور کنیم که عواملی بسیاری در وقوع جرم موثر اند:
فقر، جهل، بيسوادي و بيکاري، عوامل محيطي، عوامل خانوادگي، عوامل زماني، عوامل اجتماعي، عوامل سياسي و فرهنگي، عوامل مذهبي و عوامل فردي از جمله [اجراي مجازات نامتناسب و رفتار نامتناسبِ افرادي که در زندگي روزمره تحت قدرت بيشتر توانسته اند متهم را مرعوب نمايند].
با در نظر گرفتن این عوامل، مجازات مجرم و اعمال شکنجه و خشونت در حق وي تجويز داروي غير موثر است، چرا که در جامعه اي سالم و مترقی مبارزه با مجرم بدون در نظر گرفتن عوامل موثر در وقوع جرم، مبارزه با معلول بوده و نه مبارزه با علت. لذا در چنين جوامعي سعي مي شود حتي المقدور عوامل فوق مرتفع و يا کاهش يافته و از طرفی با انتخاب راهکارهاي علمي پيشگيرانه، از وقوع جرم جلوگيري گردد. جامعه باید در کنار این که برای حفظ جامعه مجرم را جدا از جامعه نگاه می دارد و مجازات متناسبی برایش تعیین می کند (مجازاتی نه لزوما حبس ابد که خود به نوعی سلب کننده حق حیات آزاد در اجتماع است) شرایطی را مهیا کند که بسترهای ایجاد این نوع آدم ها (که مجرم نامیده می شوند) از بین برود.
باری باید تلاش کرد قبح کار مجرم را به او فهماند، بدون آنکه حتى لازم باشد آزادى اش را هم از او سلب کرد.
برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد.
شگفتترين رويداد ايران امروز، در تابستان 1367 (1988) اتفاق افتاد. براي نخستينبار در ايران، صدها نفر به اين عنوان كه به خدا، جهانِ بعد از مرگ و روز رستاخيز اعتقادي ندارند، بهدار آويخته شدند. حتا شمار بزرگتري بنام «محارب با خدا» بهروي چوبههاي دار رفتند. اين اعدامهاي مخفيانه با فتواي پُرسر و صدايي كه در محكومساختن سلمان رشدي به جرم ارتداد ـ كه براساس يك تعبير خشكانديشانه از شريعت يك گناه كبيره بهشمار ميرود ـ مقارن بود. با آنكه بسياري از مردم جهان با تهديدي كه متوجه جان سلمان رشدي شد، آشنايي دارند، ولي كمتر كسي از اين حقيقت، كه از همان احكام كهنهي مذهبي براي توجيه يك كشتار جمعي بهرهبرداري بهعمل آمده، آگاه است.
فيلم اکسيون حرفه ای تر http://tv.g8medianetwork.org/?q=ja/node/293
فيلم رفقای من http://uk.youtube.com/watch?v=X08T-WvmcaY
فيلم های ديگر http://uk.youtube.com/user/nikepolitics

بقيه عکس ها http://blog.jinbo.net/noG8/?pid=144
http://www.flickr.com/photos/powless/sets/72157605985394658/ عکسهای بيشتر
http://www.youtube.com/watch?v=HkMkGBmlsuU
مقاله از سال پيش عليه ملاقات سران ۸ کشور(جي ) در آلمان:
نمايش سران هشت کشور صنعتی در" هايليگه دام" آلمان را با مبارزات خود بهم زنيم! / رزا روشن
فيلمي از ژاپن شورش دهه ۷۰ ميلادی ![]()
نگار نجفی: هر مسئلهاي سياسي است.
منبع آزادی- برابری.دقيقا خواستهام عنوان بالا شما را به شعار فمينيستهاي موج دوم - امر شخصي سياسي است - ارجاع دهد كه در 1969 توسط كارول هانيش مطرح شد. اين شعار گامي بود در راستاي فراوري از تمايز حوزهي خصوصي و عمومي، براي بهبود وضعيت مبارزات زنان. اما آنچه كه من با طرح اين شعار در نظر دارم چيز ديگري است، اما شايد نه چندان متفاوت. من ميخواهم به مسيري اشاره كنم كه يك نظام تماما فاشيستي، در طي ِ آن، گور خود را ميكَنَد.
در ايران، شما حتا اگر تقاضايي كاملا صنفي داشته باشيد، اعتراض شما، يك اعتراض سياسي است. شما هزينهي يك اعتراض سياسي را پرداخت ميكنيد. اگر مشكلي حقوقي داشته باشيد و آن نتيجهي سهلانگاري، خطاكاري يا كوتاهي يك دستگاه دولتي باشد، اگر بخواهيد شاكي باشيد، يك شاكي ِ سياسي خواهيد بود. اگر به لغو مجز كتابتان اعتراض كنيد، به كساني اعتراض كردهايد كه در حوزهي فرهنگ سياستگذاري ميكنند، بنابراين اعتراض شما سياسي خواهد بود. همه چيز به نوعي با سياست عجين شده است و شما در همه چيز، بالاخره يكجا با سياست شاخ به شاخ خواهيد شد و اين غيرقابل پيشگيري است. نهايت – كميك – ماجرا آنجاست كه شما ميگوييد چه هواي گرمي، شما را ميگيرند و ميبرند، چرا كه يك شعار سياسي دادهايد! بنابراين تعجب نكنيد از اينكه اگر دانشجويان به غذاي سلف دانشگاهشان اعتراض ميكنند، با آنها به مثابهي يك خاطي ِ سياسي برخورد ميشود؛ يا زماني كه ميخواهند فلان مسئولشان را به دليل كمكاري يا فساد تغيير دهند. همهي اينها به طرز مرموز اما وحشيانهاي سياسي شدهاند.
برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه کليک کنيد.
در سايت ببينيد : سلام دمکرات يا رو دنباله مطلب کليک کنيد! سايت منبع "ايده نو" را سرور به دلايل ناموسي خطا ميده
مهم ترین شعار نظریه آشوب : پروانه ای در آفریقا بال می زند و گردبادی در آمریکای جنوبی شکل می گیرد.شعار مهم دوم نظریه آشوب : زندگی برای بقا راه خود را خواهد یافت....
کيپپ جديد از ۱۸ تير تا ۱۸ تير ویدئو موزيک در youtube موزيک از چومبا
در زير گفتگوی باطبي با صدایی امريکا در youtube
بازپخش (گفتگو با احمد باطبی 2) 01/07/2008
http://tishktv.com/index.php?option=com_content&task=view&id=16&Itemid=28
http://www.voanews.com/persian/_-NewsTalk.cfm
ملیت/امین قضایی من ایرانی نیستم. من یک پناهجو هستم چون در سرزمینی که من در آن به دنیا آمده ام هنوز سرپناهی ندارم. من در اینجا زاییده نشدم ، زایده شدم. زندگی نکردم ، زنده ماندم . من را فقط از این جهت زاییدند که مادرم را گاییدند.
خلیفه دربندی بهروز : گمانم اسم مقاله کاملا گویا ست . در واقع کاتب با بررسی روحیه مقدس معابی و رومانتیک چپ سنتی کار خود را شروع می کند . در یکی از جملاتش می گوید : (( کسانی که قربانی کردن لذت را با رعایت دسیپلین خشک تشکیلاتی برابر می داند در دوران مقعدی گرفتار امده اند )) راستش من دقیقن نمی دونم چی تو مقعد این رفقا گیر کرده بود اما کاملا تابو های این رفقا رو می ششناسم به هر حال همان طور که کاتب مفسلن توضیح می ده دیگه این تابو ها در بین مبارزان معنا نمی ده .
بندی بند 209 / نامه ای از فرزاد کمانگر ![]()
ادوارنیوز/ ویدا(فاطمه)دهقانیان، از فعالین مدنی و فرهنگی که در روز ۲۴ خرداد سال جاری حوالی میدان ونک توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود، با گذشت بیش از ۱۵ روز همچنان در وضعیت نامعلومی به سر می برد. بنا بر گزارش ها دهقانیان به همراه دیگر دستگیرشدگان در روز ۲۴ خرداد ماه به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال دادند ، اما کسانی که در این بند همراه او بودند، پس از آزادی اعلام داشتند که وی را از ما جدا کرده و به مکان نامعلومی انتقال دادند. خانواده او نیز می گویند که دخترمان تا کنون هیچ گونه تماسی با منزل نداشته و از این بابت ابراز نگرانی می کنند. گفته می شود وی در خصوص حزب پان ایرانیست تحت بازجویی قرار دارد.
درسی برای نگرفتن!؛ ابوالفضل حاجیزادگان امروز شاهدیم که معاون دانشجویی یک دانشگاه به چنان قدرتی رسیده است که میتواند یک دختر دانشجو را برای رسیدن به خواستههای کثیفش تحت فشار قرار دهد؛ دانشجویی که مثل بسیاری از همصنفان خود از کمترین میزان قدرت برای دفاع از خودش محروم است. گویا فراموش شده است که اگر هم شخصی بر کرسی ریاست مینشیند برای خدمتگزاری
به دانشجویان است و نه تجاوز به آنها!
ترانه بنی یعقوب: «دادستانی درباره حادثه دانشگاه زنجان باید به دنبال این نتیجه باشد که حوادث رخ داده یک توطئه بوده است. با استناد به فیلم منتشر شده در دانشگاه زنجان نمی توان گفت جرمی اتفاق افتاده است.» محمدمهدی زاهدی وزیر علوم با اشاره به این مطلب در جمع خبرنگاران از انتشار این فیلم به عنوان اشاعه فحشا انتقاد می کند.
شیرین عبادی: انتشار این فیلم در ملاءعام و قرار دادن آن روی اینترنت، کار درستی نیست. اما اینکه شاکی را دستگیر بکنند که چرا فیلم روی اینترنت رفته، این هم بسیار جای تعجب دارد.
توصيه به فيلمبردار و دوستان اينترنت کار زنجان: تا دير نشده، غيب شويد!
شورش در خیابان دور جدیدی از مبارزات شهری در ایران آغاز شده است. مشهد به فاصله ی کمی شاهد دومین رویارویی بزرگ خیابانی میان مردم معترض به فشارهای شدید اقتصادی از یک طرف و موتورسواران نقاب پوش و گارد ویژه و لباس شخصی های سازمان یافته در سوی دیگر بود. جهش سرگیجه آور بهای مسکن و اجاره خانه در سال گذشته با موج جدیدی از گرانی مواد غذایی تکمیل شده و در فاصله ای کوتاه بخش وسیعی از جامعه زندگی خود را تباه شده یافته اند. چکمه های نظامیان برای لگدمال کردن اعتراضات ممکن تمیز شده و ثروت جامعه صرف تجهیز نیروهای موتوریزه ی سرکوب شده است. جنگ طبقاتی تلاطم خودرابه سطح خیابان ها سرریز کرده است.
به ياد کارلو جوليان / جنوا ۲۰۰۱
The world is waking outside my window
Bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
Drags my senses into the sunlight
For there are things that I must do
Wish me luck now, I have to leave you
Bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
With my friends now up to the city
We're going to shake the Gates of Hell
And I will tell them - we will tell them
Bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
That our sunlight is not for franchise
And wish the bastards drop down dead
Next time you see me I may be smiling
Bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
I'll be in prison or on the TV
I'll say, "the sunlight dragged me here!"
http://www.chumba.com/media/Chumbawamba-Bella_Ciao.mp3
برای خواندن کل مطالب روی تيتر مطالب کليک کنيد
تجمع مردم مشهد باردیگر به خشونت کشیده شد.عصر امروز عده ای لباس نارنجی با حمله به مردم، که در اعتراض به وضعیت نابسامان اقتصادی کشور در پارک ملت مشهد تجمع کرده بودند،به ضرب وشتم شدید آنان پرداختند. نیروی انتظامی نیز با ایجاد گارد حفاظتی برای نارنجی پوشان به خوبی از ایشان حمایت می کرد.گفته می شود نیروی انتظامی حدود ۸۰ نفر را بازداشت کرده ،که بازداشت خشونت بار هشت زن بسیار متاثر کننده بود.همچنین فرزاد حسن زاده ،دانشجوی آزادی خواه وبرابری طلب و توحید دولت شناس دانشجوی دانشگاه فردوسی نیز در بین دستگیر شدگان هستند. همچنین سرهنگ امیری رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا وارز در پاسخ به اعتراض خبرنگار مهرگان گفت : این روزخوبشان است امشب این بچه ...را خیلی بیشتر هم می زنیم.
همچنین طی روزهای گذشته خانواده ها و سایر فعالین دانشگاه های مشهد توسط نیروهای امنیتی به صورت تلفنی مکررا تهدید شده اند.
آقای داریوش همایون "ما هستیم" شما کجایید؟دانشجویان فردوسی روز هفتم تیر: "ما هستیم"
برای بهتر شناختن داریوش همایون به لینک زیر بروید . سايت مهناز
گزارش نوشتاری وتصویری از کنفرانس بین المللی برای همبستگی با زندانیان سیاسی در جهان / مینا زرین