http://www.youtube.com/watch?v=k3C7PSmbCBY
سحر یزدانی پور دانشجوی دانشگاه شیراز و همسر یونس میرحسینی دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه صبح امروز به دنبال مراجعه برای پیگیری وضعیت همسرش در دادگاه انقلاب شیراز بازداشت شده است.خانم یزدانی در روزهای گذشته خبر اعتصاب غذای همسرش یونس میرحسینی را در گفتگو با رسانه ها اعلام کرده بود. این فعال دانشجویی دانشگاه شیراز که خود نیز از سوی کمیته انضباطی به تعلیق از تحصیل محکوم شده است،شب گذشته در گفتگوی کوتاهی با ابراز نگرانی از وضعیت یونس میرحسینی اعلام کرد برای درخواست ملاقات و یا لا اقل تماس تلفنی جهت اطمینان از سلامت همسرش به دادگاه انقلاب شیراز مراجعه خواهد کرد . سحر یزدانی بعد از مراجعه به دادگاه به دلایل نامعلومی بازداشت شده است
گزارشی از شکنجه سه متهم امنیتی در اداره اطلاعات سنندج
دانشجویان کمونیست بریتانیای کبیر برای آزادی محمدپورعبدالله و علیرضا داوودی اقدام خواهند کرد
فیلم بالا در گوگل http://video.google.com/videoplay?docid=30965167959796474
فیلم تلویزیون برلین/آلمان در رابطه باتحصن اخیر جوانان ایرانی در اروپا در اعتراض به تخریب گورستان خاوران
مصاحبه با جوانان ايرانى اروپا در رابطه با خاوران http://www.youtube.com/watch?v=xUIQLnDG3xA
خبر مربوط به دانشجویان شیراز: پروژه اصلی سرکوب دانشجویان دانشگاههای شیراز توسط اداره اطلاعات شیراز طراحی گردید،و توسط آخوندی بنام حاج آقا شریفی نماینده خامنه ای که معروف به نهاد رهبری در دانشگاه است و همچنین رئیس مستبد و سرکوبگر دانشگاه شیراز که مورد نفرت دانشجویان می باشد شخصی بنام محمد هادی صادقی هماهنگ می شد.پس از هماهنگ شدن، توسط فردی بنام محمدی رئیس حراست که شعبه ای از وزارت اطلاعات و تحت این نام در دانشگاهها عمل می کند و با همکاری بسیج دانشجوئی به اجرا گذاشته شد.
احضار 5 عضو اصلی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب دزفول اسامی اعضای اصلی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که به دادگاه فرآخوانده شده اند به قرار زیر می باشند:
1.رمضان علیپور 2. فریدون نیکو فرد 3. علی نجاتی 4. جلیل احمدی 5. محمد حیدری مهر

Creatures

* سینمای در تبعید ،حرف های ما وفیلم های آرش ریاحی
برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنیم
*سبک وروش کار آرش
آرش برای کار خودش سبک وروشی را بکار میگیرد که کار او را از بسیاری از فیلمهای اجتماعی/ سیاسی متمایز می کند. فیلم مستند دوسال پیش آرش -خانواده در تبعید- به همین شیوه کار شده بود( این فیلم هم برنده دوجایزه از فستیوال زاربروکن شد) آرش نه میخواهد با ایجاد فضای غمگین بر احساسات تماشاگر تاثیر بگذارد و نه با خلق فضای شاد امکانی برای سرگرمی بیننده فراهم کند. زندگی حتا در سخت ترین شرایطش غم وشادی را با هم دارد .هر سکانس فیلم آرش چون ضربه ایست که نه، میگذارد بیننده در غم فرو برود ونه شادی های زود گذر از عمق فاجعه جدایش کند. ریتم فیلم سریع است این چنین ریتمی هماهنک است با محتوای ماجرایی که تعریف می شود. فضای فیلم براساس واقعیت شکل گرفته، آرش قبل از آغار فیلمبردای چند سال روی طرح این فیلم کار کرده است به ترکیه وشهر وان سفر کرده با پناهجویان ، حتا با قاچاقچیان هم گفتگو داشته به نحوه سیر پرونده های پناهندگی کاملا آشنا شده حتا تجربه های زندگی شخصی وخانوادگی هم در این فیلم وارد شده است - دو کودکی که به اطریش به پدر ومادرشان می پیوندند. باز سازی حوادثی است که خواهر وبرادر آرش طی کرده اند- «برای یک لحظه آزادی» فقط یک فیلم سینمایی نیست یک سند تکان دهنده وگویا است، که نقاب از چهره نا انساهایی که دم از انسانیت می زنند برمی دارد. چه مامورین سازمان ملل باشند چه دولت ترکیه ویاگماشتگان رژیم ج. اسلامی. وقتی ار آرش سئوال می شود چرا تاریخ حوادث فیلم مشخص نیست؟
می گوید:
«بسیاری ازمردم غرب بر این تصورند که ج. اسلامی حالا خوب شده واین مسایل به گذشته های این رژیم مربوط است. من برای حوادث این فیلم تاریخ مشخص نکردم چون ج. اسلامی همین حالا هم همان است که درگذشته بوده ( نقل به معنا )»و من اضافه میکنم که رژیم های سرکوبگر نه اصلاح می شوند ونه عاقل.
برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنیم. سایت سینمای آزاد
پست قبلی در وبگردی «برای يک لحظه آزادی»؛ یک فیلم ایرانی در فرانسه
مهستی اخیرا کتابهاشو آنلاین کرده اینجا http://chashmanbidar.blogfa.com/
و فرصتی داد که نوشته فریادهای زنان سرشکسته را ۲ باره بخونم
مرسی از اینکه هستی![]()
لینک بلاگ http://chachmanbidar.blogspot.com/
لینک مقاله با فرمات تصویری صفحه۱ صفحه ۲ صفحه ۳ صفحه۴ صفحه۵ صفحه۶ صفحه۷ صفحه۸ صفحه۹ صفحه۱۰
روشنگری. برای برخی مشاهده ويديويی که لينک آن در زير مقاله داده شده دشوار و حتی اگر قلب ضعيف داشته باشند خطرناک است. ولی شايد خواندن آنچه در ويديو ميگذرد به همان دشواری نباشد: سرباز پرنده سفيد را زير بغل گرفته و می خندد. او کارش را خوب بلد است و توضيح ميدهد چطور بايد عمل کرد، و سرباز،شايد گروهبان پهلوی دستش حرف او را تاييد و تاکيد ميکند اين کار خيلی آسان است. سرباز سرش را جلو ميبرد، سر پرنده را در دهان ميگيرد و با دندان گردن آن را از تن جدا ميکند. سرباز حالا پرها و خونی را که در دهانش جمع شده تف ميکند و با لگد چيزی را روی زمين پرت ميکند. سرباز ديگر دوربين ويديو را روی صحنه گرفته و لبخند پيروزی سرباز را ضبط ميکند. رفقای گروه از شادی قهقهه سر ميدهند وصدای يکی از سربازان شنيده ميشود: , يک دور کف,. بعد دوربين پائين ميرود و چيزی را که سرباز ,شجاع, لگد زده بود نشان ميدهد. پرنده بی سر روی زمين پر پر ميزند.حالا نوبت سرباز مافوق است که توانايی خود را در اعمال خشونت جلو دوربين به نمايش بگذارد. او پرنده ديگری را در چنگال خود ميگيرد، سراو را در دهان و ميان دندان های خود قرار ميدهد و صحنه تکان دهنده تکرار ميشود. حالا صدای سربازی شنيده ميشود: ,ما همه رئيس هستيم.,
جامعه تغییر نمی کند مگر آنکه تمام تار و پود نابرابری در نوردیده شده باشد اگر شما هم از جنس زنانی هستید که معتقدید سربازی انسان را مرد می کند و از شنیدن لفظ " باربی " مشعوف می شوید از امروز به این مساله بیش تر فکر کنید .
گوسفند زنده موجود است/نگاهی به مستند «زهره و منوچهر»
قوانین گوسفندی، رفتارهای گوسفندی، هنرگوسفندی، روشنفکری گوسفندی، سیاست گوسفندی و جنسیت گوسفندی.
"اپوزیسیون سگی" "حکومت سگی""ملت سگی" دهانم بوی خون می دهد...تف می کنم؛خونابه!بو می کشم. نه این بوی خون دهان من نیست. فضا را بوی سگ گرفته.بوی لاشه ی سگ. بوی این زندگی سگی...بوی این سالهای سگی...روزهای سگی...حکومت سگی...اپوزیسیون سگی...گور بابای همه ی شان.من دیگر خرجم را جدا کرده ام، سنگهایم را با خودم واکنده ام...نمی خواهم ریخت هیچ کدامشان را ببینم...حالم به هم می خورد از آن قیافه های حق به جانب شان که سی سال است هیچ تغییری در حالتش به وجود نیامده ولو لا طائلاتی که در دهانشان بلغور می کنند سر و شکلی -حالا کمی کمتر یا اندکی بیشتر- متفاوت به خود گرفته باشد.حالم به هم می خورد از آن چهره های کریهی که پشت نقاب عنوانهایشان قایم کرده اند:روشنفکر،حامل ِتجدد،نگاهبان شرع و نماینده ی خدا... اختلاف خلق از لفظ اوفتاد!
برای خواندن ادامه مطلب ها روی تیتر آن کلیک کنیم.
http://www.youtube.com/watch?v=jlFfNw6ogSY&hl=de
برخی از منتقدان آخرین ساخته آرش ریاحی، «برای يک لحظه آزادی»، را فيلمی تأثيرگذار و تکان دهنده توصیف کردهاند. اين فيلم، که تحسين نهادهای مدافع حقوق بشر از جمله سازمان عفو بينالملل و فدراسيون بينالمللی حقوق بشر را به همراه داشت، در باره فرار پر فراز و نشيب دو کودک از ايران به ترکيه است که میخواهند به پدر و مادر خود در اتريش بپيوندند.
فيلم سينمايی «برای يک لحظه آزادی» ساخته آرش رياحی، از ۲۸ ژانويه در چند سينمای فرانسه به نمايش عمومی درآمد.
«برای يک لحظه آزادی» نخستين فيلم بلند داستانی آرش رياحی، فيلمساز ايرانی ساکن اتريش، به شمار میرود.
آرش ریاحی دانشآموخته دانشگاه وين در رشته فيلم و علوم است و همچنین شرکت فيلمسازی «گلدن گرلز» را بنیان نهاده است. او در دورههای اوليه برگزاری جشنواره سينمای در تبعيد سوئد معرفی شد و در کارنامه خود پنج فيلم کوتاه و دو فيلم مستند دارد.
امین قضایی:"آلن روب گریه" برای یک زندانی
دو نویسنده ی کرمانشاهی در بازداشت به سرمی برند/دانشجوبان انقلابي كرمانشاه
-تئوری کمونيسم شورائی/پيتر رچلف ناسيوناليسم، سلطه جوئی، سانتراليسم، ديکتاتوریِ رهبری، سياست قدرت، حکومت ترور، پويش مکانيکی، ناتوانی برای اجتماعیکردن - تمام اين خصيصههای اساسی فاشيسم، در بلشويسم وجود داشته و دارد. فاشيسم صرفاً يک کپی از بلشويسم است. به همين دليل مبارزه عليه يکی بايد با مبارزه با ديگری آغاز شود.[30]
:: خانواده، سرمايه داري، مذهب ::"سرمايه داري" / "مذهب" / "خانواده" سه گانه اي ست برآمده از "قرباني گري" كه سه نمود از جامعه طبقاتي ست، چنانكه رشد و تاريخ سازي شان نيز به هم مرتبط است. اين سه، سه فرم از حيات همسان، دركنش و هم نياز محسوب ميشوند. ميتوان اين سه گانه ها را بصورت سه مثلث در نظر گرفت:
سرمايه داري: ارباب / ابزار توليد / بنده
مذهب: خدا / حوا / آدم
خانواده: پدر / مادر / فرزند
برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر آن کلیک کنیم
تأملی بر گفتگوهای سارتر و بنی لِوی
این که چگونه می توان سیاستی دِگر و دریافتی دِگر از چپ و سوسیالیسم را با آزادی خواهی و نفی اقتدارطلبی یعنی با آن چه که سارتر و بنی لِوی در دیالوگ خود قدرت ناپذیری می نامند آشتی داد، یعنی «سیاست» و «سوسیالیسم» را در گسست از قدرت و تسخیر قدرت اندیشید و در عمل به اجرا گذارد – در حالی که آن دو همواره با اقتدارطلبی، یک گونه گرایی، نفی پلورالیسم و در یک کلام با قدرت و تسخیر قدرت عجین بوده و هستند - پرسش و پرُبلماتیکِ اصلی تأملات زیر می باشد.... در سايت ببينيد : سلام دمکرات
برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنیم.
بسیارند زنانی که به خاطر شرایط سخت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی کشورشان، به امید روزهای بهتر، از راه های غیر قانونی و حتی خطرناک، وارد خاک آلمان می شوند؛ برخی هنگام ورود خود را سریعا به اداره خارجیان معرفی می کنند و برخی سالها غیر قانونی به زندگی خود ادامه می دهند و برای گذران زندگیشان غیر قانونی کار میکنند، در خانه ها به کار های سیاه می پردازند، به کارهای ساده، با دستمزد های ناچیز تن می دهند و هرگونه اجحافی در حقشان شود دم بر نمی آورند چرا که زندگی آنها از نظر دولت آلمان غیر قانونی محسوب می شود. عاقبت نیز بسیاری از آنان از طریق پلیس آلمان مورد شناسایی قرار می گیرند و سپس با کوله باری از رنج و تجربیات تلخ به زندان زنان در نُویس آورده می شوند تا از آنجا به کشورشان اخراج شوند.
به همین دلیل است که هر ساله در روز معینی، نیرو های آزادیخواه آلمانی و غیر آلمانی در کنار هم، مقابل این زندان تجمع می کنند و علیه فاشیسم، نازیسم و در حمایت از زنان زندانی شعارهای آزادیخواهانه سر می دهند و فریاد بر آورند:- "هیچ انسانی غیر قانونی نیست"،
- "مرزها را بگشایید"،
- "همه انسان ها در انتخاب محل زندگی خود آزاد هستند"
و بر علیه خروج اجباری انسان ها از سرزمینی به سرزمین دیگر شعار می دهند.
مترجم: بابک سلیمی زاده
مارکسیسم خودِ اعضای طبقات تحت ستم را فاقد آن ویژگی سوژه بودن میداند. مارکسیسم با این کار، به خاطر قدرت ایدئولوژیک و سیاسیای که این «دانش انقلابی» بی هیچ واسطه بر جنبش کارگران و دیگر گروههای سیاسی اعمال کرده است، از اینکه مردمانِ تحت ستم خود را تاریخاً بعنوان سوژههایی (مثلا سوژهی مبارزهشان) برسازند ممانعت به عمل آورده. این بدان معناست که «تودهها» نه برای خودشان، بل برای حزب یا سازمانهای آن مبارزه میکنند. و وقتی یک جابجایی اقتصادی رخ داد (پایان مالکیت خصوصی، یا ساختن دولت سوسیالیستی)، هیچ تغییر انقلابیای در جامعهی جدید رخ نمیدهد، چون خودِ مردم تغییر نکردهاند.
برای زنان، مارکسیسم دو پیامد دارد. یکی اینکه مانع این است که آنها متوجه شوند که یک طبقه هستند و باید خود را همچون یک طبقه برسازند، با رها کردن رابطه «زن/مرد» بیرون از نظم اجتماعی، با وارد کردن آن به حیطهی روابطی طبیعی، که بیشک برای مارکسیسم تنها نوع رابطه است و در امتداد همان رابطهی مادر و فرزند قرار میگیرد، و با پنهان کردن ستیزه طبقاتی میان مردان و زنان در پسِ یک تقسیم کار طبیعی ( ایدئولوژی آلمانی ). این به سطحی نظری (و ایدئولوژیک) مربوط است.
اما در سطحی عملی، لنین، حزب، و تمام احزاب که تاکنون وجود داشتهاند، به انضمام تمامی گروههای رادیکال سیاسی، همواره در مقابل هرگونه تلاشی از جانب زنان برای تشکیل گروههایی که منعکسکنندهی مسائل طبقاتی خودشان باشد با اتهامِ انشعاب و جدایی واکنش نشان دادهاند. میگویند ما زنان با متحد شدن، نیروی مردم را تقسیم میکنیم. این یعنی برای مارکسیستها زنان هم به طبقهی بورژوازی و هم به طبقه پرولتاریا متعلق اند، و یا به بیان بهتر، به مردانِ این طبقات. بعلاوه اینکه، نظریهی مارکسیستی به زنان نیز همچون دیگر طبقات تحت ستم اجازهی اینکه خودشان را به عنوان سوژههایی تاریخی برسازند نمیدهد، چون مارکسیسم این نکته را به حساب نمیآورد که یک طبقه تشکیل شده است از تک تکِ افرادِ آن.
اخبار روز: کسی زن به دنیا نمیآید دریافت نسخه اکروبات از مایند موتور
برای خواندن ادامه مطلب یا روی تیتر مقاله و یا روی ادامه مطلب کلیک کنیم
سمينار سراسری تشکل های مستقل زنان دگر و هم جنس گرای ايرانی طی روزهای ۹ تا ۱۱ ژانويه در شهر ووپرتال آلمان برگزار شد.
"کمپین یک میلیون امضا از شهر دوسلدورف " در دومین روز سمینار، شنبه ۱۰ ژانويه، با میز کتاب در سمینار شرکت داشت.
انتقاد اصلی کمپین دسته بیل از زنان سمینار زنان در گزارش مریم خدارحمی& مرضیه بخشی زاده
"نکته دیگری که در نحوه برگزاری سالانه این سمینار قابل تامل است، ممنوع بودن حضور مردان در آن است. سوال اساسی این است که آیا جریانی اجتماعی بدون در نظر گرفتن و مخاطب قرار دادن نیمه دیگر جامعه، امکان تغییر موثر در شرایط موجود را خواهد داشت؟ می توان چشم را بر واقعیتهای جامعه بست و تنها زنان را در جزیره زنان یا تنها زنان همجنس گرا را کنشگران این جنبش تلقی کرد؟"
وبگردی: روز ۸ مارس امسال بهتره حالا که خارج نشین هم شدید کمی روسری و کلاههای اجباری را بردارید. بگذارید این مغز ها کمی هوا بخورند ![]()
اینجا هم جوابیه شادی امین به گزارش کمپین حمایت از دسته بیل است در فرمات تصویری
http://www.shabakeh.de/pdf/shadi.pdf
عزا ای دلخراش که مرده شورش را هم گریاند![]()
در ادامه افشاگریهای فعالین کارگری داخل کشوردرمورد "مرکز همبستگی آمریکایی" (سولیداریتی سنتر)، در سمیناراخیر فعالین کارگری ایران و هفت تپه که به دعوت ده نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران در خارج ازکشور، در پالتاک بتاریخ 29 نوامبر 2008 برگزارکردید و با توجه به تلاشها و اخلالگریهائی که وابستگان "سولیداریتی سنتر" و مشخصا مهدی کوهستانینژاد برای خریدن و به فساد کشاندن جنبش کارگری انجام میدهند، سمینار علنی، از طرف همین نهادها برگزار میشود. در این جلسه یکی از کسانیکه دررابطه با توطئهای که برای به دام انداختن فعالین و طرفداران جنبش کارگری در خارج کشوردرشرف تکوین بود، پرده برخواهد داشت و همچنین تنی چند از فعالین کارگری در داخل از کشور با ارائه مدارکی طرح نفوذ این مرکز آمریکایی را افشا خواهند کرد.
نوارهای صوتی سمینار افشای مرکز همبستگی امریکایی بخش اول
نوارهای صوتی سمینار افشای مرکز همبستگی امریکایی بخش دوم
نوارهای صوتی سمینار افشای مرکز همبستگی امریکایی بخش سوم
نوارهای صوتی سمینار افشای مرکز همبستگی امریکایی بخش چهارم و پنجم
نوارهای صوتی سمینار افشای مرکز همبستگی امریکایی بخش ششم
نوارهای صوتی سمینار افشای مرکز همبستگی امریکایی بخش هفتم. بخش پایانی
(بازخواني آنارشيسم از يك چشم انداز) قسمت چهارم نئو آنارشيسم به جاي دولت و مديريت اقتصادي، خواهان شوراها، تعاونيها، كمونها و خودگرداني فدراتيو هستند. اين امر از آنجا ناشي مي شود زمينه اقتصادي دولت به عنوان ارباب در حمايت از سرمايه داران بر انسان ها به عنوان رعيت اقـتدار خود را اعمال مي کند(Goldman,2002:11).اقتدار دولت درپي تسلط سرمايه بر فضا/مکان پيرامون قدرت اجتماعي شکل گرفته از طبقات روند تحکيم را طي مي کند.از اين رو سرمايه در بسط اقتدار در جامعه نقش اصلي را بر عهده دارد(Westwood,2002:49-112 ). از اين ديدگاه «دولت نيروي سركوبگر همگانياي است كه براي بردگي اجتماعي سازمان يافته است» (احمدي، 1379: 501).از اين رو بايد به سمت شکل دهي به گونه اي « شوراهاي محلي خود سازمان دهنده» حرکت نمود.
جغرافیای آنارشی / مهدی سقایی
فرزندان طوفان و ايمان به انسان / بخش های قبلی
گزارش ویدیویی از مقاومت مردم خاک سفید 25/10/1387
ویدئو بالا از سایت سلام دمکرات است . دانلود مستقیم ۲.۷ مگا بایت![]()
فیلم تظاهرات،مردم خاک سفید تهران بر علیه حکومت http://de.youtube.com/watch?v=og-asnkRrPI&eurl
مبارزه و مقاومت انقلابی کارگران و مردم خاک سفید در مقابل یورش ماموران حکومت فاشیستی اسلامی برای تخلیه و تصرف خانه دو خانواده کارگری صحنه های زنده و توفنده همچون مبارزات مردم غزه را نشان داد . نشان داد که میان حکومت فاشیستی اسلامی ایران با حکومت فاشیستی صهیونیستها در اسرائیل در دفاع از سرمایه داران و زمین خواران ذره ای تفاوتی وجود ندارد.
ماموران حکومت فاشیستی - صهیونیستی جمهوری اسلامی هم چون همتایان اسرائیلی خود بطور ناگهانی روز سه شنبه 23/10/1387 ساعت 5/10 صبح برای تخلیه و تصرف 2 باب منزل مسکونی واقع در تهران پارس خیابان وفادار ایستگاه مسجد خیابان طالقانی با چهار دستگاه کامیون و دهها سواری و وانت و صدها مامورملبس به لباس شخصی ولباس فورم هجوم آوردند. صدها مامور اعزامی محل را به شعاع چهار کوچه محاصره کرده بودند بطور ضربتی بخشی از لوازم یکی از خانه ها را در مقابل التماس و ناله های صاحب خانه بار کامیون کرده راه انداختند. اما قبل از راه اندازی کامیون دوم کارگران و مردم به کمک همطبقه های خودشتافتند . کارگران ومردم علی رغم حضور ماموران با دقت راه های خروجی را با آتش بستند و از کوچه ها و خیابانها و از پشت بام ها اقدام به مبارزه با ماموران کردند اهالی، زن و مردو کودک از پشت بام ها با چوب و سنگ وآچر، همچنین در خیابانها باآتش زدن چوب ولاستیک وپرتاب سنگ و آجر به مبارزه پرداختند.ماموران بار اول با استفاده ازگازاشک آورو تیر اندازی هوایی تلاش کردند مردم را متفرق کنند تا ماموریت صهیونیستی خود را انجام دهند اما با مقاومت جانانه کارگران و مردم روبروی شدند و اینکه لحظه به لحظه تعداد کارگران انقلابی بیشتر می شد ماموران خود را شکست خورده یافتند و برای فرار از منطقه مانند اسلاف صهیونیستی خود دو باره اقدام به شلیک گاز اشک آورو تیر هوایی کردند به سختی و با زخمی شدن سرهنگی که فرمانده عملیات بود توانستند با خورد شدن سه دستگاه خودرو وخسارتهای وارد شده به خودرو های دیگرخود، فرار کنند که در این میان نماینده دادستانی که با وقاحت و پیروزمندانه وارد خانه های مذکور شده بود در حین صورت برداری برای تخلیه خانه ها در داخل یکی از آنها مانند موشی بی سر وصدا گیر افتاده و نتوانسته بود با دیگر صهیونیست های اسلامی فرار کند. مردم او را بازداشت کردند و شرط آزادیش را بر گرداندن کامیون رفته اعلام کردند.
برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنیم.
پس نوشت: من و جوجو خوبیم. علت تاخیر به روز کردن جابجا شدن بود و نه تنبلی![]()