تبليغاتX
وبگردی
موضوعات روز
کلیپ موزیک Roger Waters Watching TV

به پایان سال 1387 خورشیدی نزدیک می‌شویم و هنوز بسیاری هستند که به خاطر عقاید و داشتن اندیشه‌های مخالف در زندان به سر می‌برند و عید نوروز باستانی را به دور از خانواده و عزیزان‌شان سپری می‌کنند.
زندانیان عقیدتی بسیاری هستند که بر خلاف دیگر زندانیان حق استفاده از مرخصی را ندارند و سفره‌ی هفت‌سین‌شان پشت دیوارهای بلند زندان چیده می‌شود آن‌ها که باید روزهای عید را در کنار خانه و خانواده سر کنند، به حکم دستگاه امنیتی، از داشتن آزادی محروم هستند.
سال جاری یکی از سیاه ترین سالها در طی دهه اخیر برای مدافعان حقوق بشر محسوب میگردد. وضعیت زندانیان وجدانی در زندان‌های ایران بدتر شده و فشارها بر روی آنان بیش‌تر و بیش‌تر شده است. در طول سال گذشته بسیاری از این عزیزان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و در میان زندانیان خطرناک نگه‌داری شدند. فعالان دانشجویی و مدنی مورد بدرفتاری و برخورد قرار گرفتند، بسیاری از آنان مدت‌ها در سلول انفرادی نگه‌داری شدند و شاهد رفتارهای غیرانسانی با آن‌ها بودیم. بسیاری از آنان از نبود امکانات بهداشتی رنج بردند. امیرحسین حشمت‌ساران یکی از زندانیان سیاسی بود که در روزها پایانی سال در زندان رجایی‌شهر کرج درگذشت و باعث شد کارنامه‌ی نقض حقوق‌بشر در ایران بیش از گذشته تیره‌ شود.
"مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران" جهت حمایت از زندانیان عقیدتی و درخواست آزادی آنان، از همه‌ی فعالان حقوق‌بشری، مدنی، سیاسی و احزاب دعوت می‌کند که فردا مورخه 29 اسنفدماه 1387 راس ساعت 10 صبح در مقابل درب زندان اوین بر سفره نوروزی حمایت از زندانیان حاضرشوند. بدون شک حضور همه‌ی فعلان سیاسی، مدنی و اجتماعی در حمایت از زندانیان عقیدتی می‌تواند برای آن‌ها و خانواده‌های‌شان دل‌گرمی باشد و همبستگی وجدانهای بیدار جامعه با قربانیان نقض حقوق بشر را به نمایش گذارد.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
تهران - 28 اسفندماه 1387

Edith Piaf- Le ça ira-1953     http://www.youtube.com/watch?v=rauZMrXqRu0

Watching TV    http://www.youtube.com/watch?v=bpz102bDzH4

+ نوشته شده در  2009/3/19ساعت 2  توسط رزا روشن  | 

کودکان به طور معمول از ادبیات سیاسی- اجتماعی غایبند. گویا که این بدنها هنوز هستی و زندگی پیدا نکرده اند. آنها دنباله های ما و زندگی ها ی ما و شکلهایش در نظر گرفته می شوند. آنها آینده ی گذشته محسوب می شوند—آینده ی نرمهایی که ما امروز زندگی می کنیم. نرمها حامل انتظاری هستند که به ما می گوید کودکان خود را چنان پرورش دهیم که زندگی های ما را باز تولید کنند و آینده ای همچون ما داشته باشند. با نااجرا کردن نرمها در زندگی هایمان ما این سیستم تولید آینده مثل گذشته را می شکنیم. در این نا اجرایی ما شکافی بین شیو های زندگی خود و زندگی های کودکانمان، بین آینده ی خود و آینده ی کودکانمان بوجود می آوریم، به شکلی که زندگی و آیند ه ی کودکانمان ادامه ی ما، ادامه ی گذشته و آینده ی ما نباشد. این نا اجرایی فاعلیت اجتماعی ما را در گرو فاعلیت سیاسی کودکان ما می گذارد. شکستن نرمها همیشه آنها را به آینده ای متفاوت دعوت می کند.
نرمها ی آینده تعیین می کند که بدن کدام یک از کودکانی که هرروزه متولد می شوند بدن یک "انسان" است و بدن کدام نه. نرمهای آینده تعیین می کنند که زندگی کدام کودک دور ریختنی و نازیستنی است و زندگی کدام کودک نه.
مبارزه ی ما برای آینده ی کودکانمان اما تنها شامل نااجرایی نرمها نمی شود. این مبارزه همچنین شامل بیان زندگی های نزیسته مان است. بیان زندگی های نزیسته مان مبارزه ای برای زندگی های قابل زیست کودکان امروز و کودکان آینده است. این مبارزه تلاشی است برای جلوگیری از مرگ اجتماعی بدنهای آسیب پذیر امروز در آینده است—بدنهایی که امروزه "نا انسان" یا "کمتر از انسان" محسوب می شوند. و همچنین مبارزه برای جلوگیری از مرگ اجتماعی میل ها و آرزوهای "غیر نرمال" امروز در آینده است. چه بسا که زندگی کودکان ما دنباله ی زندگی های ما نباشد. چه بسا که آینده ی آنها آینده ی ما نباشد. چه بسا که کودکان ما و کودکان آینده زندگی هایی را بزیند که ما همیشه میل زیستنشان را داشته ایم ولی از آنها محروم بوده ایم. چه بسا آنها زندگی هایی را بزییند که ما جرات آرزو کردنشان را هم نداشته ایم. چه بسا آنها زندگی هایی را بزیند که در مخیله ی آرزو و میل ما هم نبوده است. کودکان: این زندگی های رو به آینده. کودکان این بدن های خلاق آرزو. کودکان این امکان های زنده ی بودش امروز و آینده.

برای خواندن کل مقاله یا اینجا و یا روی ادامه مطلب کلیک کنیم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/16ساعت 0  توسط رزا روشن  | 

 یک توصیه غذایی، این هفته یک پرس کوبیده کم تر نوش جان کنید و مبلغ آنرا صرف تهیه این آلبوم (خال پانک) کنید و این موسیقی را تجربه کنید. http://www.reverbnation.com/tunepak/443821

      http://www.myspace.com/127band

 دو ویدئو "خسرو خوبان" و   "من کيم"

"Khosro-e-Khouban" by 127 band, live in Tehran

http://www.youtube.com/watch?v=0FQL1u-hyaA

"Man Kiyam" by 127 Band

 http://www.youtube.com/watch?v=Opdty7SBzcc

گفت‌وگو با سهراب محبی 127   هر 13 آهنگ آلبوم «خال پانک» فارسی خونده شده و همه شعرها رو هم خودم گفتم. ماجرای فارسی خوندن ما از اونجایی شروع شد که یک سری علاقه‌مندی به موسیقی روحوضی داشتیم. این سبک به تفکر پانک که در دنیا وجود دارد، خیلی نزدیک است و به همین علت هم اسم آلبوم رو گذاشتیم «خال پانک».

چرا به شما زیر زمینی می‌گویند؟ ما اصلا زیر زمینی نیستیم، چون‌که هم در ایران و هم در خارج بارها کنسرت داشته‌ایم و سی‌دی ما هم به زودی در سوئد تکثیر خواهد شد.

کل آلبوم  اینجا    http://www.megaupload.com/?d=U5BNVUIP

+ نوشته شده در  2009/3/14ساعت 5  توسط رزا روشن  | 

A man walks along an avenue in Tehran yesterday wearing a woman's headscarf. The inscription on his shirt translates as "Down with patriarchy, in support of women's rights in Iran".
Photograph: Reuters

حرکتی در حمایت از زنان

ارسال شده توسط روشن نوروزی • ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ مروز صبح که برای دریافت حق‌التالیف یکی از جشنواره‌ها در خیابان ولیعصر می‌رفتم این صحنه را دیدم.
این آقا که محمد نام داشت در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تی‌شرت‌اش هم نوشته است : مرگ بر مرد سالاری !
چند فریم بیشتر عکس نگرفتم تا مزاحم حرکتش در اعتراض به مردسالاری نباشم. بعد از تمام شدن کارم از کسبه‌ی اطراف میدان ولیعصر شنیدم که توسط پلیس دستگیر شده است.

حرکت مشترک زنان چپ در تهران و کرج به مناسبت روز جهانی زن / اخبار روز
۸ مارس ۲۰۰۹ ( ۱۸ اسفند ۱۳۸۷) در زیر گزارشی است از یکی از گروه‌های تهران که مناطق: هفت تیر، میدان ولیعصر، پارک دانشجو و میدان انقلاب را پوشش دادند:

برای خواندن گزارش روی تیتر مطلب و یا ادامه مطلب کلیک کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/11ساعت 19  توسط رزا روشن  | 

رفقا ! به نیروهای چپ سنتی بنگرید که در آرامش خونبار ِ بورژوازی و در خیانت و سکوتی که شایعات اطلاعات را می پرورانند ، برای خویش عروسک انتزاعی چند واژه را چوب می زنند. برای انها سرمایه داری موضوع بحث است . سرمایه داری برای ما خانواده است ، محیط کار است ، اوین است.

رفقا ! به نظریات ما بنگرید که چه نیروی شگرفی دارد . بنگرید چگونه در موقعیت انضمامی در قالب بیانیه و مقاله ، در قلب واقعیت، رشد می کند و کلیت را به چنگ می آورد. به نظرات کلیشه ای چپ سنتی نگاه کنید که مانند جنازه ای از هیولای شکست آویزان و با وزش بادهای جریانات سیاسی به این سو و آنسو می رود. براستی کدامیک از این "از پیش مردگان" ، "این بیش از پیش خفتگان" ، در نظریه یارای برابری با من است.

رفقا! ما به استقبال مبارزه و خطر رفتیم بی آنکه در پس واژگان بی مفهوم ِ "خلق" و "مردم" ، در هیپنوتیسم توده ای مشارکت کنیم. ما خود کارگریم ، دانشجویان خود در فقر مطلق به سر می برند و آنگاه این میمونک های توده ای و خلقی از ما می خواهند که هوادار تیم ِ "خلق" باشیم و با پرچم های کوچک رنگی برای پرولتاریا جیک جیک کنیم. هرگز! مبارزه ی طبقاتی ، در کوچکترین مقاطع زندگی ما جریان خواهد داشت. در خانواده برعلیه پدر ، در جامعه برعلیه ارباب ، در ذهن برعلیه وجدان.

رفقا ! ما با فاشیسم مواجه ایم. با چهره ی واقعی سرمایه داری. آنگاه میمونک هایی در پس توهات بین الملل گرایی خود از ما می خواهند چشمان امید خود را به پوپولیست های مضحکی مانند چاوز و کاسترو بدوزیم.

رفقای اوین ! در  سیاهچاله ها شعله ای است که در قلب شما می سوزد. شعله ای که انسانی را می جوید اما مرگ از پنجره های خانه تان سرک می کشد. آن دیوارها تا نگاه بی تفاوت توده ها امتداد دارد. سرکوب در سکوت امتداد می یابد و سکوت در سرکوب. این وحشیان همسایه های خوبی برای یکدیگرند چون هریک در قبر خویش آرمیده است.    http://www.guru.blogfa.com/

+ نوشته شده در  2009/3/9ساعت 23  توسط رزا روشن  | 

از سالهای سیاه اعدام های شبانه فوج فوج زندانی سیاسی عبور کنیم که صحبت از آن خط قرمزی بوده برای همه جناح های حکومت، و برسیم به اکنون، که حکومت اسلامی سعی دارد وانمود کند که  حقوق بشر به خوبی در ایران رعایت می شود (شاهرودی در قطر این را گفت)؛   و حتا حقوق متهمان عادی چه برسد به زندانیان سیاسی که اتهام شرافتمندانه ای دارند. مگر نه آنست که بهداشت و درمان و تغدیه و امنیت زندانیان در زندان بر عهده سازمان زندان ها و قوه قضاییه است؟ در مورد مرگ رازآلود اکبر محمدی دانشجوی فداکار که پیش از مرگ در اعتصاب غذا بسر می برد، معاون دادستان تهران سالارکیا گفت او بر اثر فروکش کردن فشار خون و سکته ناشی از اعتصاب غذا جان سپرد و در مورد ولی الله فیض مهدوی ۲۸ ساله در حالی که ابتدا خبر از سکته او داده بودند، ادعا شد که این زندانی سیاسی در دستشویی زندان خودکشی کرده و در قضیه مرگ سراسر مشکوک ابراهیم لطف الهی دانشجوی سنندجی در زندان اطلاعات هم بازپرسان پرونده ادعا کردند که او در سلول اش (سلول یک زندان امنیتی که ۲۴ ساعته توسط نگهبان ها سرکشی می شود) خودکشی کرده، همانند زهرا بنی یعقوب پزشک جوانی که همراه با نامزدش در پارک توسط ماموران امر به معروف و نهی از منکر بازداشت و زندانی و در نهایت گفته شد که در سلول اش خودکشی کرد. در قضیه ابراهیم  پزشکی قانونی در گزارشی ضمن اشاره به شکنجه وی، شکستگی بینی و جمجه ابراهیم پیش از مرگش را تایید کرده بود؛ و مرموزانه آنکه در اکثر موارد ماموران امنیتی (به راستی از ترس برملا شدن چه؟) شبانه جسد زندانیان را در خاک دفن  و فرصت حقیقت یابی خانواده ها را کور کردند. آری، اینچنین است که ما به اینگونه مرگ ها مشکوک هستیم و می خواهیم کنجکاوی کنیم و پی ببریم به علت بی توجهی و سهل انگاری مسئولان زندان رجایی شهر به امیر ساران، و بدانیم که چرا آنقدر دیر او به بیمارستان روانه شد! آری ما مشکوک هستیم به شرایطی که زندانی بیمار در آن قرار می گیرد و بجای مداوا (مانند قضیه اکبر محمدی) دستش را به تخت قفل می کنند و صدای فریادش را با چسبی که بر دهانش می زنند در گلو خفه می کنند تا به گوش نماینده ی مجلسی که برای بازدید به زندان آمده نرسد! آری ما مشکوک هستیم به این شرایط!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/8ساعت 23  توسط رزا روشن  | 

آزادی و برابری:بنا به اخبار رسیده به خبرنامه آزادی و برابری صبح امروز پدر و مادر محمد پور عبدالله، ساناز الله یاری و امیرحسین محمدی فر برای ملاقات فرزندان در بند خویش به در زندان اوین مراجعه کرده اند که در این میان تنها خانواده ساناز الله یاری و محمد پور عبدالله موفق به دیدار عزیزان خود شده اند. حال روحی ساناز الله یاری خوب بوده، لیکن آثار کبودی و زخم بر صورت و به خصوص اطراف چشم وی قابل مشاهده بوده است....

http://www.radiobarabari.net/files/2009/03/08/1.ram    رادیو برابری

آزادی و برابری: يكشنبه ، 18 اسفند 1387 ، بنا به اخبار رسیده رفقا مریم شیخ و نسیم روشنایی از زندان آزاد گردیده اند.

آزادی و برابری: دوشنبه ، 19 اسفند 1387 ، اخبار دانشجویان اصفهان: مازیار معصومی نیز به ستاد خبری اطلاعات اصفهان احضار شد.

صبح امروز در حمله ی ماموران امنیتی به منزل رفیق امین قضایی، چهار تن از فعالین دانشجویی با نام های امیرحسین محمدی فر، ساناز اللهیاری، مریم شیخ، نسیم روشنایی، بازداشت و به مکان نامشخصی منتقل شدند و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت نامبردگان در دست نیست

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن! "دانشجویان انقلابی کرمانشاه"- شورای زنان

نظام سرمایه‌داری با محدود ساختن زن اندام شده به یک نقش، زایمان را به عنوان تنها کنش زنانه‌ی مورد قبول به او تحمیل کرده‌است؛ کنشی که بیش از هر چیز خواسته‌های سرمایه‌داری را برآورده می‌سازد؛ و هرگونه سرپیچی از این نقش در مغایرت با طبیعت ، فرهنگ، سرمایه و قوانین مقدس تولید انگار می‌شود. این انگاره هرگونه حق انتخاب را از زن سلب می‌سازد و زمانی که زن اراده را در دست گیرد، به درستی در تقابل با تمام این نظام‌ها قرار خواهد گرفت: سقط جنین انتخابی است کوچک اما به شدت انقلابی زیرا امکان چیزی دیگر را برملا می‌سازد. زن "باردار" همزمان بار فرزند و "مادر شدن" را حمل می‌کند و هنگامی که از این وظیفه سر باز زند تنها زنانگی خود را مورد تأکید عملی قرار داده‌است.

سلطه‌ی فاعل بر بدن زن زمانی کامل می‌شود که هرگونه امکان لذت برای زن محدود به خواست فاعل شده و مستلزم شیئیت یافتن زن می‌گردد. علاوه برعدم امکان انتخاب مبنی بر تصمیم درباره‌ی فراورده‌ی کار، و در شرایطی که راه دیگری در برابر زن نیست، "بکارت" نیز بهانه‌ای می‌شود برای منوط شدن امکان کسب لذت به تملک و در نتیجه بردگی زن. این مسئله به صورت جبری زن را به نقطه‌ای می‌رساند که در شرایط کار بیگانه بردگی را پذیرفته و خود به بازتولید آن یاری می‌رساند. اینجاست که علم نیز به کمک مردسالاری آمده و با تعریف "مازوخیسم زنانه"، بردگی و ستم جنسی را تئوریزه می‌کند. هرگونه جستن ریشه‌های ستم جنسی در طبیعت و تعریف آن با استفاده از متدهای علوم طبیعی نتیجه‌ای جز مشروعیت بخشیدن به مردسالاری ندارد. ..

ما بر آنیم که آزادی زنان تنها به دست خود زنان متحقق خواهد شد. برای آزادی زنان تنها عمل مستقیم زنان چاره‌ساز خواهد بود، مبارزه همان زندگی و زندگی همان مبارزه است. ذکر آزادی هرگز به آزادی زن راه نخواهد برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/8ساعت 12  توسط رزا روشن  | 

مرزها باید مشخص باشد. هر زنی فعال امور زنان محسوب نمی شود. بایست تفاوتی باشد بین انجمن های خیریه بانوان و جریانات پیشروی فمینیستی، در حالی که در جامعه ما ایرانیان همه چیز داخل و واخل است و به خاطر منافع شخصی و یا حزبی هی بیشتر به همش می زنیم که قاطی تر و مغشوش تر بماند تا مبادا چیزی شکل بگیرد. تعداد افرادی که از لحاظ بیولوژیکی زن محسوب می شوند ولی روحاً تبدیل به مردان چماقداری برای سرکوب زنان دیگر بوده اند از دستم خارج است. ...

به غیر از اپوزیسیون و عوامل نفوذی در صفوف زنان، فرصت طلبان و کلاشان هم هستند. همان چتربازان و کسانی که خود را به زن بودن و یا طرفدار زن بودن میزنند تا امکانات بگیرند: پس "زن" می شوند و "فمینیست" می شوند و خانه می خواهند و مقرری می خواهند و حضانت بچه ها را و همه ی اینها با هم در صورت آگاهی فردی بد نیست و می تواند زرنگی محسوب شود ولی وقتی به صورت فرصت طلبی دهاتی و به ارانه روابط کنیزی و اربابی رفقای داخل اپوزیسیون تبدیل می شود تا فرد مورد نظر مسئولیت را به عهده بگیرد که برود و برای آقایان کتلت درست کند دیگر نمی شود این موجودات را فمینیست خواند؟ می شود؟

و راستی چه فرقی می کند بین این کلاش فرصت طلب ناآگاه تا آن حزبی پدرسالار و یا عامل نفوذی؟

مگر عملکرد و رفتار هر دویشان به یک گونه نیست؟

مگر هر دو به صورت کلی، خواه شخصی و خواه حزبی، بی توجه به منافع زنان نیستند؟

http://womeneyes.blogfa.com/post-9.aspx

+ نوشته شده در  2009/3/8ساعت 7  توسط رزا روشن  | 

تپش هماهنگ  قلب های مبارز. 

علیه سلطه خدا، سایه خدا، روح خدا....

علیه سلطه حزب، رهبری، کمیته  مرکزی  ....

علیه سلطه مرد، جنس، نژاد، سن......

علیه سلطه  دولت، نهادها و  ساختارهای سرمایه...

ما در مقابله با سرمایه داری جهانی و سیستم پدرسالاری که بر ما ستم کرده و ما را مورد استثمار قرار می دهد، متحد در کنار هم خواهیم ایستاد. در خیابان ها و در خانه ها، در جنگل ها و روستاها، در مبارزات و در مکان های زندگی خود، ما روح طغیان و توان بسیج خود را حفظ خواهیم کرد.
 مرد سالار خانگی، پدر، برادر، همسر، رفیق ...... تیک تاک.....تیک تاک........

+ نوشته شده در  2009/3/8ساعت 6  توسط رزا روشن  | 

در رابطه با تظاهرات 28فوریه فرانکفورت آلمان.حدود ۱۰۰نفرتظاهرات کردن مسیر اما اشتباه بود!

 ادامه مطلب به  زبان  آلمانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/7ساعت 6  توسط رزا روشن  | 

صبح امروز در حمله ی ماموران امنیتی به منزل رفیق امین قضایی، چهار تن از فعالین دانشجویی با نام های امیرحسین محمدی فر، ساناز اللهیاری، مریم شیخ، نسیم روشنایی، بازداشت و به مکان نامشخصی منتقل شدند و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت نامبردگان در دست نیست. در جریان این حمله نیروهای امنیتی قصد بازداشت امین قضایی را نیز داشته اند که در این امر ناموفق بوده اند. قابل ذکر است که در هنگام بازداشت وضعیت جسمی نسیم روشنایی به شدت وخیم بوده و بیم آن میرود که در دوره ی بازداشت این وضعیت به مشکلات حادی بیانجامد. بنا به اخبار دریافتی بخشی از بازداشت های اخیر فعالین دانشجویی در راستای گرایشات انتخاباتی بخشی از بدنه ی وزارت اطلاعات میباشد.

امین قضایی حکومت گروگان گیر که مانند گرازهای وحشی به حریم خصوصی مردم هجوم می آورید ! اگر یک مو از سر رفقایم کم شود آرامش را برای همیشه از شما خواهم گرفت.حقیقتا ترسو و کودک هستید که وقتی در دستگیری ناتوان هستید به گروگان گیری متوسل می شوید. همگان از شما نفرت دارند و دوران شما به سر رسیده است. تاریخ حکم رفتن شما را امضا کرده است با این سرکوب مشکلی حل نمی شود.

دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین صبح امروز سه شنبه سيزدهم اسفند از ساعت 12 اقدام به تجمعی اعتراض آمیز در حمایت از دانشجویان زندانی دانشگاه های مختلف كردند. این دانشجویان که بیش500 نفر بودند شعار ميدادند : •دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد •مرگ بر دیکتاتور •زندانی سیاسی آزاد باید گردد •دانشجوی زندانی آزاد باید گردد شعرهای یار دبستانی طنين انداز دانشگاه شده بود . یکی از دانشجویان در ادامه تجمع از اوضاع خفقان آور فعلی سخن گفت و از همه دانشجویان خواست که در مقابل این خفقان سکوت نکنند و دانشگاه این آخرین سنگر آزادی را حفظ کنند. لازم به ذکر است مامورین حراست در تجمع حضور داشتند و به عکس و فیلم برداری از دانشجویان مشغول بودند.همچنین سرداغی رئیس حراست نیز در ابتدای تجمع به تهدید دانشجويان پرداخت ولی دانشجویان بدون اهمیت به ادامه تجمع خود پرداختند

آزادی یونس میرحسینی، دانشجوی شیراز، با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون

روز شنبه دهم اسفند ارسلان صادقی و حسین سرشومی درپی احظار تلفنی به دادگاه انقلاب استان اصفهان بازداشت شده و بلافاصله به زندان مرکزی اصفهان منتقل شدند

شبنم مددزاده دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای مرکزی شورای تهران تحکیم که روز پنج شنبه گذشته بازداشت شد، به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده است.

خبرنامه امیرکبیر: امین درستی دانشجوی سال چهارم رشته مهندسی مکانیک که روز گذشته به دنبال احضاریه اداره اطلاعات شیراز (پلاک ۱۰۰) به آن جا مراجعه کرده بود، بازداشت شد.  یونس میر حسینی دانشجوی دانشگاه شیراز پس از گذشت بیش از ۲۰ روز آزاد شد.وی که با حمله نیروهای امنیتی به خانه اش بازداشت شده بود با قرار وثیقه ی سنگین ۲۰ میلیون تومان آزاد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/3ساعت 3  توسط رزا روشن  | 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/2/25ساعت 18  توسط رزا روشن  | 

یورش صبح امروز نیروهای امنیتی به منازل فعالان دانشجویی دانشگاه پلی تکنیک و بازداشت دانشجویان اسامی فعالان دانشجویی دانشگاه پلی تکنیک تهران که هم اکنون در بازداشت به سر می برند عبارت است از:حسین ترکاشوند.مجیدتوکلی.اسماعیل سلمان پور.کورش دانشیار.احمد قصابان.مهدی مشایخی . نریمان مصطفوی

فیلم حمله بسیجی ها و سپاهی ها به دانشجویان معترض پلی تکنیکاسم این حیوان انسان نما “ع. رضائی” از کله گنده های بانک کشاورزی است 

http://video.google.de/videoplay?docid=-6497545116878352188&hl=de

http://www.youtube.com/watch?v=UytG8wByRIQ

فیلم شماره ۲ از اعتراض دانشجویان پلی تکنیک به دفن شهید  “مرگ بر طالبان، چه کابل چه تهران” و “دیکتاتور زمانه شهید شده بهانه”

http://www.youtube.com/watch?v=-BXKkLzbWak

فیلم اعتراض دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) به پروژه دفن شهید در این دانشگاه /                 http://www.youtube.com/watch?v=pfhXjgrlgWk
5 اسفند 1387 /
امروز با آغاز نمایش قدرت حاکمیت در خیابان های تهران که با به راه انداختن هیئت های سینه زنی و مداحی در خیابان انقلاب از روبه روی دانشگاه تهران آغاز شد کمتر کسی تصور می کرد که این نیروی جیره خوار، در دانشگاه پلی تکنیک به سیل مخالفان دفن شهید در دانشگاه برخورد کند.

فیلم درگیری دانشجویان و بسیجیان در مراسم دفن شهید

http://www.youtube.com/watch?v=uVJhnFb_WDU

تصاویر یکی از سردمداران اوباش بسیجی در ضرب و شتم دانشجویان

گزارش تصویری ۱ از اعتراضات دانشجویان پلی تکنیک به دفن شهید

خبر تکمیلی: بیش از ۷۰ دانشجو در کلانتری ۱۰۷ در بازداشت هستند  خبرنامه امیرکبیر: بر اساس آخرین گزارش ها، دانشجویانی که برای پیگیری وضعیت دوستان ربوده شده خود به کلانتری ۱۰۷ فلسطین مراجعه کرده اند، پس از پیگیری بسیار و پاسخ ندادن های ماموران کلانتری، در نهایت یکی از مامورین به دانشجویان که به دنبال یکی از هم خوابگاهی های دختر خود بودند، گفت: “تا این لحظه ۷۰ نفر را بازداشت کرده ایم که ۳۰ تن آنها دختر هستند”. ماموران کلانتیری حتی حاضر نشده اند نام دختر دانشجوی مورد نظر را در بین اسامی دختران بازداشت شده جستجو کنند. با ادامه یافتن این وضعیت تمامی دانشجویان دانشگاه در اضطراب و نگرانی به سر می برند و وضعیت خوابگاههای دانشگاه امیرکبیر متشنج است. همچنین با توجه به فضای حاکم بر دانشگاه و در صورت ادامه یافتن بازداشت ها احتمال متشنج بودن دانشگاه و خوابگاه ها در روزهای آتی و در هفته آینده وجود دارد. خبر اولیه در مورد بازداشت دانشجویان: خبرنامه امیرکبیر: با انجام مراسم دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر که اعتراض دانشجویان و مفتضح شدن آن باعث خشم نیروهای امنیتی شده است، علیرغم اینکه این مراسم از ساعت پیش پایان یافته است، دانشگاه همچنان در محاصره نیروهای امنیتی است و تاکنون بیش از ۲۵ دانشجو بازداشت شده اند. نیروهای امنیتی و انتظامی با مستقر کردن مینی بوس ها و ون های خود در دربهای دانشگاه  و بازداشت دسته جمعی فعالین و سایر دانشجویان دانشگاه اقدامه بی سابقه ای را در هجمه آشکار و گسترده به دانشجویان آغاز کرده اند. نیروهای امنیتی ضمن ضرب و شتم دانشجویان خارج شده از درب های دانشگاه آنها را به درون ماشین منتقل می کردند و با پر شدن هر ماشین ماشین بعدی را مستقر می کردند. عده ای از دانشجویان دانشگاه نیز که شاهد دستگیری وحشیانه و دور از ذهن دوستان خود بودند به درون دانشگاه پناه برده اند تا شاید از گزند نیروهای امنیتی اطراف دانشگاه در امان بمانند. این دانشجویان هنوز در دانشگاه بسر می برند و وضعیت نگران کننده ای را می گذارند.همچنین تعدادی از دانشجویان که توسط انصار و نیروهای امنیتی حاضر در مراسم تدفین به طور وحشیانه ای مورد حمله قرار گرفته اند به بیمارستان منتقل شده اند و حال چند تن از آنها وخیم گزارش شده است. ضربات چاقو، پنجه بوکس و مشت بر بدنشان هویداست. حداقل ۷ تن از دانشجویان بدین روال در بیمارستان بستری می باشند.

آیت الله خامنه ای در پی واکنش های شدید دانشجویان به دفن شهدا در دانشگاهها، ضمن تائید این روند خاطرنشان کرد ‏که: “از خودگذشتگی آن پاکبازان بود که اسلام و استقلال و آزادی را به ملت ایران هدیه کرد و ادای حق بزرگ آنان و ‏تکریم یاد و نام آنان نشانه فداکاری به ارزش های والا است.” ‏

دانشجو:حالا که آقا اینقدر از این تابوتها خوشش میاد یه چندتاشو تو اتاقش دفن کنن تا حسابی حالشو ببره !

دانشگاه شریف برای ترم آینده جنازه می پذیرد ! معاونت سکسی دانشجوئی وزارت علوم ابراز امیدواری کرد با راه حلهای علمی جدید مشکل قطعه شهدا بهشت زهرا حل بشود . مطابق برنامه ریزی بعمل آمده دانشجوهای خودکشی کرده ، بالای تپه های سنندج و خودکشته های دانشجو کرده در دانشگاه چال میشوند ....به همین مناسبت شورای متعالی انقلاب هفرنگی از انتقال چاه جمکران به حوض دانشگاه خبر داد . این شورا که پیش از این دانشگاهها را از طریق خطوط ای.دی.اس.ال مستقیماً به روضه رضوان متصل نموده است هدف از اینکار را جلوگیری از اتلاف وقت امام زمان برای حضور سر مزار شهدا اعلام کرد ...در همین راستا به جهت بهره مندی از ثواب معنوی بیشتر قرار شد امامزاده داوود با الاغهایش یه تیکه به صحن مطهر دانشگاه منتقل بشود . سازمان عتبات دانشجوئی عالیات با اعلام این خبر افزود از این پس مشتاقان آن حضرت برای دریافت شفا میتوانند همه روزه صبحها از ضلع جنوبی دانشگاه به ارتوپدی امامزاده و عصرها از ضلع غربی دانشگاه به چشم پزشکی مراجعه بفرماین...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/2/23ساعت 19  توسط رزا روشن  | 

Khakseparie Forough I فروغ فرخزاد     http://www.youtube.com/watch?v=-_NuKBLyaWU

Khakseparie Forough II فروغ فرخزاد     http://www.youtube.com/watch?v=ut-eE-eRjyA

ویدئوی بخشی از فیلمی بر اساس زندگی فروغ فرخ زاد و مصاحبه با حسین منصوری، پسر خوانده اش حسين منصوری که خود شاعر و مترجم است در آلمان اقامت دارد و در همکاری با يک کارگردان آلمانی فيلمی درباره مادرخوانده خود درست کرده است به نام «ماه، خورشيد، گل، بازی.»
حسين منصوری در يک خانه جذاميان بدنيا آمد و هنگامی که شش سال داشت فروغ او را به فرزند خواندگی خود پذيرفت. در قسمت نخست اين گفتگو، آقای منصوری درباره اولين خاطرات خود از فروغ سخن گفت.

فروغ فرخزاد/ در چشمان بیدار مهستی شاهرخی 

+ نوشته شده در  2009/2/22ساعت 23  توسط رزا روشن  | 

يك نفر شورشي در ابتداي هفته جاري از طريق کارشناس آموزش تحصيلات تکميلي دانشکده متوجه شدم که احضاريه کميته انضباطي برايم فرستاده اند.( علامت تعجب) امروز- سه شنبه ۸.۱۱.۱۳۸۷ به کميته انضباطي مراجعه کردم. همه اتهاماتي که ممکن بود به خاطرشان احضار شده باشم را در ذهنم مرور کردم و براي هر کدام جوابيه اي در ذهن آماده کردم!

حالا من دو ترم ممنوعیت از تحصیل دارم.این حکم کمیته انضباطیه دانشگاه تهران توی قرن بیست و یکمه....مند به خاطر این که توی حوزه خصوصیم خودارضایی کردم دو ترم ممنوعیت از تحصیل دارم و ممنوعیت از حضور در خوابگاه و ممنوعیت ورود به دانشگاه. نه این که فکر کنید این شوخیه ها...این واقعیه....به یکی از دوستای چپم تو دانشگاه گفتم(آرش صفار) خیلی با حال بود خندید و گفت این نیز بگذرد. می دونید این چپا استعداد زیادی دارند برای ندیدن مسائلی که به نظرشون طبقاتی نیست اما خوب که نگا کنی می بینی خیلی هم طبقاتیه...اصلاْ این کارا مال طبقات فرو دسته جامعست...می دونید اگه یه روز پلیسا همه آدمای دنیا رو به جز برای مسائل طبقاتی بکشند این مارکسیستا ککشونم نمی گزند...تازه کلی بیانیه و کتاب می نویسند که بحران سرمایه داری باعث شده که سرمایه دارا و حامیانشون دبه جون هم بیافتند و آخرشم امید می دند که پیروزی نزدیک است چون تعداد سرمایه دارا به دست پلیسای سرمایه داری کم شده و دیگه حالاست که بشه انقلاب کرد. بگذریم. من از هیچ آدمی توقع ندارم...آدمایی که پارانویا دارن. آدمایی که می تونند سرشونو بکنند تو لب تاپ چند صد هزار تومانیشونو به فکر دردای توده زحمت کش باشند. مهم نیست...یه کاریش می کنم. خودم...شاید...دارم دیونه می شم.

http://disgraced.blogfa.com/post-119.aspx

Conexion Musical- Autonom  لینک موزیک ویدئو واسه ۱ شورشی

:: گالريزه شدن خيابان ::  /   پيمان

و به هر آنچه كه به خيابان خيانت كند تف خواهم كرد

انقلاب نتيجه موضع گيري موقعيت هاي يكسره خياباني ست. فرقي نميكند، هر كسي كه به اين موقعيتها پشت كند يا درصدد گالريزه شدن آنها برآيد يك خائن است و خائنان را تنها ميتوان به دار آويخت. هنر خياباني كنشي ست رهايي بخش كه خواست رهايي يا زندگي را نه فقط در سر و بعنوان يك ايده رهايي بخش بل كه در يكسره ي وجودش بعنوان خواستي پراتيكي دارد. با انتقال گرافيتي (بعنوان بخشي برجسته از اجراهاي خياباني) به تابلوهاي روي ديوار در گالريها، تنها "ضرورت مفهوم خيابان" و "ضرورت بازگشت هنر و زندگي در خيابان" است كه نابود ميشود. بخش گسترده اي از هنرمندان گرافيتي ايراني براي چندمين بار "نمايشگاه"ي را برپا كردند و آثار لزوما "خيابان"ي شان را به "نمايش" گذاشتند. جدا از اينكه طيف گسترده اي از اين هنرمندان را بچه بورژواهايي بي غم و غصه تشكيل داده اند، تبليغ و حمايت گسترده مجموعه مايندموتور نيز تاسف برانگيز است. حضور افراد مشخصي از اين مجموعه و تبليغات قبل از برگزاري نمايشگاه در سايت به انضمام مقوله شعرخواني در نمايشگاه تنها در جهت مهر تائيد زدن بر گالريزه شده گي هنر خياباني ست؛ آن هم توسط مجموعه اي كه صحبت از موقعيتهاي جنگي خياباني و انتقال بستر به خيابان را ميزند تا بيش از پيش بر تاسف قضيه بيافزايد. شايد پروسه "ويروسي شدن/كردن" و "تسخير موقعيتها"  از طريق برگزاري نمايشگاه، حضور در گالري را براي اين عده توجيه ميسازد. بهانه عدم مجوز براي شعرخواني و امكان آزادانه فحش دادن به زمين و زمان نيز از آن بهانه هاي قوز بالاي قوز است.

نمایشگاه اسپری 1387 به انجام رسید و خوشبختانه توانستیم با کمک دوستانی با نظرات و تجربه های گوناگون  تجربه ای گروهی را رقم بزنیم نمایشگاه  خصوصیت خوبی داشت و ان  فضای متفاوت بازدید کنندگاه و آثار  به نمایش در امده بود .نمایشگاه اسپری 1387 به عنوان دومین نمایشگاه گروهی هنرمندان گرافیتی و هنر شهری از سراسر جهان در ایران محلی بود برای دیدار اکثریت علاقه مند به این پدیده نوظهور در ایران  و آشنا شدن هنر دوستان جوان با یکدیگر که این خود مایه افتخار ماست...
روز چهارم هم به عکاسی تعلق داشت که هر کس عکس و فیلمی  خواست گرفت  از همه این دوستان نیز سپاسگذاریم
در روز پنجم که روز مهیج شعر خوانی دو دوست جوان از سایت
مایند موتور  بود   جمعیت قابل توجهی منتظر بودند تا  این دو شاعر تجربه گرا و جوان شعر های خود را زیر نوری که روی آنها افتاده بود اجرا کنند و جمعیت در تاریکی نصفه نیمه ای به شعر ها نگاه کردند و گوش دادند .همه شاد از این تجربه و ما هم شاد از اینکه توانستیم فرصتی در اختیار این دوستان قرار دهیم تا آنچه نمی توانند  در جای خودش مطرح کنند زیر سقف یک گالری  بر پا کنند . مثل خود ما که بالاجبار و البته با کمال میل با هر ترفندی  مخاطب گالری رو و گالری ندیده را برای دیدن کارمان به گالری می کشانیم  ما عقیده نداریم که باید مخالف بود و شعار داد ما عقیده داریم که باید مخالف بود و عمل کرد . در کلاه استودیو ! کاری که می کنیم اعتقاد ماست و مثل یک نو جوان ناپخته شعار  “ما خاص هستیم “نمی دهیم و گالری را قلمروی بورژوازی نمی دانیم  چرا که این ما هستیم که به هر فضایی معنی می دهیم  . و نمی گذاریم یک مکان یا نام  معنای خود را به ما تحمیل کند 
انکه قدرت درونی  ندارد  از مکان ها  و قوانین می ترسد و شعار می دهد .انکه قدرت  درونی دارد به مکان ها معنای دلخواهش را می دهد و بیانش  ارایه می دهد
حتی به راحتی می توانیم به کسانی که با اندک  سوادشان با نگاهی روشنفکرانه  می پرسند مگر گالری جای گرافیتی است بگوییم ما هر جایی که بخواهیم هستیم . هم در جهنم بساط می کنیم و هم در بهشت کاخ می سازیم اما  بساط و کاخمان خودمان می سازیم   نه با ریا و دغل و زرنگی  نه  با شعار و باد و اطوار روشنفکری

وبگردی:باز بگم: واسه خوندن کل مطلب رو تیترش کلیک کن    دو ویدئو از گرافیتی "رسمی" ایرونی ش!  گرافیتی هم مصرف شد! لول  

Tehran Spray art in Gallery

Arabic Graffiti / گرافیتی / الجرافیتی     http://www.youtube.com/watch?v=NPbmuCJq6Wg

+ نوشته شده در  2009/2/22ساعت 1  توسط رزا روشن  | 

شبنم مددزاده، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم، بازداشت شد  بنابر گزارش ها مراجعات خانواده شبنم مددزاده برای پیگیری وضعیت فرزندشان از روز پنجشنبه بی نتیجه بوده است و مسئولین حاضر به پاسخگویی در مورد این بازداشت نشده اند.

صد سال مبارزه برای آزادی و عدالت؛ شبنم مددزاده ... بله در نظام جمهوری اسلامی نه فقط شاهد نفی آزادی های دموکراتیک بلکه شاهد پایمال شدن اولیه ترین حقوق انسانی و بدیهی ترین حقوق فردی هستیم. از همان سال های اول انقلاب با شعار “یا روسری یا تو سری” سرکوب زنان آغاز شد و این شعار محور اصلی سرکوب های بعدی و مبنای تمامی سیاست های بعدی برای تفکیک جنسیتی شد چنانکه شاهد تفکیک جنسیتی کتابهای درسی هم هستیم. اولین نقض عهدها در مورد زنان: ۷ اسفند ۵۷ ملغی نمودن قانون حمایت از خانواده (این قانون اختیارات محدودی را به زنان در خانواده اختصاص داده بود). ۸ اسفند ۵۷ خدمات اجتماعی زنان ملغی شد.۱۳ اسفند ۵۷ زنان قاضی از قضاوت و حضور در قوه ی قضاییه محروم شدند. در یکی دیگر از سطرهای سیاه این کارنامه چنین می خوانیم: در نیمه سال۱۳۸۵، ۶۰ حکم اعدام و سنگسار در مورد زنان صادر گردید. شمار دختران فراری به بیش از ۳۰۰ هزار نفر رسیده است. سن فحشا از ۱۷ سالگی به ۱۳ سالگی تنزل پیدا کرده است. موج حذف و پایمالی حقوق زنان از سال های اول انقلاب تا به اکنون هیچ وقت توقف نداشته و قدم به قدم زنان را زیر انواع و اقسام سر کوبها قرار داده اند. دکتر زهرا بنی یعقوب پزشک ۲۷ ساله روز ۲۰ مهر۸۶ در یکی از پارکهای همدان دستگیر شد. دادگستری همدان ۴۸ ساعت بعد از دستگیری اعلام کرد که وی خود کشی کرده است. در مورد دانشجویان این سرکوبها به طور مداوم و مستمر ادامه داشته و روزی در تاریخ جنبش دانشجویی نبوده که بدون دستگیری یا احضار به کمیته انضباطی باشد. از همان سال های اول انقلاب نوک تیز پیکان برخورد وسرکوب ، دانشگاهیان و دانشجویان را نشانه رفت و سرکوب دگر اندیشان و تحول خواهان جز برنامه های اصلی حاکمیت شد...

نامه سرگشاده مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل، به احمدی نژاد   ...سه سال است اعتراض می کنم، به ریاست دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه که سواد اقتصادیش در حد لیسانس هم نیست، به رئیس انتصابی دانشگاه حاج آقا شریعتی که دانشگاه را با حوزه- دانشجو را با طلبه و نظام دانشگاهی را با نظام ارتش و سپاه اشتباه گرفته است و صدور بیش از ۱۰۰ ترم محرومیت از تحصیل از سوابق افتخار آمیز ایشان در علامه است. به وزیر علوم که رای اعتماد ناپلئونی آورد و ۳ سال و اندی است که مسئولیت عقبگرد در نظام آموزشی و آکادمی را ایشان بر عهده گرفتند اعتراض خود را ابراز کردم...

مردم متحد شکست نمی خورند

+ نوشته شده در  2009/2/21ساعت 23  توسط رزا روشن  | 

یاد گرفتیم که بسوزیمو بسازیم . آن نماینده ای که دست رد به سینه آن بنده خدا زد چه میداند که او چه دردی دارد چه مشکلی دارد . چه زجری برای تامین نیاز هایش میکشد .فقط میداند که اون جانباز نبود ، روانی بود !! اگر کمی هم جلوتر میرفتیم میگفتند ضد انقلاب بود و جاسوس امریکا !!! باید متاسف بود برای امثال لاریجانی که صورت مساله را به خوبی پاک میکنند . للاریجانی ثابت نمود که همچون حداد عادل خرافه گویی بیش نیست.دو سال پیش بود که مردی در اتوبوس با کفشهای پاره جلوی حداد ایستاد گفت آقای حداد با این کفشها چه کنم . جناب حداد هم لطف نمودندو گفتند کفشات پاره نیست . در ایران واقعیت ان چیزی نیست که ما میبینیم بلکه آن چیزیست که حداد و لاریجانی میبینند .!!!

و میسازیم خود را با تریاک مثقالی 5 هزار تومانی که به قدری ارزان شده که مصرف یک هفته مان را به راحتی تامین میکند

به راستی که ایرانیان مردم سوختن و ساختنند .
خود سوزی جانباز خودسوزی جلوی مجلس خودسوزی به خاطر عدم موفقیت در دیدار با نماینده

اظهارات ضد و نقیض در ماجرای خودسوزی مقابل مجلس مرحوم محمدرضا کلاورزانی دو ساعت پس از وقوع حادثه خودسوزی در بیمارستان شهید مطهری جان باخت.

تصویر اولین فضانورد بسیجی‌ ! /قانقاریا

منبع عکس: فرند فید محمد صالح

این هم تصویر برادر روبوکاپ بسیجی‌ که در پرتاب بعدی موشک ایرانی به فضا, به عنوان اولین فضانورد ایرانی‌، پیام انقلاب رو به صورت شفاهی‌ به کل کهکشان راه شیری ابلاغ خواهد کرد!

پ.ن. با عرض پوزش از خوانندگان، در متن از نام قدیمی‌ کهکشان راه شیری استفاده شده، نام جدید و صحیح بزرگراه شیخ فاضل الله نوری میباشد.

فرمانده کل سپاه : بسیج با تهدیدات نرم مقابله می کنداینجانب قانقاریا به عنوان عضو ناقصی از خانواده کامل انقلاب و در راستای مبارزه با هرگونه براندازی اعم از نرم، گرم، ولرم، شل و آبکی, راهکارهای خود را  به شرح ذیل اعلام می‌کنم: 

طنزی برای براندازی شُل اصلا گیریم که من بگم کپی برداری از مطالب این وبلاگ حکم اعدام داره...
مگه توی گوش شماها می ره ؟

 

+ نوشته شده در  2009/2/20ساعت 23  توسط رزا روشن  |