تبليغاتX
وبگردی - محل قتل، مرکز مفاسد. تاريخ قتل عيد فطر!
موضوعات روز

دكتر زهرا بني يعقوب ،پزشك عمومي ،متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه .(کمتر از سی سال!)ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران .مجرد .ساكن تهران .فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز ” آزادگي ” به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي "سيس" از توابع قروه كردستان تغيير مي دهد .مرحومه در روز جمعه مورخ 20/7/1386 ساعت 10 صبح در محوطه پارک همدان توسط ماموران ستاد امربه معروف به دلیل نامشخص بودن وضعیت تاهل به ستاد منکرات انتقال می یابد .در حالیکه طبق ماده 15 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب ماموران ستاد امر به معروف و نهی از منکر نمی توانند ضابط دادگستری محسوب شوند و برای بازداشت یا هر عنوان دیگر نیروی انتظامی مسئول انجام این کار بوده است. ضمن آنکه دقایقی قبل از این بازداشت به گفته ی نامزد مرحومه ماموران نیروی انتظامی در محل در حضور تمام افراد داخل پارک از ایشان سوالاتی را کرده و مشکلی را ندیده اند.حکم بازداشت 24 ساعته اولیه توسط قاضی کشیک صادر گردیده که در این فاصله هیچگونه تماسی با خانواده ی مرحومه گرفته نشده است. با توجه به موضوع بازداشت که مسئله گفتگوی دو جوان بدون داشتن عقدنامه ی رسمی بوده و موقعیت اجتماعی و شغلی مرحومه وي در انتظار توجیه مسئولین ستاد بوده که این مسئله لاینحل باقی مانده است. پس از طی این زمان، حکم 24 ساعته دوم که توسط قاضی کشیک در روز عید فطر صادر گردیده نیزدارای نقص نگارشی بوده و بازداشتگاه ناجا از پذیرفتن مرحومه خودداری می نماید. متاسفانه ماموران مربوطه بر خلاف همان حکم ناقص قاضی رشیدی تصمیم بر این گرفته اند که در محیطی خارج از ضوابط قانونی و بدون وجود زندان بان زن او را در سالنی نگهداری نموده و از حضور وی ساعتها غافل می شوند. روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است.توجه به تمام اتفاقات اين چند روز و از آنجا که به نظر می آید زهرا و حمید تنها جرمشان داشتن گفتگو بدون داشتن عقدنامه ی رسمی با هم بوده اين ماجرامي توانست پايان بهتري داشته باشد.

http://qorveh-magazine.blogspot.com/2007/10/blog-post_22.html

 

زهرا را که به زور سوار ماشین کردند و به مفاسد بردند گفتند باید خانواده ات بیایند تعهد بدهند.گفت من یک پزشک ۲۷ ساله هستم.خودم قدرت تشخیص دارم.هر تعهدی می خواهید بگیرید از خودم بگیرید. چه جسارتها! دختر هفتاد سالش هم که بشود یک ناقص العقل است .باید تحویل "سرپرستش" بشود.

 چرا اینقدر قضیه را بزرگ می کنیم؟آنها که چیز زیادی از ما نمی خواهند! فقط می خواهند مطمئن باشند هیچ کس بدون کسب مجوز کتبی از آنها ...

قلبش را با دیگری تقسیم نمی کند...؟

عاشق نمی شود...؟

با دیگری به بستر نمی رود...؟

...

نه

می خواهند مطمئن شوند هیچ کس بدون کسب مجوز از آنها زندگی نمی کند!

 

http://nimanasrin.blogfa.com/post-306.aspx

 

۳۰م مهر ۱۳۸۶ - بهار :

من ساکن همدان هستم.علت اصلی خودکشی این دختر تجاوز جمعی و وحشیانه چند نفر از نیروهای بسیجی به وی در زمان بازداشت بوده است.این افراد اساسا طبق یک برنامه ریزی قبلی در شب تعطیلی وی را همراه با نامزدش در پارکی نزدیکی دانشگاه بوعلی همدان دستگیر وپس از ساعتی نامزد وی را رها وی وی رابا این بهانه که بعد از تعطیلات باید به دادگاه برود نگه می دارند وشب هنگام به سراغ این دختر معصوم رفته وبا فجیعترین شکل نیت حیوانی خود را اجرا می کنند. یکی ازاساتیدپزشکی قانونی همدان به دانشجویان پزشکی گفته است که در حین معاینه جسد متوجه شده است که این دختر مقاومت شدیدی در مقابل این عمل غیر انسانی داشته ولی انها با زور وضرب وشتم وی به وی تجاوز کرده اند بگونه ای که آثار و جراحات ناشی از ان کاملا مشهود بوده است.

همچنین طبق اصول پزشکی قانونی کبودی دور گردن در خودکشی بایستی در پشت گردن نیز وجود داشته باشد درحالیکه در مورد وی فقط درجلو گردن وبسیار شدید بوده است که می تواند نشانه خفه کردن وقتل وی باشد.

امروز همه مردم در همدان علت اصلی وپشت پرده این جنایت بسیجیها را فهمیده اند وبسیار خشمگین هستند

  1. مهرآفرید گفت:
    اکتبر 21st, 2007 روی 9:51 ق ظ

این واقعه از آنچه که فکر می کنید تکان دهنده تره. حمید دوست منه. هنوز هم ازش خبری نداریم و شدیدا نگرانش هستیم. در حالی که بازداشتش کاملا غیر قانونیه. ضمنا این جنایت تاثیر بسیار بدی روی حمید که هنرمند بسیار حساسیه میزاره. نمی دونم تا کی باید شاهد این همه حماقت و تعصب بیخود باشیم.

-07-27

 

: رابطه شان خيلي عاشقانه و احساسي بود . حميد استخدام صدا و سيماي تهران بود و شنبه شب ها ساعت دوازده در راديو فرهنگ يك برنامه ادبي را اجرا مي كرد كه زهرا شنونده پر و پا قرص اين برنامه بود و اين راديو گوش دادن او در پانسيون هميشه موضوع شوخي بچه ها با زهرا بود . حميد جمعه ها در همدان يك برنامه راديويي را كارگرداني مي كرد و مجبور بود پنج شنبه ها از تهران به همدان بيايد و معمولا سعي مي كردند در اين فاصله كوتاه هم ديگر را ببينند . قرار هايشان هم هميشه در پارك بود ........مي پرسم : زهرا چه طور دختري بود ؟ افسردگي يا مشكل خاص رواني نداشت ؟ محكم جواب مي دهد : نه و ادامه مي دهد كه زهرا هم مشكلات و در گيري هاي معمولي همه ما را داشت . خانواده اش موافق نبودند كه دور از خانه كار كند و زهرا به اصرار خودش و براي اين كه بتواند حقوقي داشته باشد اين جا آمده بود . البته اين اواخر روحيه اش خيلي هم بهترو شاداب تر شده بود از فروردين ماه با يكي از گوينده هاي راديو به اسم حميد آشنا شده بود و قرار بود با هم ازدواج كنند مي پرسم خانواده دكتر بني يعقوب چه طور خانواده اي هستند ؟ آيا مذهبي و متعصب هستند ؟ آيا اين احتمال ضعيف وجود دارد كه خانوم دكتر از ترس رو در رو شدن با پدرش در بازداشتگاه اقدام به خود كشي كرده باشد جواب مي دهد : خانواده زهرا بر خلاف گزارشي كه منتشر شده ساكن تهران هستند نه كردستان . زهرا يك برادر دارد كه ازدواج كرده است اما رابطه اش با زهرا خيلي خوب و صميمي بود و هر روز با هم تماس تلفني داشتند و من خيلي خيلي بعيد مي دانم كه برادر ايشان رحيم بني يعقوب از آشنايي زهرا و حميد بي خبر بوده باشد به خصوص كه زهرا در حال زمينه چيني بود تا خانواده اش را به خانواده حميد آشنا كند بيست و پنجم مهر ماه تولد زهرا بود . بيست و هشت ساله مي شد . اما نشد امسال بيست و ششم مهر در تهران برايش مجلس ختم گرفتند

آدرس مجلس ختم دكتر زهرا بني يعقوب : ميدان خراسان . خاوران . انتهاي اتابك . مسجد حسيني . ساعت 4 تا 6

شايد فردا نوبت من باشد يا شما

http://bahare-rooznevesht.blogspot.com/2007/10/blog-post.html

 

حس بدی دارم  وقتی تلویزیونو روشن می کنم و اولین شبکه ای که می یاد شبکه خبره .آنها را از گفتن چرندیات سیری نیست؟

تملق مجری شبکه خبرو می گم .می گفت امروز روز نیروی انتظامیه و یه چیزی شبیه اینکه عملکرد نیروی انتظامی در چند سال اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته!!!خندم گرفته بود .همین چند ماه پیش بود که خونه یکی از دوستامو دزد زده بود و هنوزم که هنوزه هیچ ردی از اون دزد خوشبخت پیدا نشده و یا اون دختر 16 ساله ی بی پناهی که از سه ماموری که در یک ماشین پلیس بودند تقاضای کمک می کنه و اون سه مامورم عجیب بهش کمک می کنند!!!!!!!!!و این یعنی اوج امنیت اجتماعی و اوج پیشرفت!!!راستی کسی خبری از اون دخترا نداره که به خاطر همین طرح امنیت اجتماعی سوار ماشین به اصطلاح پلیسشون کردند و دیگه هیچ خبری ازشون نشد؟!!!

حالا خودمونیم این مامورای پلیس جز اینکه راه بیفتند تو خیابونا و زن ومرد جدا کنند یا خانومهای خوشتیبو ورچین کرده و با خود ببرند تا نهی از منکرشان کنند کار دیگه هم از دستشون بر می یاد؟؟؟!!!

راستی یادم رفته بود بگم این ملت خیلی خوشبخته اینو  رییس جمهورشون میگه

آخه اونو داره ...پس چی فکر کردین؟ اصلا ما مخمون عیب داره که فکر می کنیم:

 

زهرا بنی عامری دختر دانشجوی پزشکی تو بازداشتگاه بسیج همدان خودکشی کرده

 

مادر روناک صفارزاده هشت روزه که از دخترش خبر نداره

 

دانشجوهای دربند امیرکبیر هر کدوم محکوم به چندین سال حبس شدند

 

کارگران کاغذسازی کارون شوشتر به جای دستمزد کتک و چماغ دریافت می کنند

 

شایان مقیمی دانشجوی پزشکی یزد به دلیل بهایی بودن از دانشگاه اخراج شده

 

کودکان افغانی به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام شدند!!!

 

جواب دانشجوهای دانشگاه تهران با باتوم و گاز اشک آور داده شده

 

فرزاد کمانگر عضو کانون صنفی معلمان همچنان ممنوع الملاقات است.

 

فریدون نیکفرد کارگر نیشکر هفت تپه بازداشت شده

 

...................................

پی نوشت:کاش جای همه ی دولتمردان یه بوته ی درخت داشتیم...حالا هرچی که هست...اونوقت می تونستیم  مصداق واقعی بهشت رو بر روی زمین ببینیم

پی نوشت:در مورد زهرا بنی عامری فقط می تونم اینو بگم اینجافاصله آدما با مرگ خیلی کمه...خیلی کم!!!

http://mahboobeshab2.blogfa.com/post-23.aspx

اوضاع خیلی خراب شده . هز نفر که میگیرن. یه تعدادی بیشتر شروع میکنن. از اونها هم دو نفر رو میگرین. اینطور که پیداست نرخ سرعت بگیر و ببر ها و پیوستن به جمعیت مبارز برای حقوق بشر نسبت به نرخ آزادی از زندان بسیار بیشتر هست و خوشبختانه یه معادله ریاضی ساده میتونه ثابت کنه که با همین ترتیب تا 2 سال سیستم به سمت ناپایداری میره و دیگه اتفاقات عجیبی از داخل پیش رو هست و این تازه جدا از اتفاقات بین المللی هست که ممکنه عجیبتر باشه.

جزئيات خودکشي خانم دکتر جوان در بازداشتگاه منکرات همدان

http://www.etemaad.com/Released/86-07-25/269.htm#49488

 

برادر زهرا نيز در گفت وگو با خبرنگار ما گفت؛ خواهرم به هيچ وجه مشکل خانوادگي نداشت و به لحاظ روحي نيز وضعيت اش کاملاً عادي بود. من چند ساعت قبل از حادثه سه بار با او تلفني صحبت کردم و حتي نيم ساعت قبل از حادثه با هم حرف زديم و در آخرين تماس به وي گفتم پدرمان در راه همدان است و به زودي به آنجا مي رسد و مشکل را حل مي کند. زهرا هنگام صحبت با من کاملاً طبيعي بود و به نظر نمي رسيد مشکل روحي خاصي داشته باشد و نمي دانم چطور دقايقي بعد جان باخت.

 

پدر زهرا روز گذشته به خبرنگار ما گفت؛ «دخترم سال گذشته از دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد و در درمانگاه روستايي در حومه رزن همدان مشغول به کار بود و من از علت دقيق دستگيري زهرا بي اطلاع هستم و فقط به ما گفته اند ظاهراً او همراه پسري که کارمند صدا و سيما است، مشاهده شده و آن پسر همچنان در بازداشت است ولي طبق آنچه خودم مي دانم او در زمان دستگيري قصد داشته سوار بر يک خودروي آژانس به محل کارش برود.» وي افزود؛ طبق آنچه که به ما اطلاع داده اند دخترم ساعت 5/10 يا 11 صبح جمعه 20 مهرماه بازداشت شد، اما اين موضوع را در آن هنگام به ما اطلاع ندادند و سرانجام صبح روز بعد زهرا با برادرش تماس گرفته و ماجرا را اطلاع داده بود. من بلافاصله به سمت همدان به راه افتادم و هنگامي که 10 شب به آنجا رسيدم از من خواستند به دادگاه بروم و در نهايت پس از طي مراحل اداري به من گفتند دخترم خودکشي کرده است. پدر زهرا ادامه داد؛ «به من گفته اند دخترم با پارچه خودش را حلق آويز کرده است و زماني که پرسيدم وسايل خودکشي چطور در آن مکان وجود دارد به من گفتند آنجا پر از صندلي و پارچه هاي تبليغاتي است. به هر حال من موضوع را از طريق مراجع قضايي پيگيري مي کنم.»

 

Medical Student Commits Suicide after being Arrested by Sharia Police

Zahra Bani Ameri (زهرا بنی عامری), a twenty-seven-year-old medical student, committed suicide in a prison in Hamedan Province, after she was arrested by the Sharia Police.

 

خودکشی یا قتل،گزارشی از مرگ یک دختر دانشجو در بازداشتگاه بسیج همدان

دکتر زهرا بنی عامری، قربانی جدید ناهیان از منکر در همدان!

http://www.schrr.net/spip.php?article695

حقیقت چیست؟

خبر کشته شدن دکتر زهرا بني عامري در حالي پس از چند روز تائيد شد که مقامات محلي از جمله فرماندهان بسيج ‏و مقامات قضائي ابتدا از تائيد آن خودداري مي کردند.

‏روزنامه هگمتانه همدان يک روز قبل از تائيد رسمي اين خبر با انتشار يادداشتي تحت عنوان “به شايعات بي‌اساس دامن ‏نزنيد” نوشته بود: “طي سه روز گذشته شايعات بي‌پايه و اساسي در خصوص مرگ يك دختر دانشجو!!! در سطح شهر پخش ‏شد و هركس متناسب با سطح دانايي و سليقه شخصي به اين شايعه پر و بال داد. با شدت گرفتن اين شايعات يك مقام مسؤول ‏به خبرنگاران گفته است ز - ب دانشجوي 27 ساله رشته پزشكي!!! روز جمعه 21 مهرماه حين ارتكاب جرم مشهود در پارك ‏مردم توسط ضابطين قضايي دستگير و به يكي از بازداشتگاه‌ها منتقل مي‌شود… و با توجه به تعطيلي دو روزه (جمعه و ‏شنبه) اين دختر حدود 48 ساعت را در اين بازداشتگاه سپري مي‌كند و در يك فرصت پيش آمده با استفاده از يك پرده ‏تبليغاتي خود را حلق آويز نموده و جان مي‌سپارد”. اين روزنامه نزديک به جناح راست تاکيد کرده: “اين كل ماجرا بوده و ‏غير از اين تمامي شايعات و حرف و حديث‌هاي پخش شده در سطح شهر بي اساس و كذب محض است”.‏ اين روزنامه اگر چه تاکيد کرده که “کل ماجرا” همين است و ساير خبرها “کذب محض” است، با اين حال به نقل از مقامي ‏که نامش ذکر نشده دليلي ديگري براي تداوم بازداشت 48 ساعته و منجر به مرگ زهرا بني عامي عنوان کرده و نوشته: ‏‏”متوفي در همدان دوست نزديك و فاميلي نداشته كه با سپردن وثيقه و ضمانت تا صبح روز يكشنبه او را آزاد كند و از سوي ‏ديگر خود وي راضي به تماس مسؤولان با خانواده‌اش در استان كردستان نبوده و از دادن شماره تلفن تماس با خانواده و ‏مسؤولان دانشگاه امتناع مي‌كرده است ناگزير بازداشت وي ادامه مي‌يابد و متأسفانه اين حادثه اسفبار شكل مي‌گيرد”.

اما خبرنامه دانشجويان دانشگاه بوعلي همدان روايتي ديگر از قتل دکتر زهرا بني عامري انتشار داده است. ‏خبر در ابتدا با ‏تکذيب کامل از سوي سپاه به عنوان مسئول نيروهاي امر به معروف(؟؟؟) روبرو شد و مقامات سپاه پاسداران استان همدان به کل ‏آن را شايعه اي بر عليه اين نيرو تفسير کردند اما در مدت کوتاهي با فشار فعالان مطبوعاتي و دانشجويي دانشگاههاي ‏استان همدان و ضد و نقيض گويي هاي مسئولان استان پرده از واقعيت برداشته شد، و مسئولان سپاه اعلام کردند که در ‏روز جمعه خانم دکتر زهرا بنی عامری و چند نفر ديگر به جرم روابط نا مشروع توسط نيروهاي امر به معروف دستگير شده است”. ‏براساس همين گزارش “اين سخنان از سوي نيروهاي منتسب به سپاه بيشتر به نوعي اعتراف مي ماند زيرا در درجه اول ‏نيروهاي انتظامي به عنوان مسئول نگاهداري اين مجرمين داراي نيروهاي شيفتي در روزهاي تعطيل بوده و براساس ‏شهادت شاهدان در صبح روز جمعه (روز دستگيري مقتول) در ناحيه چرم سازي و تنها پارک ناحيه (پارک مردم - رو به ‏روي دانشکده علوم پايه ) نه تنها در کلانتري حضور داشته اند بلکه به صورت گشتي در حال گشت زني بوده اند و دادسرا ‏و دادگاهها نيز داراي قاضي کشيک مي باشند که ادعاي سپاه در مورد تعطيلات را عجيب جلوه مي دهد؛ اما خبردر مورد ‏نحوه خود کشي نيز بسيار جالب است که يک متهم دستگير شده آنقدر آزادي داشته که پارچه مذکور را از محل نصبش جدا ‏کرده، خود را حق آويز كرده اما تا پيش از مرگش كسي متوجه نشود!!! ‏ به گزارش خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا، مقامات قضايي استان همدان با تاکيد بر محل ترديد بودن عملکرد فرا قانوني ‏نيروهاي امر به معروف در بازداشت ۴۸ ساعته مقتول، عنوان كرده اند: خودكشي مقتول قطعي نيست، و احتمال مرگ ‏توسط سم يا عوامل دیگر قبل از حلق آويز شدن محتمل است. يك منبع آگاه در دادگستري همدان به خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا گفته ‏است: براساس شواهد موجود احتمال خودكشي بودن اين مرگ مورد ترديد است و با توجه به قطعي شدن درميان بودن نام ‏يكي از كاركنان صدا و سيما در اين ماجرا و دستگيري اين خانم به همراه فرد مذكور، به علاوه عملكرد فرا قانوني نيروهاي ‏بسيجي امر به معروف، احتمالاتي غير از خودكشي  قوت بيشتري دارند”. اين خبرنامه تاکيد کرده که “شواهد امر تا ‏كنون دليل بر كشته شدن تعمدي خانم دکتر زهرا بنی عامری در پايگاه متعلق به نيروهاي امر به معروف بوده است”.‏ خبرنامه ی اینترنتی بوعلی سینا پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه های استان همدان در آخرین اخبار خود از قول یکی از نیروهای سپاه پاسداران همدان می نویسد: ” بنا بر گفته یکی از نیروهای سپاه پاسداران منطقه همدان ، زهرا در ساختمان متعلق به این نهاد مورد تجاوز برخی از اعضای این نهاد قرار گرفته است” خبرنامه ی مذکور همچنین به نامه ای که دادستانی همدان به رسانه های محلی و دفاتر خبرگزاری ها در همدان فکس کرده و در آن اقدام به زندانی کردن مقتول توسط نیروهای سپاه را اقدامی قانونی اعلام کرده است، اشاره می کند و می نویسد: “در این نامه دادستانی همدان برای پنهان کردن ماجرا حتی باتکذیب سخنان پیشین خود زمان بازداشت دکتر زهرا بنی عامری را نه ۴۸ ساعت،  بلکه ۲۴ ساعت عنوان کرده است که اگر قول دوم صحیح باشد و این بازداشت کمتر از ۲۴ ساعت قبل از مرگ مقتول رخ داده باشد شاهدان عینی وجود دارند ، که شاهد نوعی اقدام به ادم ربایی در ناحیه عنوان شده به عنوان محل دستگیری مقتول بوده اند.”

پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۶

به دنبال تایید مرگ یک پزشک زن در همدان و در بازداشتگاه امر به معروف این شهر، خانواده وی به مراجع قضایی ‏شکایت کردند. برادر زهرا بنی عامری به مطبوعات گفته است: “زهرا هنگام صحبت با من کاملاً طبیعی بود و به نظر نمی ‏رسید مشکل روحی خاصی داشته باشد. نمی دانم چطور دقایقی بعد جان باخت”.‏

 

‎‎قتل یا خودکشی‎‎

 

آن گونه که از خبرها بر می آیدزهرا بنی عامری، ۲۷ ساله که اخبار اولیه حکایت از آن داشت که دانشجوی ۲۷ ساله رشته ‏پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان است و سپس خانواده اش اعلام کردند وی دوره پزشکی را به پایان رسانده و مشغول ‏گذراندن دوره طرح بوده است، روزجمعه ۲۰ مهر ماه ۸۶ توسط ماموران بسیج به اتهام بدحجابی بازداشت و به ‏بازداشتگاهی در یکی از پایگاه ها منتقل شد و ۴۸ ساعت بعد خبر مرگش در میان دانشجویان انتشار یافت. ‏

مقامات محلی ابتدا به انکار این خبر پرداختند اما در نهایت آن را تائید کردند. مهدی الماسی معاون تحقیقات و آموزش ‏دادگستری استان همدان به خبرگزاری ایسنا گفته است:‏‎ ‎‏”بیستم مهرماه سال جاری، این دانشجوی ۲۷ ساله به علت ارتکاب ‏جرم مشهود در یکی از اماکن عمومی، توسط ضابطان امر به معروف به این مرکز انتقال داده شد و به علت تعطیلی روز ‏جمعه و عید فطر ۴۸ ساعت در بازداشت به سر برد”.‏

الماسی ادامه داده: “این دختر در راهروی طبقه دوم مرکز امر به معروف، از فرصت به دست آمده استفاده کرده اقدام به ‏کشتن خود با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی موجود در راهرو کرد. به طوری که ماموران هنگام حضور در صحنه با ‏جسد وی مواجه شدند”.‏

با این حال الماسی خاطرنشان کرده: “در تحقیقات مقدماتی علت مرگ مشخص نشده و منتظر دریافت نظر پزشکی قانونی ‏هستیم”. ‏

وی البته از دادن اطلاعات بیشتر در مورد این پرونده خودداری کرده و گفته است: “به دلیل حفظ آبروی خانوادگی این فرد ‏از گفتن جزییات پرونده معذوریم”.‏

اما آنچه آقای الماسی نمی گوید مربوط می شود به فردی به نام “حمید” که کارمند صدا و سیمای این شهر و نامزد دانشجوی ‏مزبور است. آقای الماسی، که به “حفظ آبرو” معتقد است، در این مورد می گوید: “جرم این دو نفر رابطه نامشروع بوده و ‏جرم زنا در مورد آن ها هنوز اثبات نشده است”.‏

اظهارات معاون پژوهشی دادگستری همدان در حالی بیان می شود که ضابطان قضائی موظفند حداکثر ۲۴ ساعت پس از ‏بازداشت هر متهمی وی را به قاضی معرفی کنند و در اختیار قوه قضائیه قرار دهند. ‏

معاون پژوهشی دادگستری همدان که خود قاضی نیز هست دلیل عدم تحویل زهرا عامری را تعطیلات ذکر کرده، حال آنکه ‏در کلیه شهرها برای شیفت شب و ایام تعطیل نیز قاضی کشیک تعیین می شود. وی در اظهارات کوتاه خود خطای دیگری ‏نیز مرتکب شده و علت دستگیری وی را “جرم مشهود” عنوان کرده است. در حالیکه مرجع تشخیص جرم مشهود قاضی ‏است و متهم از سوی ماموران بسیج هرگز تا پیش از مرگ به آنها تحویل نشده و آنگونه که دادستان همدان گفته “هنوز ‏پرونده این دانشجوی ۲۷ ساله هم در اختیار دادستانی همدان قرار نگرفته است”. ‏

 

دادستان همدان دیروز سه شنبه ۲۴ مهر به خبرگزاری ایسنا گفت که پرونده کشته شدن این دانشجو هنوز به مقامات قضائی ‏تحویل نشده و در اختیار دادستانی نیست. اکبر بیگلری تاکید کرد: “پرونده خودکشی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی‎ ‎همدان، ‏در مراجع انتظامی همچون اداره آگاهی در حال بررسی است”. دادستان همدان افزود: “وجود این پرونده تایید می‌شود اما ‏هنوز پرونده به دادستانی تحویل نشده است”. ‏

 

رییس پلیس آگاهی استان همدان نیز در این ارتباط‎ ‎ضمن رد وجود این پرونده در آن اداره به خبرگزاری ایسنا گفته است: ‏‏”پرونده خودکشی باید در خود دادستانی‎ ‎مورد بررسی قرار گیرد و این پرونده در اداره ما نیست”. سرهنگ عبادالله کریمی ‏در ادامه افزوده: “شاید‎ ‎پرونده در سایر دستگاه‌های انتظامی در دست بررسی باشد”. ‏

 

‎‎از شایعه تا واقعیت‎‎

خبر کشته شدن یا خودکشی زهرا بنی عامری در حالی پس از چند روز تائید شد که مقامات محلی از جمله فرماندهان بسیج ‏و مقامات قضائی ابتدا از تائید آن خودداری می کردند. ‏

روزنامه هگمتانه همدان یک روز قبل از تائید رسمی این خبر با انتشار یادداشتی تحت عنوان “به شایعات بی‌اساس دامن ‏نزنید” نوشته بود: “طی سه روز گذشته شایعات بی‌پایه و اساسی در خصوص مرگ یک دختر دانشجو در سطح شهر پخش ‏شد و هرکس متناسب با سطح دانایی و سلیقه شخصی به این شایعه پر و بال داد. با شدت گرفتن این شایعات یک مقام مسؤول ‏به خبرنگاران گفته است ز - ب دانشجوی ۲۷ ساله رشته پزشکی روز جمعه ۲۱ مهرماه حین ارتکاب جرم مشهود در پارک ‏مردم توسط ضابطین قضایی دستگیر و به یکی از بازداشتگاه‌ها منتقل می‌شود… و با توجه به تعطیلی دو روزه (جمعه و ‏شنبه) این دختر حدود ۴۸ ساعت را در این بازداشتگاه سپری می‌کند و در یک فرصت پیش آمده با استفاده از یک پرده ‏تبلیغاتی خود را حلق آویز نموده و جان می‌سپارد”. این روزنامه نزدیک به جناح راست تاکید کرده: “این کل ماجرا بوده و ‏غیر از این تمامی شایعات و حرف و حدیث‌های پخش شده در سطح شهر بی اساس و کذب محض است”.‏

این روزنامه اگر چه تاکید کرده که “کل ماجرا” همین است و سایر خبرها “کذب محض” است، با این حال به نقل از مقامی ‏که نامش ذکر نشده دلیلی دیگری برای تداوم بازداشت ۴۸ ساعته و منجر به مرگ زهرا بنی عامی عنوان کرده و نوشته: ‏‏”متوفی در همدان دوست نزدیک و فامیلی نداشته که با سپردن وثیقه و ضمانت تا صبح روز یکشنبه او را آزاد کند و از سوی ‏دیگر خود وی راضی به تماس مسؤولان با خانواده‌اش در استان کردستان نبوده و از دادن شماره تلفن تماس با خانواده و ‏مسؤولان دانشگاه امتناع می‌کرده است ناگزیر بازداشت وی ادامه می‌یابد و متأسفانه این حادثه اسفبار شکل می‌گیرد”. ‏

‎‎روایت دیگر‎‎

اما خبرنامه دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان روایتی دیگر از کشته شدن یا خودکشی زهرا بنی عامری انتشار داده است. ‏

به نوشته این خبرنامه “صبح روز دوشنبه ۲۳ مهر ۸۶ خبری مانند بمب در میان خبرنگاران همدانی پیچید:یکی از ‏دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان که توسط امر به معروف دستگیر شده بود خود را حلق آویز کرد. خبر در ابتدا با ‏تکذیب کامل از سوی سپاه به عنوان مسئول نیروهای امر به معروف روبرو شد و مقامات سپاه پاسداران استان همدان به کل ‏آن را شایعه ای بر علیه این نیرو تفسیر کردند اما در مدت کوتاهی با فشار فعالان مطبوعاتی و دانشجویی دانشگاههای ‏استان همدان و ضد و نقیض گویی های مسئولان استان پرده از واقعیت برداشته شد، و مسئولان سپاه اعلام کردند که در ‏روز جمعه خانم زهرا و چند نفر دیگر به جرم روابط نا مشروع توسط نیروهای امر به معروف دستگیر شده است”. ‏براساس همین گزارش “این سخنان از سوی نیروهای منتسب به سپاه بیشتر به نوعی اعتراف می ماند زیرا در درجه اول ‏نیروهای انتظامی به عنوان مسئول نگاهداری این مجرمین دارای نیروهای شیفتی در روزهای تعطیل بوده و براساس ‏شهادت شاهدان در صبح روز جمعه (روز دستگیری مقتول) در ناحیه چرم سازی و تنها پارک ناحیه (پارک مردم - رو به ‏روی دانشکده علوم پایه ) نه تنها در کلانتری حضور داشته اند بلکه به صورت گشتی در حال گشت زنی بوده اند و دادسرا ‏و دادگاهها نیز دارای قاضی کشیک می باشند که ادعای سپاه در مورد تعطیلات را عجیب جلوه می دهد؛ اما خبردر مورد ‏نحوه خود کشی نیز بسیار جالب است که یک مجرم دستگیر شده آنقدر آزادی داشته که پارچه مذکور را از محل نصبش جدا ‏کرده، خود را حق آویز کرده اما تا پیش از مرگش کسی متوجه نشود”. ‏

به گزارش خبرنگار خبرنامه بوعلی سینا، مقامات قضایی استان همدان با تاکید بر محل تردید بودن عملکرد فرا قانونی ‏نیروهای امر به معروف در بازداشت ۴۸ ساعته مقتول، عنوان کرده اند: خودکشی زهرا ب قطعی نیست، و احتمال مرگ ‏توسط سم یا… قبل از حلق آویز شدن محتمل است. یک منبع آگاه در دادگستری همدان به خبرنگار خبرنامه بوعلی سینا گفته ‏است: براساس شواهد موجود احتمال خودکشی بودن این مرگ مورد تردید است و با توجه به قطعی شدن درمیان بودن نام ‏یکی از کارکنان صدا و سیما در این ماجرا و دستگیری این خانم به همراه فرد مذکور، به علاوه عملکرد فرا قانونی نیروهای ‏بسیجی امر به معروف، احتمالاتی غیر از خودکشی زهرا قوت بیشتری دارند”. این خبرنامه تاکید کرده که “شواهد امر تا ‏کنون دلیل بر کشته شدن تعمدی زهرا در پایگاه متعلق به نیروهای امر به معروف بوده است”.‏

‏ ‏

گفتنی است حمید که بر اساس شنیده ها کارمند صدا و سیما است با زهرا نامزد بوده اند اما از آنجا که به صورت رسمی ‏ازدواج نکرده بودند، جرمشان رابطه نامشروع محسوب شده است. ‏

به دنبال اعلام خبر مرگ این پزشک جوان، خانواده وی به دلیل وجود ابهامات بسیار در این پرونده و اظهارات ضد و ‏نقیض، با تنظیم شکایتی خواستار پیگیری موضوع از طریق مراجع قضایی شدند. ‏

خانواده زهرا گفته اند نیم ساعت قبل از مرگ با وی تلفنی صحبت کرده و هیچ علایمی که حکایت از اقدام جنون آمیز وی ‏باشد، دریافت نکرده اند. ‏

پدر زهرا در گفت و گو با روزنامه اعتماد می گوید: “دخترم سال گذشته از دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران فارغ ‏التحصیل شد و در درمانگاه روستایی در حومه رزن همدان مشغول به کار بود و من از علت دقیق دستگیری زهرا بی ‏اطلاع هستم و فقط به ما گفته اند ظاهراً او همراه پسری مشاهده شده و آن پسر همچنان در بازداشت است ولی طبق آنچه ‏خودم می دانم او در زمان دستگیری قصد داشته سوار بر یک خودروی آژانس به محل کارش برود”.‏

‏ وی می افزاید: “طبق آنچه که به ما اطلاع داده اند دخترم ساعت ۵/۱۰ یا ۱۱ صبح جمعه ۲۰ مهرماه بازداشت شد، اما این ‏موضوع را در آن هنگام به ما اطلاع ندادند و سرانجام صبح روز بعد زهرا با برادرش تماس گرفته و ماجرا را اطلاع داده ‏بود. من بلافاصله به سمت همدان به راه افتادم و هنگامی که ۱۰ شب به آنجا رسیدم از من خواستند به دادگاه بروم و در ‏نهایت پس از طی مراحل اداری به من گفتند دخترم خودکشی کرده است”. ‏

پدر زهرا ادامه می دهد: “به من گفته اند دخترم با پارچه خودش را حلق آویز کرده است و زمانی که پرسیدم وسایل ‏خودکشی چطور در آن مکان وجود دارد به من گفتند آنجا پر از صندلی و پارچه های تبلیغاتی است. به هر حال من موضوع ‏را از طریق مراجع قضایی پیگیری می کنم”.‏

در همین ارتباط، برادر زهرا نیز می گوید: “خواهرم پس از پایان تحصیلاتش تصمیم گرفت در منطقه یی محروم به طبابت ‏بپردازد و از آنجا که پدرم آزاده است زهرا نیازی به گذراندن طرح نداشت و به صورت داوطلبانه مدت ۷ ماه در روستایی ‏در ۲۰۰ کیلومتری رزن و روستای دیگری در ۱۴۰ کیلومتری همدان به معالجه بیماران می پرداخت”. ‏

وی می افزاید: “خواهرم به هیچ وجه مشکل خانوادگی نداشت و به لحاظ روحی نیز وضعیت اش کاملاً عادی بود. من چند ‏ساعت قبل از حادثه سه بار با او تلفنی صحبت کردم و حتی نیم ساعت قبل از حادثه با هم حرف زدیم و در آخرین تماس به ‏وی گفتم پدرمان در راه همدان است و به زودی به آنجا می رسد و مشکل را حل می کند. زهرا هنگام صحبت با من کاملاً ‏طبیعی بود و به نظر نمی رسید مشکل روحی خاصی داشته باشد و نمی دانم چطور دقایقی بعد جان باخت. به هر حال طبق ‏نظریه پزشکی قانونی ما خواستار پیگیری قضایی موضوع هستیم”.

نامه خانواده زهرا ب به مردم همدان و ملت آگاه ایران

http://basunews.blogfa.com/post-87.aspx

.

موارد دیگر بصورت لایحه تسلیم دادگستری خواهد شد:

1-  حکم بازداشت 24 ساعته اولیه توسط قاضی کشیک صادر گردیده که در این فاصله هیچگونه تماسی با خانواده ی مرحومه گرفته نشده است. با توجه به موضوع بازداشت که مسئله گفتگوی دو جوان بدون داشتن عقدنامه ی رسمی بوده و موقعیت اجتماعی و شغلی مرحومه و بیماری والدین ایشان که مسافرت برای آنها مشکل بوده است مرحومه در انتظار توجیح مسئولین ستاد بوده که این مسئله لاینحل باقی مانده است. پس از طی این زمان، حکم 24 ساعته دوم که توسط قاضی کشیک در روز عید فطر صادر گردیده نیزدارای نقص نگارشی بوده و بازداشتگاه ناجا از پذیرفتن مرحومه خودداری می نماید. متاسفانه به جهت خستگی و سهل انگاری ماموران مربوطه بر خلاف همان حکم ناقص قاضی رشیدی تصمیم بر این گرفته اند که در محیطی خارج از ضوابط قانونی و بدون وجود زندان بان زن و یا هر زنی که بتواند در محیطی کاملا مردانه تسلی خاطر وی باشد او را در سالنی نگهداری نموده و از حضور وی ساعتها غافل می شوند.

2- عدم اطلاع رسانی به موقع به خانواده ی مرحومه و بازداشت ایشان در آخرین روز ماه مبارک رمضان و روز عید فطـر به هر دلیل و هر شکل ممکن با توجــه به اینکه تلفن همــراه ایشان نیز در اختیــار مسئولین بوده غیر قابل قبول می باشد.

 

3- نگهداری ایشان بر خلاف دستور صریح و مستقیم قاضی کشیک در محل ستاد و نبردن ایشان به بازداشتگاه زنان ناجا سبب این حادثه شده است که مسئولیت آن بر عهده ی متخلفین می باشد.

4- نه تنها مرحومه دچار وضعیت فشار روحی بوده بلکه پدر ایشان نیز پس از مراجعه به ستاد همدان با بی مهری روبه رو گشته و از پاسخ گویی مناسب و حق مسلم ایشان خودداری شده است. و ایشان شبی را تا صبح بدون هیچ اطلاعی از فرزندشان در شهری غریب سپری نموده اند.

5- متاسفانه از طرف مسئول ستاد به پدر مرحومه اعلام می شود که ایشان با فرد فاسد و اراذل و اوباشی ارتباط داشته است در حالی که این مسئله کذب محض می باشد . اولیای فرد مذکور با همراه آوردن وثیقه برای آزادی پسر خود و مرحومه به ستاد مراجعه می کنند که در نهایت ایشان که کارمند گزینش شده ی یکی از همین سازمانهای کشورمان می باشد، با وثیقه آزاد شده و از همراه بردن مرحومه و تحویل به خانواده ی آن خودداری می شود. پس در غربت نیز کسی بوده که به قید وثیقه مرحومه را برای مورد ساده ی منکراتی ( گفتگوی دو جوان برای زندگی مشترک ) آزاد نماید.

با توجه به اینکه مرحومه در خانواده ای تحصیل کرده و مذهبی زندگی می کرده و سالیانی خدمت به مردم را تجربه نموده و با توجه به موقعیت اجتماعی خود و پدر ایشان جای بسی شگفتی است که وی دست به عملی بزند که نتیجه آن نهایتا امضای تعهد نامه ای و یا عقد و ازدواج بیش نبوده . این بخش از قضیه طبعا با شکایت اولیای دم و رسیدگی مقامات ذیصلاح پیگیری خواهد شد.هر چند رد و یا اثبات آن چیزی از مسئولیت سهل انگاری و سختگیری بیش از معمول آنهم در پایان ماه مبارک رمضان نخواهد کاست

والسلام و علیکم- 27 مهرماه86

ابوالقاسم ب پدر مرحومه

...

سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386

تف به این مملکت

http://ahmaghaneh-ha.blogfa.com/post-199.aspx

 

۱- روناک صفارزاده: روناک صفارزاده ۲۱ ساله، از فعالین حقوق زن  و کمپین یک میلیون امضا در کردستان و عضو انجمن زنان آذرمهر کردستان، صبح روز یکشنبه ۲۲ مهر در حالیکه به طرف محل کار خود می رفت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. پس از آن مامورین به منزل وی هجوم برده و با رفتاری خشن و موهن نسبت به خانواده وی کیس کامپیوتر و کتابهای او را با خود بردند. همچنین وقتی مادر وی بعد از ۶ روز بیخبری به دادسرا مراجعه نمود با رفتار توهین آمیز، فحاشی و آزار روانی و کلامی مواحه شد و مامورین به جای دادن هر گونه اطلاعی از وی، مادر ۵۲ ساله او را با پاسخهای ضد و نقیض روبرو نموده اند. گفتنی است این آدم ربایی از طرف مامورین امنیتی روز بعد از جشن روز جهانی کودک انجام گرفته که روناک در آن جشن به جمع آوری امضا برای کمپین یک میلیون امضا پرداخته است.

 

مادر روناک که 6 روز بی خبری ازدخترش را تاب آورده می گوید :« 52 سال از عمرم می گذرد. بخدا اگر اتفاقی برای روناک بیفتد دنیا را به آتش می کشم و باقی عمرم را فدای او و خواسته هایش می کنم. مگر دختر من چه کرده است؟ من آنقدر به دادسرا می روم تا جواب بگیرم

 

   منبع: سایت تغییر برای برابری

خودکشی به خاطر اتهام رابطه نامشروع در نیمی از سال3

 

22 خرداد 86 خودکشی ؟؟؟ دختر دانشجوی دانشگاه ملایر به دلیل حکم تعلیق و اتهام رابطه نامشروع

 

18 تیر 86  خودکشی مهسا.ن دانشجوی رشته شیمی دانشگاه رازی كرمانشاه پس از انتشار خبر تجاوز یکی از مسئولان حراست دانشگاه به او با تهدید به افشای رابطه نامشروع

 

و 21 مهر 86 خودکشی زهرا ب.ا دانشجوی پزشکی در همدان در بازداشتگاه مفاسد اجتماعی به اتهام رابطه نامشروع

 

هر سه خانواده هایی داشتند که امکان نداشت بتوانند در شهر محل سکونتشان با پسری ارتباط داشته باشند

در هر سه مورد دوستان فرد مذکور یا خبرنگاران محلی با کمیسیون زنان تحکیم تماس گرفتند و در تمام موارد از ما خواستند از انتشار نام این دخترها خودداری کنیم و در هر سه مورد دخترها از ترس روبرو شدن با خانواده متعصب و مذهبی خود  دست به خودکشی زده بودند و در هر سه مورد پس از مدتی کسی به تماسهای ما برای پیگیری پاسخ نگفت و از ادامه ارتباط منصرف شد.

هم کلاسان این دانشجویان از طرف مسئولان محلی یا دانشگاه  برای پیگیری علت  خودکشی تهدید شدند . ساعتها صحبت تلفنی  داشتیم تا از طریق دوستان این دختران دانشجو خانواده هایشان را متقاعد به شکایت و تشکیل پرونده یا لااقل مصاحبه کنیم ولی هیچ یک نمی پذیرفتند با این توجیه که به اندازه کافی آبرویشان رفته است و نمی خواهند بیشتر از این بر سر زبانها بیفتند.

در هر سه مورد دنبال آن طرف قضیه رابطه نامشروع بودیم تا ببینیم  او چه می گوید. رابطه نامشروعشان کجا و چگونه آغاز شده. رابطه  ای که چهار تا و چهل تایش هم مشروع می شد، تنها  اگر به قوانین احمقانه آنها تن می دادند و با مراجعه به دادگاه  تمکن مالی خود را اثبات می کردند.

بکارت زهرا را بعد از اینکه خود را دار زد چک کردند .خدا را صدهزار مرتبه شکر که صحیح و سالم سر جایش بود!

؟؟؟ هم مجبور شده بود ثابت کند سقط جنین نکرده .چه جنایتی! خوشبختانه او هم پرده سالمی داشت منتظر دخول مشروع . خیال آقایان راحت شد که کسی بدون کسب اجازه از آنها اقدام به برقراری رابطه نکرده است. ولی برای اینکه درس عبرتی شود برای دیگران دو ترم تعلیق از تحصیل برایش صادر کردند و به خانواده اش هم خبر دادند که دخترشان دانشگاه را به فساد کشیده است. او هم با خوردن قرص خودکشی کرد.

زهرا را که به زور سوار ماشین کردند و به مفاسد بردند گفتند باید خانواده ات بیایند تعهد بدهند.گفت من یک پزشک ۲۷ ساله هستم.خودم قدرت تشخیص دارم.هر تعهدی می خواهید بگیرید از خودم بگیرید. چه جسارتها! دختر هفتاد سالش هم که بشود یک ناقص العقل است .باید تحویل "سرپرستش" بشود.

 چرا اینقدر قضیه را بزرگ می کنیم؟آنها که چیز زیادی از ما نمی خواهند! فقط می خواهند مطمئن باشند هیچ کس بدون کسب مجوز کتبی از آنها ...

قلبش را با دیگری تقسیم نمی کند...؟

عاشق نمی شود...؟

با دیگری به بستر نمی رود...؟

...

نه

می خواهند مطمئن شوند هیچ کس بدون کسب مجوز از آنها زندگی نمی کند!

پی نوشت: طبق خبر روزنامه اعتماد ، خوشبختانه خانواده زهرا بنی عامری قصد دارند از نیروی انتظامی شکایت کنند . به نظر آنها مرگ زهرا در اثر خودکشی نبوده و  هنوز  مشخص نیست که در طول مدت بازداشت چه بر سر زهرا آمده است.

http://nimanasrin.blogfa.com/post-306.aspx

 

سلام نسرین جان.ببین به نظرم در مورد اطلاع رسانی باید بیشتر دقت کنی.در مورد اون دانشجوی دانشگاه رازی که خودکشی کرده باید بگم طرفش استاد دانشگاه بوده نه مامور حراست.اون دانشجویی که مامور حراست بهش تجاوز کرده دانشجوی دانشکده ادبیات بود.ظاهرا دانشگاه رازی داره در این مورد رکورد میشکنه.

سلام خودکشی نازنین ر . دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه بوعلی سینا در بهار گذشته و... را فراموش کردید

او نیز

22 اردیبهشت 1386

خبر تعرض به یک دانشجوی دختر در دانشگاه کرمانشاه و حمله به سالن مطالعه دختران در دانشگاه امیرکبیر که هر دو از سوی مسئولین حراست صورت پذیرفت آنقدر تکان دهنده و شرم آور است که جای هیچ سکوتی را باقی نمی گذارد. آنانکه با تکیه بر زور ادعای حراست از کیان دانشگاه را دارند خود به بزرگترین تهدید برای امنیت دانشجو و دانشگاهتبدیل شده اند. کارمند عالی مقام حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با سوءاستفاده از قدرتی که نهادهای امنیتی تحت عنوان حراست به او اعطا کرده اند، با تهدید و ارعاب به افشای وضعیت پرونده يكي از دانشجويان دختر نزد خانواده اش، نه تنها اقدام به هتک حرمت وی کرده بلکه به ساحت دانشگاه و دانشجویان کشور توهین نموده است. از سوی دیگر حمله وحشیانه به سالن مطالعه دختران در دانشگاه امیر کبیر همگی اخباری شرآور از دانشگاههای کشور در هفته گذشته بود. این دو حادثه در حالی روی داد که چند ماه پیش نیز مسئول حراست دانشگاه علامه با سوء استفاده ای دیگر به چند دانشجوی دختر در دانشگاه علامه تعرض نمود و مسئولین به سادگی از کنار این مساله گذشتند. حال کجایند آن دین به دنیا فروشانی که با کوچکترین رفتاری خلاف سلیقه شان فریاد وااسلاما و دینخواهی شان گوش فلک را کر می کند؟! کجایند کسانی که این روزها هوادارانشان مزاح هرچند نسنجیده ی یک استاد سالخورده را دستاویز کفن پوشیدن خود و سیاه پوش نمودن دانشگاه کرده اند؟! کجایند مدعیان دین و ارزش ها؟! مایه شرم است که نوع پوشش برای آن زاهدان پر فریب اینچنین عین ارزش و قداست است ولی تعرض مسئولان دولت نهم به دختری بی پناه هتاکی و ننگ نیست. به راستی ارزش های آنان چنین است؟! سوال این است که کسانی که خود حرمت شکن عصمت و مقدساتند وکسانی که ناقضان ابتدایی ترین سطح امنیت روانی و اخلاقی اند تحت چه عنوانی خود را متولی امنیت و حراست می دانند؟ چه کسی پاسخگوی رفتار شنیع انهاست ؟ هیهات از اینهمه پلیدی و دروغ، ریا و تزویر؛ از جماعتی که از دیده شدن تار موی زنی گریبان چاک می کنند و چماق به دستانشان برای موی و روی و لباس مردم تکلیف تعیین می کنند و به بند و زنجیر و حبس حوالت می دهند، اينان كه در ظاهر با وظیفه ی برقراری امنیت و حراست از کیان علم و دانشگاه و در باطن با وظیفه ی حراست از جایگاه خود و ناصبان خود به دانشگاه تحمیل شده اند و در همین حال به پلیدترین صورتی هتک حرمت از دختران می کنند و حتی زمزمه ی اعتراضی هم از آن خیل سینه چاکان مقدسات به گوش نمی رسد! آنانی که آزادی پوشش را تاراج دین می شمارند ولی تعرض را تا حد تقبیل و تحبیب مجاز میشمارند!! این فجایع البته بی سابقه نیست. بارها و بارها شاهد آن بوده ایم که کسانی که با تکیه بر قدرتی که به گزاف در اختیارشان قرار گرفته است دست تعدی به حریم شخصی و حوزه ی خصوصی دانشجویان دراز کرده اند. اگر زنگ خطری که چند ماه پیش در دانشگاه علامه به صدا در آمد به گوش اعتبار شنیده می شد امروز شاهد تکرار چنین فاجعه ای در دانشگاه رازی نبودیم. آری، تکرار این ماجرا نشانه ایست بر گستردگی اینگونه سوء استفاده ها و مشتی است نمونه ی خروار که البته در بسیاری موارد به دلیل عواقبی که می تواند بر اشخاص مترتب باشد در پرده ی کتمان باقی می ماند و عمری سنگینی بار این تحقیر را بر آنان تحمیل می کند. امروز ما را علم بر آن نیست تا پرده از رسوایی های دیگر این مزوران قدرت پرست برداریم و توان آن نیست تا آن قدرت متمرکز فاسد را پاسخگو کنیم، اما می توانیم و حق خود می دانیم نگرانی عمیق خود را از وقوع فجایعی اینچنین که به راحتی امکان پوشیده ماندن و برملا نشدنشان هست ابراز کنیم. آیا نباید نگران سایر دختران دانشجو و باجگیری بیشرمانه ی نهاد به اصطلاح حراست بود؟

http://www.silenthalf.com/spip.php?breve63

 

خودکشی یک دختر دانشجو در اصفهان

فریناز، دانشجوی 21 ساله اصفهانی و دانشجوی پزشکی دانشگاه شهرکرد که روز گذشته به علت خودکشی با قرص به بیمارستان منتقل شد ، در حال حاضر در کما به سر می برد. والدین این دانشجو موضوع را به شدت مخفی می کنند و حاضر به گفتگو نیستند اما شنیده ها حاکی از آن است که این دختر دانشجو ، دو روز پیش از اقدام به خودکشی به خاطر حجاب از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بوده و پس از آزادی دست به خودکشی زده است. مادر فریناز درباره انگیزه دخترش از خودکشی اظهار نظری نکرده و فقط گفته است که دوستان دخترش در این اقدام مقصرند.

http://www.silenthalf.com/spip.php?breve64

 

خبر فوری : ما را از خانه بیرون کردند

ارسال شده توسط كاوه on اکتبر 8th, 2007

دانشگاه بوعلی سینا در محاصره شدید ترین تدابیر امنیتی قرار دارد ، دانشجویان را از خانه دومشان بیرون می کنند، نیروهای  امنیتی فضا را به شده خفه و بسته کرده اند و برای نخستین بار خلا نبود یک تشکل مستقل دانشجویی پس از انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه به چشم می آید.

امروز دانشگاه نه خانه دوم بلکه خانه چندم دانشجو نیز نیست

امروز دانشگاه دیگر دانشگاه نیست به سربازخانه ای مانند شده که میزبان ارشد خود شده است و شاید برای نخستین بار رئوسای … دانشگاه  اصل خود را نشان دادند، خوشا به حال بوعلی سینا ، خوشا به حال او که در فاصله چند کیلومتری دانشگاهی که به نامش نامیده اند خفته و نمی بیند که چه می رود بر محیط علمی و دانشگاهی  ، خوشا به حالش که گر بود و می دید شاید امروز دق می کرد ، از غم شکسته شدن حرمت دانش

امروز دانشگاه بوعلی سینا …. نه ببخشید آنطور که به من گفتند وزارت اطلاعات حکومت جمهوری اسلامی ، بله همین اطلاعات خودمان میزبان است ،میزبان !!!!

در این لحظه که در حال نوشتن این متن هستم دانشکده علوم پایه کم کم در حال تخلیه است تا میزبان محترم که گویا معاون وزیر اطلاعات هستند بتوانند به آسانی و خیالی آسوده میهمانان خود را که برخی اساتید دانشگاه بوعلی سینا باشند میزبانی کند و البته به همراه خبرنگاران رسانه های خودی که این روزها به دو رسانه محدود می شوند ایرنا و صداوسیما و دیگر هیچ….

دکتر (!!!) خزایی هم خیالی آسوده دارد…دیگر هیچ دانشجویی در دانشگاه نیست و او می توند به راحتی و بی هیچ هراسی از سخنان فردا روز کسی به اربابانش خدمت کند

http://aazaadi.wordpress.com/2007/10/08/buali-etelaat/

 

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در اعتراض به وضعیت پرونده “زهرا ب.”، پزشکی که در بازداشتگاه امر به معروف خودکشی کرد و وضعیت امنیت خوابگاههای این دانشگاه اقدام به برگزاری تجمع اعتراض آمیز کردند.

زهرا ب” با ۲۷ سال سن، رتبه ی ۲۶ پذیرفته شده رشته ی پزشکی شهر تهران و فارغ التحصیل دانشکده پزشکی تهران در سال ۱۳۸۵ که در شهر همدان دستگیر شده بود به علت تعطیلی دادگاه مجبور شد، ۴۸ ساعت در بازداشتگاه نهاد امر به معروف و نهی از منکر این شهر در بازداشت بماند.

طبق گواهی پزشکی قانونی، علت فوت “زهرا ب.”، فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن تعیین شده است. ساعت معاینه جسد ۹ صبح روزجمعه ۲۲/۷/۸۶ و زمان فوت حدود ساعت ۹ شب شنبه ۲۱/۷/۸۶ تعیین گردیده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پنجشنبه گذشته نیز به یکی از دانشجویان دختر دانشگاه همدان در جلوی درب خوابگاه حمله شده بود و شب گذشته نیز حمله ای با سلاح سرد به ۲ دانشجوی کارشناسی ارشد این دانشگاه در روبروی خوابگاه فاطمه الزهرا صورت گرفت.

 

همچنین در همدان، نیروهای منتسب به سپاه پاسداران در اقدامی جدید با ورود به جمع های دانشجویان و کشاندن بحث به موضوع خودکشی یک پزشک در بازداشتگاه امر به معروف وابسته به سپاه، و عنوان اینکه این خبر دروغ محض است و هیچ رنگی از حقیقت ندارد، قصد دارند به هر صورت که شده از انعکاس وسیع خبر فوق در میان گروه های مختلف اجتماعی جلوگیری کنند. این در حالی است که الماسی، مسئول روابط عمومی دادگستری همدان، پس از تکذیب اولیه، خبر مرگ در اثر خودکشی را تایید کرده است.

http://www.autnews.info/archives/1386,07,0005260

 

بيانيه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای همدان در ارتباط با وقایع اخیر همدان

http://www.autnews.info/archives/1386,07,0005260

…………..

با چشم ها

ز حیرت این صبح نا به جای

خشکیده در دریچه ی خورشید چهارطاق، دستان بسته ام را

آزاد کردم از زنجیرهای خواب

فریاد بر کشیدم، اینک چراغ معجزه مردم ؟!؟!؟!؟

۲۹/۷/۸۶

 

تجاوز سه مامور نيروي انتظامي به يک دختر 16 ساله در ورامين

http://peaper.blogfa.com/post-96.aspx

 


ماجرا آنقدر وحشتناك است كه باور نكردنش در اولين ثانيه پس از شنيدن امري كاملاً طبيعي باشد. تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي به يك دختر فراري كه براي نجات خودش به آنها پناه برده چيزي جز علامتي كه سقوط اخلاقي يك جامعه را نشان مي دهد نيست. وقتي حسين خاني خبرنگار حوادث روزنامه ايران ماجرا را برايم تعريف كرد مو بر تنم راست شد.
داستان خيلي ساده است و در عين حال تكان دهنده. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند. شرم آور است. شرم آور.
يکشنبه هفته آينده دادگاه اين سه مامور در شعبه 72 دادگاه كيفري برگزار مي شود. ممكن است بپرسيد چطور اينقدر سريع محاكمه اين سه نفر برگزار مي شود. سئوال خوبيست. جواب البته مشخص است. مسئله مسئله تجاوز به عنف است. بايد ديد آيا براي اين ماجراي تلخ و دردناك كسي سينه چاك مي كند؟ يا نه. ماجرا مثل حادثه دانشگاه كرمانشاه با سكوت برگزار مي شود. راستي كدام مهمتر است. كنترل حجاب مردم يا كنترل خودمان؟

تحریریه خاموش

یادداشتهای احمدک دبیر

سه مامور متجاوز به دخترک 16 ساله ورامینی تبرئه شدند!

چند روز است كه در شش و بش نوشتن يا ننوشتن اين خبر گرفتار شده ام. بنويسم؟ ننويسم؟ و البته بالاخره مي نويسم. گرچه ترس خوردگي مرضي است كه اين روزها بسياري از ما گرفتارش هستيم. ما جماعت روزنامه نگار كه بايد حقايق را بنويسم و از گفتن حقيقت نهراسيم. و البته از گفتن حقیقت می هراسیم و بجای گفتن و نوشتن آن خفقان می گیریم.

يادتان مي آيد كه از دختر 16 ساله اي نوشتم كه توسط سه مامور پليس مورد تجاوز قرار گرفته بود؟ شنيده ها حكايت از آن دارد كه قاضي پرونده هر سه مامور پليس را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه كرده است. ظاهراً قاضي پرونده مجاب نشده كه دخترك به زور مورد تجاوز سه مامور قرار گرفته.

و اما بشنويد از دلايل قاضي. يكي از اين سه نفر مامور مجرد بوده و چون مجرد بوده نمي توان موضوع تجاوز او  به دخترک را اثبات كرد! يكي ديگر از آنها اگر چه متأهل بوده اما چون همسرش آن شب مسافرت بوده پس جرمش محرز نيست. نفر سوم را هم با چنين دلايلي تبرئه كرده اند.

اين در شرايطي است كه دخترک مدعي است تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي در حالي اتفاق افتاده بود كه او براي نجات خودش به آنها پناه برده بوده است. خودتان قضاوت كنيد. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند.

حالا بعد از گذشت 5 ماه قاضي پرونده هر سه متهم را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه مي كند و پرونده را به دادسراي عمومي ارجاع مي دهد. يعني چي؟ يعني اينكه دخترك با ميل خودش تن به اين كار داده است و تجاوزي در كار نبوده. در مورد اتهام آدم ربایی هم چون دخترک سوار خودروی نیروی انتظامی شده است، هر سه مامور تبرئه شده اند. به اين ترتيب براي شاكي ( دخترك 16 ساله ) ضربه شلاق بريده خواهد شد و براي هر سه مامور مذكور كه در حال حاضر به قيد وثيقه 20 ميليون توماني آزاد شده اند، جريمه نقدي بدل از 100 ضربه شلاق خواهند بريد. ديگر چيزي نمي نويسم. خفقان مي گيرم و قضاوت را به خودتان واگذار مي كنم

http://www.peaper.blogfa.com/post-117.aspx

+ نوشته شده در  2007/10/22ساعت 6  توسط رزا روشن  |